۱۶ پاسخ

دوسی جونم کارن هم برادرزاده و خواهرزاده شوهرم تقریبا همشون حدود ۱۰ یا ۱۱ و ۱۳ و ... اینا دارن ازشون انتظاری ندارم چون بازی کارن رو بلد اونا حوصله ندارن همیشه ی توپی یا ی سری از اسباب بازی های خودش رو با خودم میبرم بچه ها بخاطر اونا هم ک شده چند دقیقه ای بازی میکنن بقیش رو هم خودم باهاش بازی میکنم از یکطرف هم ترجیح میدم زیاد باهاش بازی نکنن چون عادت میکنه ب بزرگترا بازی کنه و بچه ها همسن خودش رو کمتر بازی میکنه بجاش با پارک رفتن جبرانش میکنم

سخر بچها خواهر شوهر منم ازقصد با بچم بازی نمیکننن
خواهرامم که تو میشناسی
بعدم بوها کوچم بازی نمیکنن
ولله پدرش میبرش پارک
ببرش مهد
من یه مهد پیدا کردم خیریه است ماهی ۳میگیره
خودمم برم سرکار
اگهی بذار تو دیوار پرس و جو کن حتما کسی میدونه
کاش منو تو کنار هم بودیم

سعی کن دوست هم سن سال خودش پیدا کنی ببرش پارکی جایی تا دوست پیدا کنه

اینجور موقع ها براش توپ یا ماشین ببر به بچه خواهرت بگو بیا ۳تایی بازی کنیم ۱کم اولش بازیشون بده بعد بزار خودشون بازی کنن

سحر کاش نزدیک من بودی باهم بچه هامون بازی میکردن
ماهان هم خیلی دوست داره بازی کنه بابچه ها

دقیقا میفهمم چی می گی، دختر منم هروقت میرم شمال دنبال دختر خاله شه، اونم تحویلش نمیگیره خیلی وقتا، خواهرمم میگه خب چکار کنم دوست نداره بازی کنه، میگم حداقل تو بهش بگو این بچه س، رعایتشو بکنه، میگه نمیتونم بچه مو مجبور کنم، میگم من پنج سال بچه تو نگه داشتم، تا چهل روزگی تا صبح بالا سر بچه ت بیدار بودم که خدایی نکرده خفه نشه تو خواب، چهار روز بخاطر زردی بیمارستان بستری بود من بالا سرش بودم، اینه جواب من؟ تو شهر غریبم دو روز میام رعایت بچه مو کنین، میگن اینقدر تنها موندی با همه درگیری!!!!

پسرمن کوچیکه پسرهای خواهرم بزرگن پسرمن زورمیگه به اون هاخب همسنش نیستن هیچ وقت هم توقع نداشتم حتمابازی کنن به هرحال همسنش نیستن شماهم توقعی نداشته همسن پسرت نیست نمیتونه ارتباط بگیره پسرمنم همینه حوصله ی بازی ندارم باهاش همش گوشی یاتلویزیون هیچ جانمیریم پارک وخانه بازی هم پسرم همه رومیزنه دیگه جرات ندارم ببرمش جایی توخونس حوصله ی من وباباش بکشه بازی میکنیم نکشه هیچی

اوخی ننه بیارش با دختر من بازی کنه

حالا اون پسر خاله ش بوده. من که بچم همش دنبال داداششه اونم خیلی وقتا راهش نمیده میره تو اتاق درو میبنده این پشت در زار میزنه. ده سالشه بزرگه.

الهی بمیرم برا دلت برای بغض تو گلوت بنیامین خاله 💔🥺

الهییییییی😢😢😢اخه چرا بازی نمیکنه؟؟ بزرگ‌تر از بنیامینه؟؟؟

ببرش خانه بازی و پارک یکم تو جمع بچها باشه روحیش عوض بشه

سحر حساس نباش.بالاخره باید یاد بگیره خیلیا باش بازی نمیکنن

وای منم ناراحتم بدن درد میگیرم شدید ، خودتو ناراحت نکن دیگه بچن امروز غروب سورنا نیم ساعت پسر عمومو دنبال کرد ک باهاش بازی کنه اما اون خجالتی بود فرار میکرد آخرشم من گفتم مامان اذیتش نکن خجالتیه از قصد گفتم ک پسرم خودشو قوی تر ببینه

چند وقته بچه خواهرت؟

عزززیززززم بمیرم براش

سوال های مرتبط

مامان بنیامین👶🏻 مامان بنیامین👶🏻 ۳ سالگی
چرو بچه من انقد مهربونه دلوم نمیخا اینجوری باشه
شبی رفتیم خونه مامانم بچه خواروم اومده بود بنیامین هرچی می‌گفت بیا بازی اون می‌گفت فقط قایم موشک اینم دوست میداشت بپر بپر بازی کنن بعد بنیامین راضی شد بره قایم موشک ب خواسته اون بازی کردن تموم شد رفتن نقاشی اینبار ب گفته بنی چون بپر بپر هم اون بچه نیمد خلاصه نقاشی ک تموم کردن من گفتم هرکس خوب شد نمره بیست بنیامین نمره گرفت واسه اون بنیامین گفت من می‌خوام نمره بدم از جنس بدش نزاشت دستش گذوشته بود رو کاغذش این هیچی یهوو گفت بنیامین برو اونور هلش داد باهات نمی‌خوام بازی کنم پسر منم بغض کرد اومه گفت مامان حسینباهام بازی نمیکنه من ک خیلی دوسش دارم انقد عصبی شدم گفتم مامان توام بازی نکن باهاش بعد پسرم رفت لپشو بوسید گفت حسین باهات دوستم حالو اون چند ده سالشه تا بچه من ک سه سالشه هربار میگم مامان انقد مهربون نباش دوست ندارم وقتی یکی بهت میگه باهات بازی نمیکنم تو بگی مامان دوسش دارم دوسم داره 😡🥲😕 من واقعا دوست ندارم بچم مهربون باشه تا بزرگ ک میشه خودوم از بچگی منربون بودم تاالانش ک هرچی ضربه خوردم توو زندگیم از همین مهربون بودنم بوده هنوزم آدم نشدم ک نسبت ب همه آدما ک بهم ضربه میزنن مهربون نباشم والوبخدا 😕