۸ پاسخ

من از اول که پرسید راستشو گفتم،که از تو شکم مامان، بزرگ میشه بعد میرم دکتر دکتر درش میاره

بنظرم نباید اینو میگفتی خوب بهش بگو تو شکمم خدا یه دونه کاشته بعد بزرگ شده نی نی شده بعدم دکتر از شکمم در اورد
دخترم هر روز دست میزنه شکم من میگه نی نی داری منم یبار از زبونم در رفت گفتم اره حالا هر روز میگه کی درمیاد از شکم گفتم کم کم داره بزرگ میشه بعد درمیاد
خدا هم قربونش برم یه نی نی بهم نمیده بخاطر دل دخترم حداقل

من عکسای بارداریمو دیده گفتم تو شکم مامان بودی بزرگ شدی دیگ جا نشدی بردم دکتر اوردت بیرون گفت یه نینی بیار گفنم جیش میکنه و گریه نمیرارع تو بخوابی قانعش کردم گفت نمبخام

ما از بیمارستان می‌خریم 😅😅 اونم دوست نداریم بریم بخریم .حوصله گریه زاری نداریم.🤣

من گفتم بایدبریم دکترتابده

من بهش گفتم فرشته ها تو رو گذاشتن توی دل من بازم باید فرشته یه داداش یا آبجی بزارن توی دلم اگر خدا اجازه بده

هههه دقیقا مثل دخترمن
جاریم بچه گیرش اومده اسمش دنیزگذاشتن ازاونجا که برگشتیم به باباش گفت بابایی من دنیزمیخوام میخوام بیارمش خونه کنارش بشینم بوسش بدم😂😂

عشقم چه اشکالی داره بهش بگی خوب اینکه بدتر داستانی میشه

سوال های مرتبط

مامان پسرجان❤️ مامان پسرجان❤️ ۴ سالگی
امروز جواب آزمایش پسرم بردم پیش دکترش
کم خونی داره وهرسال چکاب میدهم الان هم ورم معده آورده🤦🏻 خلاصه دارو برای معده را فوق تخصص گوارش داد تا یک ماه دیگه مجدد بریم پیشش حالا ویزیت چند 1200 دست مسئولین کشور درد نکنه با این زندگی که ساختن حالا هزینه فدای سر پسرم خدا کنه این درد لعنتی از بین بره که بچم در عذابه😬
حالا این وسط دکتر یه چیز دیگه ایی هم بهم گفت ذهنم درگیرش شده اونم اینکه نوع کم خونی پسرم گفت طوری هست که نیاز به خوردن دارو نیست چون هر چی هم بخوره دیگه بالا نمیاد وهیچ تأثیر نداره ودکتر گفت درآینده نباید ازدواج فامیلی داشته باشه🤦🏻😅🤣
حالا خودمم مشتاق وصلت با فامیل نیستم واز طرفی هم کوچکترین پسرخانواده هست وهیچ دختری از دوطرف نداریم ولی نمیدونم چرا از همین الان استرس این گرفتم اگه یه دختر از فامیل روزی وجود داشت وپسرم بهش علاقمند شد چه خاکی به سرم بریزم 🤦🏻😅😅😅
یعنی دغدغه کم داشتم غصه آینده وازدواج بچم هم افتاد به دلم از الان