۳ پاسخ

آره منم استراحت مطلق بودم داشتم دیوونه میشدم
با همه دعوا داشتم من هی چپ و راست هم بستری میشدم چون ریسک زایمان زودرس داشتم خونریزی داشتم هی
سه ماه اول خوب بود از بعد سرکلاژ داغون شدم
آدم همینطوری هم هورموناش بهم می‌ریزه چه برسه که اسنراحته و کاری هم نمیتونه بکنه
من کل روز هم خوابیده بودم به پهلوی چپ که بچه وزن بگیره دیابت بارداری هم داشتم رژیم داشتم وای داشتم دیوونه میشدم
دوره کرونا دلتا هم بود هیچ کس نمیتونست بیاد خونمون
فقط شوهرم و مامانم می‌دیدم
بعد مثل الآنم حتی فیلیمو اینا آنقدر نبود
دو ماهش افتاده بود تو محرم صفر تلوزیون هم هیچی نداشت
انققق ر بهم سخت گذشت مخصوصا وقتایی که خونریزی داشتم و بستری میشدم
به جاش به محض اینکه زایمان کردم حالم خوب شد
انگار از زندان آزاد شدم🤣

افسردگی هم نداشته باشی اینقدر هورمون اضافه داری که از اونه
من دوروز دنبال یه جا برا سونو بودم آخرش رفتم میگه خانم کدی که برات زده غلطه و آزاد حساب میشه
نشستم...تماس گرفتم این موضوع رو حل کنم تماسامو گرفتم منتظر بودم دکتر کد رو درست کنه ..اصلا نمیدونم چی شد دلم درد گرفت نشستم رو صندلی گریم گرفت
یه خانمه هی میگفت حالت خوبه آب اورد شکلات میداد
اخرش گفتم من حاملم وگرنه حالم خوبه دست خودم نیست..نمیتونم اروم شم
اون روز من تا برسم خونه گریه کردم...بلند بلند تو ماشین
از دیشب هم معده من لج کرده امروز درد داره
میگم نکنه طوریمون شده
سروکله زدن با هورمون ها سخت هست
با استراحت مطلق هم سخت تر میشه
شما الان حرکاتشو چطوری متوجه میشید؟

مگه تو بارداری اصلا افسردگی هم داریم 😐

سوال های مرتبط