خانوما یکم دردل
خدایی زنها خیلی اذیت میشن تو همه مراحل زندگیشون قبول دارین؟
من همیشه میگم زن خیلی بدبخته با همه مشکلات باید سر پا باشه و به خونه زندگی و بچه و شوهر برسه تو پریودم انگار کارارو اذیت های بچه صد بزابر میشه خدایا کاش این پریودی رو به زن نمیدادی قزبونت برم میدونم اگه این نبود بچه هم نبود ولی کاش جور دیگه ای بود این دلدرد و کلافگی ادمو دیوونه میکنه اذیت های بچه و کارای خونه هم یه طرف بدتر
من فقطبه دلیل زیاد عذاب کشیدن زنها و عذابی که خودم میکشم مریض میشم دوست داشتم بچم پسر باشه که عذاب نکشه
خداروشکر میکنم دخترم مونس و همدم منه هیچوقت ناشکری نمیکنم قربونش برم خدا صلاح همرو بهتر از خودمون میدونه دختر یه چیز دیگست سنگ صبور و همدم مادر میشه با دنیا عوضش نمیکم خودش خیلیداداش دوست داره از خدا میخوام ارزوی دخترم رو براورده کنه با دستای کوچولوش همیشه میگه خدایا یه داداش کوچولو به من بده بهش غذا بدم مواظبشم خفش نمیکنم😂🙏😍

۳ پاسخ

مخصوصا اونجایی که به خودمون رحم نمیکنیم وسالی یه بچه میاریم. طرف میاد میگه شوهرم بچه نمیخاد ولی ما خودمونو پاره میکنیم که باز بچه بیارم. انگاری خلق شدیم که فقط عذاب بکشیم

آره واقعا درکت میکنم 🥹🥹منم همین الان پریود شدم رفتم نوار گذاشتم 🥹 واقعا زنا خیلی قوی هستن وگرنه خدا انقد درد بهمون نمی‌داد🥹 انشالله هستی خانوم ب آرزوش برسه و ی داداش خوشگل و سالم گیرش بیاد♥️😍🫂

الان از دلدرد نمیتونم بخوابم کلی هم کار کردم پریودمم شش روز به خاطر کار سنگین این ماه و پیاده روی زیاد جلو اقتاد امروز یهم کپ کردم شروع شد خیلی دزد بدیه عادت به قرص و دم نوش و اینا ندارم نهایت یه چای نبات گرم میخورم دردش به کنار کلافگی و بی حوصلگی تو این گرما چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم
مامان گرشا مامان گرشا ۵ سالگی
سلام‌مامانا
میدونم خیلی دارم با پشت های نا امید کننده ام حالتون و خراب میکنم
ولی خیلی حالم بده الان فقط دارم به صورت گرشا نگاه میکنم بعد فکر میکنم چرا خدا نمیزاره منو این بچه هم مثل همه بچه ها و مادرا کنار هم از زندگیمون لذت ببریم . گرشا قبلا بهش اب قلم گوسفند میساخت الان نمیسازه دوباره میدم اسهال خلطی میشه .
اللن چهار شبه درست نخوابیدیم نیم ساعت از خوتبش میگذره همش گریه و زاری .
دیشب قبل خواب با دلدرد اسهال شد و تا بخوابه همش میگف دلم درد میکنه از زیاد شدن ادرارشم نگم الان چند شبه تا صبح پوشکش پر میشه پس میده
وزن و قدم نمیکشه الان مدتیه واقعا بهم ریخته و من میترسم از نون باشه تو تست پوستیش نون مثبت بود فکر کنم ۶ بود عددش یه برهه ندادم مجبور شدم نون سحر بدم که سیب زمینی داره و نمیسازه بهش سه ماه دادم ولی حالا مجبورم سنگک بدم به خدا مجبورم بچه ام چیزی نمیخوره . شوهرم میگه باید بدی بخوره چون اون برهه رو دید که چقدر اذیت شد بچه . خودمم دیگه میترسم قطع کنم . الان هر جا میخونم نوشته اگه ادرار زیاد باشه به کلیه هاش اسیب میرسه زبونم لال . امروز رفتم ازمایش ادرار دادم براش تا یه شنبه ببر روحانی ببینم چی میشه به خدا دیگه نمیکشم
گرشا تا صبح شاید ۳ الی ۴ بار جی میکنه طول روزم ۶ بار ولی وقتی الرژن میخوره ادرارش حجیمه .
کاش بخوابم دیگه پا نشم خسته شدم از نگاهاش التماس گونه اش برای خوراکی ها یه چیز ساده نمیتونه بخوره اخه مگه میشه یه بچه ۵ ساله با ۴ تا مواد زندگی کنه .
خسته شدم از صبح تا شب استرس کشیدن .
خسته شدم از تو نت چرخیدن.
خسته شدم از دکتر رفتن
خسته شدم . کاش بمیرم راحت شم .