۲۱ پاسخ

میدونم حالت بده
منم سرجاملگیم دقیقا همین بودم و وزنم خیلی کم شدهبود انقدر حالم بد بود
اما عزیزم چاره چیه
انقد غر نزن
حاملگیه دیگه هرکی یجور ویار میکنه
من سر بچم تمام حالتهاو دردهای حاملگیو داشتم اما باز سعی میکردم یجورحال خودمو خوب کنم و ازش لذت ببرم
تازه من جایی رو نداشتم ک ی روز برم استراحت کنمو یکی بهم برسه
خودم بودمو خودم
سرکار هم میرفتم
خودت بهتر میدونی چی بخوری ک حالت خوب شه
گوجه غوره شوره خیار کاهو دوغ اش دوغ لواشک رب اینا حال منو بهتر میکرد توام بخور شاید کمکت کرد

نون خشک زیاد بخور
بعد بذار بالا سرت. وقتی بیدار شدی سرتو بلند نکن. دراز کش بخور
خیلی خیلی تاثیر داره

وای یاد خودم افتادم پسرمو زیادنفهمیدم ولی دخترم اینقدر تهوع داشتم هرراهی رفتم اثری نداشت اخرش امپول تهوع زدم یکهفته خلاص شدم بازبرگشت

وای منم بد ویارترین بودم روزی۱۳ بار بالا میاوردم

منم تا چهار ماه اینجوری بود البته نه به این شدت وای صبحا واقعا از بس بالا میاوردم دل و رودم تو حلقم بود

آدامس نعنایی بجو
زنجیبل بو کن
نون خشک بخور

بچت پسره عزیزم منم کپ تو بودم سر پسرم تب و لرز کشته بود منو

وای یادم از خودم اومد، گشنه بودم شدییید حالت تهوع نمیذاشت غذا بخورم... کنار یفره گریه میکردم
خیلی حال خرابیه

یاد خودم افتادم با این تفاوت که من بچه نداشتم
شرایطت با یه بچه و این حاملگی خیلی سخته

واای هنوز بچه اولت سنی نداره سخت

منم بارداری های سختی داشتم 😵‍💫😓

متاسفانه بارداری بچه ها اصلا عین هم نیست بچه اول و دوم انگار تو بدن دوتا مادر متفاوتن ممکنه یکی راحت باشه یکی سخت بدتر از همه اینکه بچه دوم و سوم ویار سخت باشه از یه طرف بچه کوچیک از یک طرف بارداری فقط صبر می خواد بعد دنیا اومدن که دیگه بدتر می شه ولی مادر دیگه عادت می کنه
شما هفته اتون پایینه یکم بره بالاتر بهتر می شه ولی تامی تونین خودتون تقویت کنین که راحی درمانگاه و بیمارستان نشین چون بچه اولتون می مونه

قرص ضد تهوع بخور خب

من سر پسزم همین حال و روز رو داشتم
روحیه ام نابود شده بود همش گریه میکردم نمیتونستم بخوابم وقتیم میخوابیدم کابوس میدیدم

بنده خدا چقدر بد🥲

سیرابی یکم بخور شاید بهتر شی

واییی یاد خودم افتادم 🥲

عزیزم تورو خدا ناشکری نکن خدا نعمت داده منم خسته م منم کم میارم یه پسر ۲۰ماهه ودختر ۶ماهه دارم به خدا شدن تمام دل خوشیم و خیر وبرکت

آخی عزیزممم این روزاهم میگذره توکلت برخدا سعی کن آرامش خودتو حفظ کنی

عزیزم ایناعلایم خوبیه یعنی هورمون بارداری داره میره بالا

چندماهته؟دختره نی نی ت؟

سوال های مرتبط

مامان جوجوک مامان جوجوک ۲ سالگی
سلام مامانا خسته نباشید من یه مشکلی دارم نمیدونم فقط بچه من اینجوریه یا بچه های شماهم همینن پسر من از موقعی که دنیا اومده من واقعا یک روز نرمال نداشتم به شدت بچه ی سختیه و خیلییی من اذیت شدم از خوابش و همه چیزش تا شیطنت هاش میدونم بیش فعالی تو این سن مطرح نیس ولی واقعا نگرانم که بیش فعال باشه همین الانم داره از سر کله من بالا میره یعنی کلا منو شوهرم نمیتونم از دست این بچه حتی پنج دقیقه باهم وقت بگذرونیم یا صحبت کنیم
با هیچ کسم رفت و آمد ندارم خونه مادر شوهرمم اگ برم بعد از چن هفته موقع غذا خوردن کل سفره رو بهم میریزه و اصن ما نمیفهمیم چی میخوریم این از جایی رفتن بیرون و اینام ک هیچی کلا پنج دقیقه هم نمیشه باهاض بیرون قدم زد چون همش میخواد بدود بدو بره وسط خیابون و اصلا بغل هم نمیمونه تو خونه هم از صب ک بیدار میشه تا شب همش باید ی کاری کنه اصلا نمیذاره من پای سینک باشم انقدر میاد اونجا و گریه میکنه که بیام کنار وقتی ام میام مثلا تو پذیرایی باز همش بهونه میگیره که ی کاری بکنه باباشم وقتی خونه اس ن میذاره غذا بخوره نه استراحت کنه من واقعا کم آوردم دیگه نمیدونم چیکار کنم شما تجربه مشابهی داشتین؟چن روز دیگم اسباب کشی دارم نمیدونم با این بچه چیکار کنم همش دائم دست ب این میزنه دست ب اون میزنه هیچکسم ندارم بذارم پیشش ب نظرتون چیکار کنم واقعا کم آوردم
مامان مهرسا مامان مهرسا ۲ سالگی
خانما مکمل چیا به بچه هاتون میدین اینا که بچه هاشون همسن دخترمنه من فقط یه مولتی ویتامین که اسید فولیک داره میدمش همین شربت آهن هم خیلی گرون شده شوهرم نداره بخره نمیدونم به خدا همش استرس دخترمو دارم تو این گرونی مریض نشه واقعا الهی هرکی باعث وبانی این گرونیه نابود بشه فقط همینو میتونم بگم مگه بچه های ما چه گناهی کردن الان ویزیت یه دکتر شده یک تون همش میگم خدایا این مریض های دورازجون سرطانی را شفا بده خب با این گرونی که راه انداختن کی میتونه دیگه زندگی کنه من همش نگران آینده دخترمم به خدا دارم هرشب ال دی میخورم که دیگه بچه ندار نشم همش یواشکی شوهرم قرص میخورم شوهر منم کارش خدماته الان ۶ تومن فقط باید بدیم کرایه چی میمونه برامون درسته معتاد شد ضربه زد اما خب گرونی هم خیلی بده راه انداختن الان میگه من ندارم از شیر خشک و پوشک بگیرش آخه زوده برا بچم ما حالا گناه کردیم بچه هامونم گناه کردن که اینجا به دنیا اومدن که با یه سبد کالا و یه یارانه چندر غاز گولمون میزنین من خیلی دلم پره امروزم ۴۰ بچه ها بود فقط گریه میکردم اونام حق داشتن به خدا حق داشتن
مامان آوین و تودلی 🥹 مامان آوین و تودلی 🥹 ۲ سالگی