تجربه زایمان طبیعی پارت اول

تو تنتخاب بیمارستان دقت کنین چون شدیدن رو زایمان تاثیر داره من تو حالت عادی باید بهترین و راحت ترین زایمانو تجربه میکردم ولی بخاطر بیمارستان برعکس شد

من قبل زایمانم فعالیت زیاد داشتم و همین باعث شد زایمانم راحت تر و سریع تر باشه با جم فیت ورزش کردم دو روز قبل زایمان تو اب قدم زدم چون تفریح بیرون بودیم رودخونه داش خونه تکونی کردم و رابطه هم داشتیم خلاصه من دیشب رابطه داشتم و اب منی چند دیقه ای نگه داشتم که مثن تاثیرش بیشتر باشه و ساعت سه بود تقریبا که پاشدم برم سرویس چون کم کم ی سری درد هم از زیر شکمم گذره میکرد که فک کردم مث همیشه انقباض بعد رابطه باشه همین که پاشدم ی لحظه انگار ی لیوان اب ولرم ازم ریخ بیرون رفتم خودمو شستم اومدم دراز کشیدن و ژله خوردن😂 ولی خابم نبرد کم کم دیدم دردام داره بیشتر میشع برا همین نشستم فاصله هاشو ثبت کردن که حدودن هر پنج دیقه بود

۵ پاسخ

۰۰۰۰۰

تو چند هفتگی زایمان کردی من هنوز خبری نیس😢
39 هفته و 6 روزم چرا دردام شروع نمشه

بسلامتی قدمش خیر و مبارک باشه

من خیلی دوست دارم طبیعی زایمان کنم

مبارک باشه
کدام بیمارستان؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک😇
۳۷ هفته و ۴ روز زایمان کردم. شب قبل زایمان یک دوش گرفتم یکم اسکوات و حرکت لانژ زیر آب گرم زدم و بعد رفتم مهمانی.
ساعت ۱۲ شب خیلی راحت خوابیدم. حدود ساعتای دو و نیم شب بود موقع خواب حس کردم دارم خیس میشم. اولش توجهی نکردم بعد ده دقیقه دیدم داره زیاد میشه. پاشدم و رفتم داخل حمام که همون جا دم در ی آب که یکم هم صورتی بود و گرم از بین پاهام خارج میشد. نشستم روی فرنگی و یکم ادرار کردم تا مطمئنم بشم ادرار نیست. بعد پد گذاشتم و یکم همونجا داخل حمام فعالیت کردم دیدم پد داره پر میشه.
همسرمو صدا کردم. و چون داخل کلاس آمادگی زایمان گفته بودن اگه کیسه آبتون پاره شد هول نشید و با آرامش بیاین بیمارستان، منم با خیال راحت دوش گرفتم و یکم ورزش کردم زیر آب گرم.
بعد حمام رو هم ضد عفونی کردم ( در این حد آرامش داشتم ) البته ی مقدار خیلی کمی هم درد داشتم که نمیدونستم انقباض هست یا نه ( چون من درد پریودی رو خیلی کم کلا تجربه کرده بودم. ) بعدش اومدم بیرون و شروع کردم به جمع آوری خانه و وسایل، حتی ملحفه روی تخت رو هم چون خیس شده بود شستم پهن کردم و دیگه حدودای ساعت ۶ صبح آماده بودم. کم کم انقباض ها رو حس میکردم ی درد خیلییی کم که می‌گرفت و ول میکرد بود و تایم گرفتم دیدم فاصله اش ی چیزی بین ۵، ۶ دقیقه است. بعد
به همسرم گفتم با آرامش ی چک کنیم چیزی جا نزاشته باشیم ( البته ما بیمارستان نزدیک خونه مون بود حدود ۲ ۳ دقیقه راه بود) و اینجا بود که ما حدود ساعت ۷ صبح رفتیم بیمارستان. ( راستی تغییر شیفت بیمارستان عسگریه ساعت ۷ صبح هست خیلی خوب شد ما بعد ۷ اونجا بودیم دیگه همه عوض شده بودن و اول کارشون بود و همه با انرژی بودن.

ادامه پارت دوم رو میزارم براتون
مامان لاوین مامان لاوین ۲ ماهگی
❌تجربه من از زایمان طبیعی با امپول فشار❌
خانما من از روز اول بارداری انتخاب نوع زایمانم طبیعی بود چون لگن خوبی داشتم و قدم بلنده و مرتب هم ورزش میکردم .. سیو نه هفته تمام رفتم بیمارستان ب دلیل ترشح زیاد اونم ب دلیل معاینه بود با دستگاه ضربان قلب بچر گرفتن گفتن بچه ضربانش پایینه ... بستریم کردن شب صبح ساعت شیش صبح یه قرص فشار بم دادن .. ساعت نه صبح هم سرم فشار وصل کردن ... گفتن ورزش کن منم با توپ بارداری بیمارستان ورزش کردم اسکات زدم دردام کم کم شروع شدن ... فک کردم الان زایمان میکنم ولی یهو دردام بذحدی شدید شد که تا سر حد مرگ رفتم جوری التماس میکردم که همین الان صد میلیون میدم سزارینم کنید ... سه ساعت تمام درد بدون تپقف گرفتم که وحشتناک بود نه تکنیک تنفس کار میکرد نه هیچی ... واقعا وحشتناک بود خدا شاهده بقران قسم درد به این سختی تو زندگیم نکشیدم و ندیدم .‌.مردن یه باره من از شدت درد تا مرز بیهوشی میرفتم برمیگشتم ... بقیش پارت بعد#فرزند پروری
مامان هیرمان مامان هیرمان ۲ ماهگی
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۱۶ ماهگی
سلام منم اومدم از تجربه زایمانم بگم اول رفتم طبیعی بعدش سزارین اجباری شدم
پارت اول
از خواب بیدار شدم رفتم سرویس اومدم بیرون دیدم کمرم داره شدید تیر میکشه زیر دلمم درد گرفته نتونستم راه برم رفتم دراز کشیدم یه 20 دقیقه ای بعد که اومدم از جام پاشم یه دفعه ای کلی آب با ترشح بی رنگ ازم خارج شد هم دامنم پر شد هم تخت همینجوری هم داشت می‌ریخت ازم خلاصه کیسه آبم پاره شده بود زنگ زدم دکترم اونم گفت خودتو برسون زایشگاه که منم اول یه ساعتی رفتم حموم بعدش حرکت کردم سمت زایشگاه اولش درد پریودی داشتم اما کم کم درده بیشتر شد تا جایی که نمیتونستم خودمو کنترل کنم انقدر درد داشتم بدنم خودش می‌لرزید فقط گریه میکردم و به درو دیوار چنگ میزدم از ساعت 8 و نیم شب درد داشتم تا ساعت 12 ظهر روز
انقدر اومدن معاینه کردن که دردام بعد هر معاینه بیشتر می‌شد جوری که دلم میخواست زمین دهن باز کنه منو ببلعه چند باری جیغ زدم از درد که دیگه اونم تحملم تموم شده بود یه متخصص اومد معاینه کرد گفت 8 سانت بازی کم کم ببرینش رو تخت زایمان تو اون مدت که بخوان ببرنم من همون جا بعد هر درد تا ادرار نمیومد درده آروم نمیشد هر چند ثانیه یه درد بد داشتم
حس مدفوع هم داشتم آخرش که بردنم رو تخت زایمان ...
مامان کیان🩵👼🏻 مامان کیان🩵👼🏻 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی:
من هفته۳۸و۶ روز بود که شب مثل همیشه رابطه بدون جلوگیری داشتیم و دو روز قبل هم معاینه تحریکی شده بودم من بعد اینکه رابطه تموم شد دیدم خیلیییی درد دارم هر پنج دقیقه یه بار همین که دیدم درد دارم دیگه اون شب نتونستم گل مغربی استفاده کنم ساعت ۲:۳۰ دردام شروع شد و تحمل میکردم بعد ساعت ۴ شد دیگه نتونستم تحمل کنم شوهرم و بیدار کردم و مامانمم و سه،چهار روز قبل همین درد که ترشحات قهوه‌ای داشتم گفته بودم از شهرستان بیاد خونه ما ارومیه
شوهرم و مامانم و بیدار کردم همه چیو برداشتیم و رفتیم بیمارستان با یه مامای بد اخلاق و ناز نازی روبرو شدم گفتم بهش درد دارم اومد معاینه کرد گف دو سانتی در واقع من سه روز قبل که معاینه تحریکی شده بودم دکترم گفته بود دو سانتی ولی من باور نداشتم به این ماما اومد آن اس تی وصل کرد گف درد داری ولی شدید نیستم منم همینجوری گذاشته بود زیر دستگاه خودش رفته بود خوابیده بود من دیگه دیدم شدید خوابم میاد خیلی گرسنمه و نیاز به دوش دارم دردام و هم میتونم تحمل کنم خودم و از زیر دستگاه کشیدم کنار و رفتم بیرون از اون اتاق رفتم دیدم یه مامای دیگه نشسته اونجا باهاش حف زدم و ساعت شش رفتم خونه اومدم خونه رفتم دوش گرفتم زیر آب ورزش کردم بعد یه چیزی خوردم و خوابیدم صبح ساعت ۱۲ بیدار شدم دیدم هیچ دردی ندارم بعد چن ساعت دردام باز شروع شد ولی خیلی کم بود باز شب شروع شد ولی هر سه دقیقه یه بار شده بود دردام تو خونه همش راه میرفتم و دردامو تحمل میکردم تا صبح ساعت ۷ دردامو تحمل کردم و ۷ رفتم حموم و ورزش کردم یه چیزی خوردم رفتیم بیمارستان گفتم درد دارم و من و بستری کردن شده بودن ۳۹و۱ روز خانم علیزاده بهترین ماما عامل زایمان بودن که بچمو ایشون به دنیا آوردن بقبه متن بعد