۳ پاسخ

عزیزم منم مثل شما بودم حتی تو ۸هفته بستری شدم چارش فقط قرصه

منم سر ملورین همین بودم
دمیترون و زینتوما بخور

دمیترون بخور

سوال های مرتبط

مامان remisa مامان remisa ۲ سالگی
ادامه تایپ قبلی.....

نگم که چقدر تو اون دوران بارداریش چقدر بقیه زرج داد می‌رفت دکتر اگه دکتر دوتا دارو می‌نوشت اون چندتا هم بدون نسخه دکتر می‌گرفت. می‌گفتیم عزیزم نخور اینقدر زیادی هر چیزی حدی داره واسه خودت بچه مشکل درست میشه می‌گفت باشه ولی می‌دیدم داره کار خودش می‌کنه ما هم دیگه چیزی نمیگفتیم اصلا غذا سفره نمیخورد مامانم هرچی درست میکرد می‌آورد اصلا نمیخورد مامانم گریه میکرد می‌گفت بخور خاله جان هم خودت ضعیف شده هم بچه اونجوری وزن نمیگیره انگار نه انگار تا اینکه بچه نارس دنیا اومد و نارسایی داشت و سدیم بدنش تشکیل نمیشد شب تا صبح مامانم کنار گهوارش نشسته بود اون خواب بود تا مامانم صداش میزد پاشو بچه شیر بده بلند میشد و جیغ و داد میکرد و بچه باشدت از زمین بلند میکرد همه مون میترسیدیم که این چرا اینجوری می‌کنه دیگه مامانم زود زود صداش نمی‌زد خودش شیر خشک درست میکرد به بچه میداد اون همون جوری خواب بود. ما روستایی هستیم گوسفند داریم مامانم رفته بود بیرون به اونا برسه این همینجوری که خواب بوده بچه بیدار شده گریه کرده گریه کرده و از شدت گرسنگی قندش افتاده بود وقتی که بچه از هوش رفته بود بلند شده بود جیغ و داد که بچم تشنج کرده مامانم اینا سریع رسوندن بیمارستان سرم زدن بهش اینا یه دو روز بیمارستان بود بعد هم مرخص کردنش اینا با مامانم زندگی میکردن تا اینکه خونه خودشون تکمیل شد مامانم رفت وسایلاشون چید از زیر قرآن ردشون کرد رفتن توی خونه خودشون.......
مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 ۴ ماهگی
طبق تاپیک قبلی بیایند بگید اگه جای من بودین چیکار میکردین میذاشتین یه بچه دیگه گیرتون بیاد یا نه
ما خونه از خودمون داریم ماشینم داریم
وضع مالیمون در مجموع بد نیست
شوهرم چون کارش پروژه ایه فعلا بیکاره تا پروژه جدید بگیره ولی مشکل مالی نداریم
الان که بیکاره ماهی 17 تومن درامد و داریم سرکار بره حداقل 40 تومن
ولی خب نه توی بچه داری نه کاره خونه اصلا کمک نمیکنه
خودمم بعضی وقتا واقعا اعصابم نمیکشه چون دخترم همش حوصلش سر میره و نق میزنه باید هر روز از خونه ببرمش بیرون پارک ببرمش خونه مامانم ببرمش هر روزمیخواد بره حموم میگم اگه من باردار بشم و یه بچه دیگه بیاد کی به دخترم رسیدگی کنه حالا درسته مامانم هست خیلی هم بهم کمک میکنه خونشونم بهم نزدیکه ولی‌خب بازم نمیشه همیشه رو مامانم حساب کنم که
الانم شوهرم میگه من سنم داره میره بالا بیا یه بچه دیگه بیاریم الان ۴۰ سالشه خودمم ۳۳ سالمه سن خودمم داره میره بالا البته
خودمم خیلی دلم یه بچه دیگه میخواد چون دخترم خیلی تنهاست نه دختر عمو داره نه دختر عمه نه دختر خاله نه دختر دایی میگم بچم تنها تو این دنیا چیکار کنه
حداقل یه خواهر یا برادر داشته باشه
در کل تو دوراهیه بدی گیر کردم🥲