میخوام تجربه زایمانمو بگم اززایمانم تو بیمارستان گل گهر یا (فاطمه الزهرا)این صرفا تجربه منه و اگه ادم حساسی هستی نخون ❌❌❌من شب قبل از عمل رفتم بیمارستان بستری شدم و کاری قبل از عمل رو انجام دادن خلاصه صب از ساعت پنج بیدار منتظر تا بلاخره ساعت ۱۲ظهرنوبتم شد و بعداز از نیم ساعت پرسنل اتاق عمل منو بردن که برم عمل کنم خلاصه وارد اتاق عمل شدم پرسنل بیمارستان بعد از چهار بار تلاش خواست سوند بذاره برام که نتونست هی سوند و میذاشت هی در میاورد اذیت شدم یکم اما تحمل کردم تا اینکه نتونست بذاره و دکترمو صدا زد و اون امد گذاشت بعدش دکتر بیهوشی امد بی حسم کرد به محض گرم شدن بدنم سریع اماده کردنم و عمل شروع شد بدون صبر کردن که کامل بی حس شم و من تمام تایم حس داشتم هرچی میگفتم حس دارم میگفتن حس داری اما درد و حس نمیکنی اما در صورتی که من تک به تک کارای که روم انجام میشد و حس میکردن و موقع ساکشن بود یا فشار برای خروج بچه یه دردی تو قفسه سینه داشتم که قشنگ انگار کلیمو و قلبمو دارن میکنن خیلی بد بود دیگه اونجا حس کردم دارم میمیرم کلی موقع عمل داشتم بالا میاوردم ولی چون چیزی نخورده بودم بخیر گذشت و در اخر یه ضد تهوع زدن زمانی که داشتن بخیه هامو میزدن من تازه بی حس شدم و حسی دیگه نداشتم که عمل تموم شد میشه گفت بی درد ترینش ماساژ شکمی بود چون تایم بی حس شدنم اخر عمل بود و بی حسی قوی داشتم بدنم حس نکردم چیزی خلاصه خیلییییی اذیت شدم و تجربه ناخوشایندی داشتم در صورتی که سر زایمان اول بهترین تجربه بود برام
ا

تصویر
۱۴ پاسخ

والا خصوصی اسمی داره فقط پول میگیرن و پرسنل بی تجربه ای داره درصورتی که بیمارستانهای دولتی پرسنل باتجربه و با سابقه کاری بالا هستن و واقعا دلسوز ترن

من بین گل گهر و راضیه فیروز دو دل بودم اخر رفتم کرمون با دکتر حمزه نژاد بچم هم 9 روز nicu بود خداییش رسیدگیشون خوب بود سوند هم بعد بی حسی زدن

یه چیز بگم؟؟ این بیمارستان گل گهر منو یاد بیمارستان فیلم درحاشیه میندازه🤣😅

وای فکر نمیکردم این بیمارستان انقد پرسنل بدی داشته باشه چقدر اذیت شدی 😢

عزیزم بیحسی کمر همین جوریه
شما دردی حس نمیکنی ولی فشار و ... رو حس میکنی
حس میکنی دارن یه کاری انجام میدن ولی درد نداری
برای همین آدم هی استرس میگیره ...

یعنی موقع برش درد داشتی؟
چقدر اذیت شدی سوند میگفتی بعد از بی حسی بزنن

ما ک رفتیم کرمون بیمارستان نیمه دولتی سیدالشهدا بد نبود خوب بود

چرا صبر نکردن شما بی حس بشی. یا ربع ساعت بیست دقیقه تحمل میکردن بی‌حس می‌شدی
دوستم بی حس نشد بیهوش کردن
یعنی حس میکردی شکمت باز میکنن خو از درد آدم بیهوش میشه

چشم دلتون روشن.....عزیزممم چقد اذیت شدی خیلی تعریف این بیمارستان رو میکردن ک دکترت کی بود ؟

اره منم بی حس نشده بودم تا به دکتر گفتم گفت اشکالی نداره و بعد حالت تهوع گرفتم و بهوشی کامل شدم البته دکتر بیهوشی گفت قسمتی ک امپول میزنه ورم داره و امکان بی حس نشدن هست به من ک نگفتن دارن بیهوش میکنن موقعی بیدار شدم عمل تموم شد😊

منم همچنین مثل تو وقتی که بچه رو بیرون می‌آوردند‌ احساس میکردم کلیمو از ته میکنن

من ارجمند کرمان رفتم
برای منم بی حسیش بدترین تجربه بود .....اینقدر سوزن رو در اورد و دوباره زد که بدنم به لرزه افتاد .

اون فشار قفسه سینه رو همه دارن منم داشتم

تجربه ۲۲۲۲۲۲۲
ایرادای بزرگی که داشت ۱:ریکاوری پتو نداشت و ملافه مینداختن که با اون لرز بعد زایمان اصلا جوابگو نبود و میگفتن پتو بیارین میگفتن نداریم
۲:تا وقتی برسی تو اتاق عمل چند تا تخت عوض میکنی همینطور بعد از عمل که این یکم اذیت کننده مخصوصا بعد از عمل
۳:پرسنل توجه ای به حس مادر تو عمل نداره
اینم تجربه من خیلی سخت و اذیت کننده بود اما گذشت و امیدوارم که بچم به سلامتی از ان ای سیو مرخص شه و این تجربه ها هم میشه یه خاطره

سوال های مرتبط

مامان آرنیک مامان آرنیک ۱۰ ماهگی
مامان نیلا مامان نیلا روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی زایمان
صب ساعت ۷ و نیم ب همراه مادر و همسرم راهی بیمارستان شدیم ساعت نزدیک ۸ بود رسیدیم بیمارستان بعد از انجام دادن کار ها من و فرستادن اتاق اتاقی ک قرار بود اونجا بمونیم بعد از نیم ساعت اینا من و فرستادن واسه نوار قلب بچه و وصل کردن سوند که مرحله ی خیلی سخت بود خیلی من تا حالا سوند وصل نکرده بودم تجربه ای نداشتم بعد وصل کردن هی احساس میکردم دسشویی دارم بعد خودمو سفت گرفته بودم که ی موقع دسشویی نکنم بعد از مامانم پرسیدم گفت همونطوری میشه بازم خیلی سخت گذشت میگفتم کاش سوند رو وصل نمیکردن من میرفتم دسشویی بعد بازم ۲ ساعت اینا صبر کردم ک دکترم امد و من راهی اتاق عمل شدم حس خوبی داشتم بعد دوباره یکمم تو سالن اتاق عمل انتظار کشیدم بعد نوبت من شد من و با تخت بردن ب اتاق عمل بهم سرم و فشار سنج وصل کردن و بلندم کردن واسه امپول زدن و بی حسی کردن بعضی ها میگفتن درد نداره ولی خیلی درد داشت فک کنم ۲ بار بهم امپول بی حسی زدن بعد از دراز کشیدن پاهام گرم شد و فهمیدم ک سر شدم و عمل شروع میشه اینم بگم خیلی حالت تهوع داشتم از دیشب بود گشنم شد ب خاطر اون
مامان رایان مامان رایان ۱۵ ماهگی