چرا مادرشوهرهااینجورین به هربهانه ای شده میخادشوهرو بچه آمو خونش نگه داره شب بخوابم اونجا حالا شوهرم جهنم با که رو چرا آخه به زور میخای وابسته خودت کنی دیروز رفتیم خونشون چون که شوهربچه ننه دارم شبم خوند اونجا انگار چی میخاد ....بچه رم به زور مادرشوهرش برد با خودش بخابونه همش ام میگه بچه چقدبا من خوب میمونه بهانه تو رو نمیگیره بچه رو به زور برد اتاق دیگه بخابونه دوساعت قصه شعر لا لایی رو پاس گذاشته بود چندبارصدا زدم گفتم بیا گفت نه میخام پیش مامان جون بخابم ساعت شد 1ونیم بچه هنوزنخابیده مادرشوهرش خودشو داره جر میده که ثابت کنه بچه به اون وابسته است نه من دوباره دخترمو صدا مردم بیا اینجابخاب اونجا خوابت نمی‌مونه مثل جت بدو بدو اومد گفت میرم پیش مامانم بخابم آخرم اومد پیش من خوابید کل دیشبم نخوابیدم که یه موقع بچه جیش نکنه به تشکش دهنشون بازبشه ....واقعا خودش مادره چرا دوست داره وابستگی بچه رو از ازمادرش کم کنه
#پوشک مای خود مولفیکس فرزندپروری کولیک

۱۱ پاسخ

چرا کل دیشبو نخابیدی 😂میزاشتی جیش میکرد دگ نگهتون نمیداش

من فکر میکنم اکثر مادرشوهرا همینن...مادرشوهرمنم همینه اوایل خیلی اذیت بودم اما الان نه چون انقد وقتم با دخترم پره بیرون میریم اینا دخترم خودش زیاد دوس نداره به زور میان دنبالش البته ماهمسایه هستیم انگاری دلشو زده .منم کاهی میگم برو‌گاهی هم احازه نمیدم.

بیخیال بابا
چ اشکال داره حالا
من ک برام مهم نیس

عزیزم مادرشوهر من صد پله از چیزی که تعریف کردی بدتر میکنه اصلا ولش کنی میگه این بچه رو من زاییدم و من مادرشم نه تو . حتی روزهایی که اجبارا خونشون میرفتم برمیداشت یکی دوساعت بچمو میبرد پارک در آخر هم هر چی خوراکی که من قدغن کرده بودم براش میخرید رسما از هر ترفندی استفاده میکرد که بچه رو وابسته خودش کنه تمام اون تایمی که بیرون بودن من از استرس میمردم و زنده میشدم ولی تجربه من که نتیجه داد بهت بگم سعی کن برای بچت خیلی تایم بزاری و باهاش بازی کنی و ببریش پارک و حسابی سرگرمش کنی کم کم بچه عادت میکنه ضمنا خانوم هایی که میفرمایید فکر کن مادر خودتو و فلان ، در نود درصد خانوم ها ، وقتی مادر زن هستن بهترین ورژن خودشون رو نشون میدن ولی زمانی که مادر شوهر میشن کثیف ترین بخش های شخصیتی و ساید مزخرفشون رو جلوه میدن برای عروس . 
تنها راه حل اینکه که کم محلی کنی و هیچ عکس العملی نشون ندی در ظاهر ؛ چون بچه هم متوجه میشه و خودش کم کم دیگه سمتشون نمیره این تجربه من بود اگر کمک کنه ⚘️

ببین اگر مادر خودت هم بود همین حس رو داشتی؟ من هفته ای یک شب خونه مامانم میخابم پسرم میره که با پدرو مادرم‌بخابه، مثل بچه شما نیم‌ساعت چهل و پنج دقیقه اونجا وول میخوره بعد میگه میرم پیش مامانم منم بیدارم تا بیاد و بخابه ، ولی چون نگاه منفی به مادرشوهر داریم این حرکت رو بد و دخالت میبینیم

من هروقت برم خونه ی مامانم .مامانم پسرم قل اول انقد بهم وابسته هستن اصلا پسرم پیش من نمیخابه

هروقت پیام میدین قشنگ‌ بنویسین توروخدا برو پیامت از اول بخون ببین خودت متوجه میشی

بزن بیخیالی خود مادر شوهرت دیگه نمیگه بچه پیش من بمونه

چند روزی بزارش پیشش برو خرید یاشگاه بیرون تا حالش بیاد سر جاش

مادر شوهر منم اینجوریه دختر منم اخر شب باز گریه میکنه برم پیش مامانم بیخیال زیاد اهمیت نده بچه ها هرچی بزرگتر بشن بیشتر وابسته مادرشون میشن زیاد پیش اونا نمیرن

عین مادر شوهر من اما آخر میاد پیش خودم می‌خوابه خودت اذیت نکن عزیزم

سوال های مرتبط

مامان Delvin😍 مامان Delvin😍 ۴ ماهگی
سلام اومدم با پست پرخاشگری
اول تعریف پرخاشگری چیه
پرخاشکری یعنی عصبانیت یعنی احساس خشم که ممکنه با تعریق و سرخ شدن صورت او‌احساس گر گرفتگی داشته باشید و بدونید احساس عصبانیت و خشم کاملا طبیعی هست احساس خشم به بچه جرات و جسارت میده که از حق خودش دفاع کنه
مثلا وقتی بچه جدید دنیا میاد بچه اول حس خشم پیدا میکنه چرا جون اون میبینه که توجه شما تقسیم شده ولا بیشتر بع بچه کوچیک توجه میشه این خودش باعث‌ خشم میشه
خشم اکر کنترل و مدیریت نشه میشه مول خودزنی و فحش دادن و پرت کردن و زدن دیگران اینا نوعی از پرخاشکری هست و برای کنترل خشم چیکار کنیم
ما اول بایذ الکوی مناسب باشیم چون دیده ما نمیتونیم خشم خودمون رو کنترل کنیم بعد انتظار داریم بچه خشم نداشته یاشه
مثلا بچه اسباب بازی دوستش رو به زور میگیره به جای اینکه بریم حل مسله کنیم میریم دستش رو میگیریم یا تهدیدش میکنیم یا داد میزنیم که چرا اینکارو کردی و حرفایی که باعث تحقیر کودک بشه مثلا به چه حقی اینکارو کردی برو اوی اتاق یا اگر اینکار‌ یبار دیگه کنی نمیارمت اینحا که بازی کنی
باید با بچه همدلی کنیم که بفهمیم بچه چرا اینکارو کرده چرا اسباب باژی زو به زور اژش گرفته یا بچه رو زده باید همدلی کنیم با کودک تا خشمش سرکوب نشه
بچه ها تا ۷/۸ سالگی منطق ندارن باید با احساس و تیاز خودشون باهاشوت صحبت کنیم
مامان سدنا فسقلی مامان سدنا فسقلی ۳ سالگی