قبلاً، وقتی آگاهیم کمتربود،فکرمیکردم اگر داد بزنم،بهتر می‌فهمه و بیشتربه حرفم گوش میده راستش هنوز هم گاهی،وقتی خستم وکم میارم صدام بالامیره بالاخره مادرهم‌ادمی زاده نه رباتی که همیشه بالبخندازکارخانه بیرون اومده باشه
اما کم‌کم یادگرفتم تربیت باترسوندن و دادزدن پیش نمیره بچه ای که هنوز سالای اول زندگیشه بیشتراز دستورای پشت سرهم، به محبت و احترام و بازی وارتباط نیاز داره باید احساس کنه دیده میشه حرفش شنیده می‌شه اونوقت خودش کم کم احترام گذاشتنویادمیگیره
حالا وقتی علیرضاکار اشتباهی انجام میده سعی میکنم با لحنی مهربون‌ولی قاطع؛نه با خنده از کنارش بگذرم نه با ترسوندن بفهمونم اروم میگم علیرضا این کار درست نیست بیا اینطوری درستش کنیم خیلی وقت‌ها هم سریع قبول می‌کنه ومیگه بِس همون باشه خودمون،البته همیشه هم گوش نمیده و نظر خودشو داره من‌باید بفهمم که یه انسان‌مستقله آقا یارانه‌میگیره 😂 وظیفم این‌نیست که بجاش تصمیم بگیرم؛باید کمکش کنم درست فکرکنه باید هم حرفت رو بزنی و هم حرفشو روبشنوی فهمیدم با داددور وخسته ش میکنم نمکی با کمک من بزرگ شدن رویادمیگیره و من هم کنار گل پسرم، مادر شدن رو

تصویر
۹ پاسخ

مامان نمکی منم چند بار تاپیک این شکلی یا مشابهش گذاشتم هیچ بازخوردی نداشته، چون اینجا خیلی از مادرا با حواشی مادرشوهرو خیانت شوهر بیشتر حال میکنن تا تربیت و فرزندپروری
خدا قوت به شما ان شاءالله عاقبت بخیر شن همه بچه هامون❤️

واقعا یه جاهایی کم میارم مثلا تو اوج کارم که میگم دست نرن خطرناکه لج میکنه

دقیقا منم خیلی وقتا نمیتونم خودمو کنترل کنم و دادمیزنم ولی هی ب خودم میگم خودتو کنترل کن اون هنوز خیلی بچس

من ده روز ادم بودم از دیروز اذیت کرد روانی شدم داد زدم😢

مطلب خیلی خوبی بود مرسی عزیزم❤❤

چ پسر نازی... ماشاءالله
کارت درسته👍🏻

قشنگ گفتی آفرین👏🏻👏🏻👏🏻
شات میگیرم بعدادهم بخونمش😍😍

عالیه افرین👏👏👏

صبح زود چه حالی داری اینقد تایپ میکنی🥴🚶‍♀️

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
می‌گن هفت سال اول، دوران کاشتن نیست، دورانِ شکل‌گیریِ خاکه. 🌿
من یاد گرفتم که توی این سال‌های حساس، فقط نباید «تربیت» کنم؛ باید «احترام» بکارم، باید «محبت» ببارم. وقتی برای شخصیت کوچولوی من ارزش قائل می‌شم و به جای دستور، با محبت باهاش حرف می‌زنم، دارم با فطرتش بازی می‌کنم. می‌خوام به جای دروغ، صداقت توی قلبش ریشه کنه و به جای نقش بازی کردن، اصالت بخشی از وجودش باشه.

باید برای این بذرها حوصله داشت. نباید اجازه داد خلاءهای عاطفی، حفره‌های روحش رو پر کنن. گاهی وقتی جیغ می‌زنه یا شیطونی می‌کنه، می‌ترسم... اما بعد یادم می‌افته که این‌ها همون تخلیه‌های ضروری‌ان. اگه نذاریم امروز خودش رو خالی کنه، فردا توی طوفان‌های نوجوانی، با شکلی فجیع و آسیب‌زا خودش رو نشون می‌ده.

یادم باشه که اگر امروز بذر محبت و احترام رو درست در دلش نکارم، شاید فردا با کودکی روبرو باشم که خودش بلد نیست برای خودش ارزش قائل بشه؛ و همان‌طور که می‌گن: «مَنْ هَانَت عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ»؛ کسی که برای خودش شخصیت و ارزشی قائل نیست، از شرّ و آسیب خودش هم نباید در امان بود.بیا اجازه بدیم بچگی کنه، تا بزرگ بشه و اصیل... ✨

#تربیت
#استادحائری‌شیرازی
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
تربیت، بندبازیِ بین مهر و اقتداره. بچه هم «لطفِ آشکار» یعنی بوسه و نوازش رو می‌خواد، هم «لطفِ خفی» یعنی همون تشرِ به‌جا رو. سعدی چه قشنگ گفت: «گرش دوست داری به نازش مدار». اما حواست باشه؛ تشر نباید عادت بشه! اگه بچه حس کنه همیشه می‌تونه از خشمِ ما قسر در بره و نسبت به عکس‌العملِ ما «ایمن» بشه، دیگه حرف‌شنوی نداره. باید همیشه در «خوف و رجا» نگهش داشت؛ نه اون‌قدر بترسه که ازمون دور بشه، نه اون‌قدر خیالش تخت باشه که هر کاری دلش خواست بکنه.
یه ترفندِ طلایی: هیچ‌وقت بابتِ کارهای خوبش سریع پرونده رو نبند! همیشه یه «اما» بذار تا بدونه هنوز قله‌های بالاتر و خوبی‌های بزرگ‌تری هست که می‌تونه فتح کنه. مامان و بابا هم آدم‌ان و گاهی عصبی می‌شن، مهم اینه که این عصبانیت «به اندازه» باشه و زود با محبت ترمیم بشه. تربیت، هنرِ تعادله؛ نه سخت‌گیریِ همیشگی، نه رهاییِ مطلق. تو چطور این تعادل رو توی خونه با کوچولوت برقرار می‌کنی؟

تربیت
عصبی
مادر شیر گهواره شیرخشک
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی؟
و یه وقتایی تو بچگی میخوای بگی منم میتونم زور بگم فقط تو نیستی که زور میگی
و آخر به لجباز شدن بچه ختم میشه در نهایت یه چیزی خراب میشه و بچه بازی لج رو شروع میکنه و همه این چیزها حول یه عامل میچرخه اون عامل ارتباط
وقتی آدم ها با هم کل کل میکنن همکاری نمیکنن یکی به دو می‌کنند یک چیزی اون وسط خراب میشه و اونم رابطه هست نه شما هستین نه کودک
فقط رابطتتون خراب شده بخاطر عدم آگاهی و کسی بهمون یاد نداده باید رابطمون رو با عزیزانمون بسازیم
رابطه ساختنیست و بافتنی نیست
انقدر با همه کل کل کردیم فکر کردیم باید با بچه هم کل کل کنیم که نه اینطور نیست رابطه یاد گرفتنیه و خود به خود بهش آگاه نیستیم
ما باید یاد بگیریم رابطه با بچه ها را بسازیم رابطه وقتی شکل میگیره که ما اول خودمون رو بشناسیم و وقتی بخوایم بچه شادابی رو پرورش بدیم خودمون کی هستیم و چه ویژگی هایی داریم و فرزندمون چه ویژگی هایی داره و چی تو سرش میگذره و رابطه یک طرفه نیست دو طرفه هست
مثلا بدونیم بچه من با صدا بهم میریزه ،بو اذیتش میکنه
آیا بچه من دوست داره روتین داشته باشه؟روتینش بهم بریزه خیلی آشفته میشه؟و چقدر بچم رو میشناسم
مثلا اگر فلان لباس به بدنش بچسبه اذیت میشه؟یا مشکل حفظی داره ؟پس باید کودکم رو بشناسم
مامان دردونه🌸👸🏻 مامان دردونه🌸👸🏻 ۲ سالگی
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار شدین این متن رو یک بار بخونید:🌱
✅دارم کار می‌کنم رو خودم، تا به هر حرفی، به هر توهینی و به هر حرکتی واکنش نشون ندم...
✅یکی محبت داره به من، یکی نداره. برداشت‌ها متفاوته، باید به نظر همه احترام گذاشت...
✅گاهی نباید واکنش نشون داد چون سکوت، عاقلانه‌ترین راه‌حله.
✅من راه خودمو دارم، راهمو هم ادامه میدم. مهم نیست بقیه چی میگن. انرژی مثبت بدن، دریافت می‌کنم و سعی می‌کنم برگردونمش. انرژی منفی بدن، بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنم.
✅دارم کار می‌کنم رو خودم تا ذهن و افکارم رو کنترل کنم و به چنان آرامش ذهنی‌ای برسم که هیچ‌کس و هیچ چیزی نتونه اعصابمو بهم بریزه.
✅حتی گاهی اوقات باید با کسایی‌ که از من بدشون میاد باید مهربون باشم.
✅هربار بحثی میشه مدام با خودم میگم نباید بجنگم. جروبحث و رقابت انرژی منفی درست میکنه. باید خودم، تنها رقیب خودم باشم.
✅نباید برای جلب توجه یا راضی نگه‌داشتن دیگران کار و تلاش کنم. باید خودمو به خودم ثابت کنم.
✅باید درونم رو نسبت به همه‌ی موجودات پر از عشق کنم. نباید بذارم کینه و دشمنی تو وجودم نفوذ کنه...
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
یه وقتایی بچه ها یه نیازهایی دارن که ما اصلا ازشون آگاه نیستیم باید به اون نیاز توجه کنیم بجای اینکه بحث و جدل داشته باشیم
و مورد بعدی مادری که بچش تکالیفش رو انجام نمیده خسته شده و برای هر تکلیفی باید کلی بحث کنه و خیلی وقتا برای هر تکلیفی که انجام نداد نباید هی معلم خصوصی بگیریم،نصیحتش کنیم ،و بیشتر باهاش تمرین کنیم گاهی وقت ها بچه مشکل توجه و تمرکز داره و مشکل یادگیری دارن و ما اینارو خبر نداریم و هی بچه رو نصیحت میکنیم در صورتی که باید این بچه رو ببریم پیش متخصص
یادگیری این بچه مسئلش با شما هم نیست و با تمرین این اختلال مدیریت میشه و دست خودش نیست که بشینه اون تکلیف رو تموم کنه
ممکنه بچه یه مشکل یا اختلالی داره که ما از اون بی خبریم و فکر می‌کنیم این بچه داره باهامون لجبازی میکنه و گوش نمیکنه در صورتی که اصلا این طور نیست و شما هی دارید اصرار میکنید و اون بیشتر باهاتون مخالفت میکنه
و مورد بعدی مسواک زدن
که بچه با پدر و مادرش دعوا داره مثلا یه بچه ۴ ساله چیکار کنیم اون مسواک زدن براش جذاب بشه
مثلا تکنیک جان بخشی به اشیا رو استفاده کنیم و چقدر این تکنیک میتونه اینجا به ما کمک کنه که بچه باهامون همکاری کنه
مثلا خشک و جدی میگیم بیا مسواکت رو بزن
بچه با این زبون نمیتونه با ما همراه بشه باید یاد بگیریم متناسب با سن کودک و ویژگی هایش بهش کمک کنیم
یه زمانی با بازی یه زمانی با گفتگو
بستگی به درک کودک داره
حالا ببینید مادر و پدر هی بچه رو نصیحت میکنن و تاکید میکنن