۵ پاسخ

سخت میگیری
من همه چی تنش میکنم ،گندم بزنه مهم نیست میشوری دیگه لباساشو
اگه تنش نکنی باا استفاده میمونه پیراهناش بعدم کوچیک میشه دیگه

کلا ادم سختگیری هستی .اینجوری چندسال دیگه همه ازت فراری میشن . ناراحت نشی از حرفم ولی واسه خودت میگم ادم سختگیر و وسواسی ب مرور زمان تنها میشه

من ک میزارم ازادانه بچگی کنه تا خوب باهوش و شجاع بشه میارم خونه حموم میکنمشون میخوابن

خوب میمونه کوچک میشه
من همرچی داره تنش میکنم
ما هم بجز خونه مادرشوهر و مامانم جایی نمیریم خیلی
حتی پیراهناشو خونم تنش میکنم

لباس بیرونی هاشو بپوش تا خراب بشن خب
من لباسایی که برای مهمونی میگیرم بعد از دوماه دیگه کلا برای خونه مادرشوهر و مادرم و پارک میپوشم

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
از خدا هیچی نمیخوام فقط میخوام هیچکسو محتاج بندش نکنه محتاج خود خودش بکنه چون محتاج خدا بودن بدون منته
دیروز واکسن بچه هامو زدم اومدم خونه مادرم که شبا کمک حالم باشم چون خونه مادرشوهرم تنها نمیتونم برسم به دوتاشون کسی کمکم نمیکنه همشون میگیرن میخوابن منم تنها تو اتاق با دوتا بچه نمیتونم واقعا بدنم کشش نداره دیگع
برا همین دیروز اومدم اینجا البته مادرم روزا کلا سرکاره ۷ صبح میره ۹ شب میاد به اسرار خودش میره سر کار ها واکرنه هیچ احتیاجی نداره
امروز ظهر که بچه ها خیلی بی قراری میکردن گریه میکردن هول هولکی یکم نهار اماده کردم برا خودمون که بچه ها هم بخورن یکم هر چند چیزی نخوردن خودمم زیاد میلی نداشتم برادرم و پدرم خوردن سفره همون‌جوری باز مونده بود بچه ها هم گریه میکردن بردم خوابوندم دیگه انقد خسته بودم سفره رو حمع کردم یکم سوپ مونده بود ته قابلمه یکمم برنج بود یکی دیگه از قابلمه ها اونم گذاشته بودم رو گاز یادم رفته بود بزارم یخچال پدرم الان برداشته هر دوتاشونو با یه دست قابلمه هارو کذاشته رو هم به زور میخواد که جا بدع تو یخچال قابلمه ها رو هم جا نمیشن ها باید یکی یکی بزاری کنار هم شیشه رو میبره بالا که اینا رو هم جا بشن که اونم قابلمه سوپ سر خورد افتاد زمین همه جا شد سوپ یخچال فرش ماکت رو فرش همه جا شوپ شد عوضش به خود دست پا چلفتیش غر بزنه به من فحش میده به من غر میزنه که تقصیر توعه یدونه قابلمه رو از دست من نمیگیری انکار خیلی پیر شدی مگه چند سالته ۵۰ سالته دیگه والا مردای دیگه ۷۰ سالشونه هنوزم زرنگن
اخه بکو تو که میخواستی زرنگ کاری کنی ظهر سفره رو جمع میکردی که نمیموند رو زمین الان اومده غذا میزاره یخچال
سر بچه هام داد میزنه سر خودم داد زد