۱۹ پاسخ

بعضی وقتا مقایسش میکنم میبینم از خیلی مردای دیگ بهتره اما هر کسی یحوری روی مخه یجای زندگی باس همیشه بلنگه

بنظرم چه زنش چه مردش صد برای هم نیستن هرکسی یه خوبی و یه بدی هایی داره باید آدم باهاش کنار بیاد برای همون سختی هم خدارو هزار مرتبه شکر کنه
انسان همینه هرچی هم داشته باشی بازم نارونی

عزیزم درکش کن به این فکرکن شوهرت این همه سختیا تحمل میکنه دوتا شغل که شما راحت باشید
درسته این چیزا سخته خیلی
ولی خب باید درکشون کنیم جامعه و اقتصادمون افتضاح شده و خیلی سخته
یه تنه زندگیو به دوش میکشن
میدونم تو زندگی خیلی چیزا حائز اهمیته بودن همسر کمکش و محبتش
ولی خب این شرایط بی تاثیر نیست
هستن کسانی رو میشناسم که اصلا براشون مهم نیست حتی همین تامین زندگیم انجام نمیدن

صفرو صدیم
نه خمیشه راضیم نه همیشه ناراضی هورمونا بالا پایین میشن یلخره
ولی در حالت کلی بقول دوستمون نگا ک میکنم میبینم از خیلیا بهتره با اینک اخلاق بدم زیاد داره ها ولی خوبیاش بیشتره

راضیم ازش گاهی تنش توزندگی هست که برای همه پیش میاد،امادرکل ازانتخابم راضیم

راضی م ازش.بنظرم مرد احساسی خیلی خوبه..هجده ساله ازدواج کردیم ولی بهم هیچوقت بی احترامی نکرده.تولدام همیشه حداقل یه گل میخره.همیشه پشتمه.الانم بعد بچه دار شدن بهم نگفت کار نکن.گفت هرطور خودت دوست داری..بخاطر شغلم بیشتر خونه مامانم.اونم میاد بعد کار اونجا..گله و شکایت نمیکنه با اینکه میکه اذیتم ولی هرطور خودت میدونی صلاحته بکن..در مل دعوا و مشاجره پیش میاد همیشه هم من یاغی ماجرام..ولی اون با اینکه یه زمانی اهل دعوا بود با من راه میاد..عشقش بهم بعد این همه سال کم نشده تازه میگه بیشترم شده..اهل رفیق بازی نیست بیشتر دوست داره با خانواده بگردیم.مخصوصا من دو تا داداش و یه داماد همسن خودش دارم با اونا خوشه خیلی...با اینکه خیلی ها میتونن مخش رو بزنن ولی هر اتفاقی میفته بهم میاد میگه و خوشش نمیاد..من اهل رفیق بازی بودم و با دوستام ویلا میگرفتم میرفتم تفریح.هیچوقت محدودیت برام نزاشت بهم اعتماد صد داره و منم بهش دارم..با تمام خوبی هاش..زبونش خیلی نیش و تنده..و خدا نکنه عصبی بشه..باید سکوت کنم😂

دو شیفت کار معلومه انرژی براش نمیمونه /حق داره

من خیلی شوهرم رو قبول داشتم الهی تیر غیب بزنه به کمرش که کمرم رو شکست

ای کاش بداخلاق بود خسیس بود ولی خیانت نمیکردبهم
تصورش هم دردناکه چه برسه تو موقعیت باشین
ایشالا هیچوقت هیچ زنی گرفتار این مشکل نشه

بعد که با این سختی زندگیم رو ساخت دودستی تقدیم یکی دیگه کنم
آخ که جیگر سوخت

عزیزم چرا ما زنا با اینکه شاید کم کسری تو خونه داریم نمی‌ریم خلاف کنیم
مردا سکس می‌خوان آرامش می‌خوان خونه تمیز وغذا ......چیز مگه براشون فراهم نیست
الهی خار بشه با نداریش خیلی ساختم خیلی خیلی چقدر دست رو دلم گذاشتم گفتم نداره نخرم. نخورم
به همون امام رضا سردخترم باردار بود دلم کته کباب خواست بهم گفت گرونه نمیتونم بخرم رو دلم موند بعداً برام خرید ولی رو دلم موند من اون موقع هوس کردم نه چندماه بعد یا سال بعدش گریم میگیره اینارو میگم

آخه چرا برای من همچین اتفاقی افتاد آخه
نمی‌دونم
دارم اینو می‌نویسم گریه میکنم
آخه هیچوقت درحق کسی بدی نکردم ظلم نکردن ناحق نگفتم و...... چرا سرنوشت منو بازی داد من که زندگی خیلی خوبی داشتم 😭😭❤️‍🔥

میدونی چی برام سخته هرکی که تو همین گهواره در مورد این موردها می‌گفت چقدر دلم می‌گرفت گاهی گریه میکردم ودلم به حال اون زن می‌سوخت آخه من زندگی هیچ مشکلی نداشت اخرسرخودم اومد
دلم میسوزه خیلی 😭😭😭😭

هر انسانی یه رفتارای خوب داره یه رفتارای بد
همسرم خیلی سرد و خشکه و این منو تو این سالها فرسوده کرده

خواهر طلاق بگیرم آخرش چی میشه تو این مملکت
هیچی به اسمم نیست
البته مامانم گفت نگران نباش ما همهجوره پشت هستیم اگه نمیتونی بمونی باهاش کمکت میکنم ولی به فرصت بده بهش

توروخدا یه چیزی بگین بهم

حالا یه چیزی من میگم دلتون برام میسوزه
من دوتا بچه ی ناز دارم دختر هستن بزرگ 10
کوچیکه دوسال. شوهرم خرج می‌کنه برامون خیلی هم دوستمون داره مدام بیرون می‌بره مسافرت گاهی تو کارخونه. بچه داری و.... ولی بیشرف بهم خیانت کرد 😭😭😭😭
جدا نمیتونم بشم به خاطر دخترام چون دوستشون دارم کوچیکه خیلی خیلی وابسته پدرش هست

عزیزان شوهراتون رو بذارین رو سرتون مال من زن صیغه کرده و دارم جدا میشم😕

خب الان مشکل تو چیه باهاش ؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان کایرا مامان کایرا ۲ سالگی
مامانایی که بچه‌هاتون همسن دختر منه میشه حتما جواب بدین دارم دیوونه میشم به خدا بغض کردم. یچه های شما هم میخوان ۲۴ ساعت باهاشون بازی کنین هر دقیقه دستتون رو میگیرن و اگه نرین قشقرق به پا میکنن؟ چون دختر من منو روانی کرده حتی یک ثانیه نه بازی میکنه نه تلویزیون نگاه میکنه نه گوشی اصلا دوتا پسر همسن دیگه هست تو خانوادمون مخصوصا تو این مدت که همش در رفت و آمدیم خیلی مقایسه میشه اونا خودشون بازی میکنن یا مشغول گوشی یا تی وی میشن مامانشون راحت میشینه دختر من همش داره دست منو میکشه کارای خونه و غذا رو با بدبختی انجام میدم همسایمون که پسرش ۵ سالشه تاخیر داره از اول سر و کارش با کار درمانی و گفتار درمانی و پیشرفت ذهنی بوده میگه با بچه نباید بیشتر از یکساعت در روز بازی کرد ولی دختر من ۲۴ ساعت منو میخواد دلمم نمیاد دستشو رد کنم گریه میکنه دلم میسوزه الانم خودم دارم اشک میریزم از خستگی. خستگی بدنیش به کنار خستگی ذهنیش که حتی نیم ساعت برا خودت نیستی مغزمو نابود کرده
شیرخشک رفلاکس مای بیبی