۴ پاسخ

دقیقا چرا همه مادرشوهرا همینن ، بعد مامانای خودمون این جور نیستن؟؟ بعد مگه نباید همین مامانای ما مادرشوهراشون باشن؟؟؟ این معادله عجیبی هست🤔

من نمی تونستم بگم به شوهرمم میگفتم بگه اونم بدتر چقدر مثل شما گریه کردم یه استوری گذاشتم بچه رو نبوسید ویروس منتقل میشه همشون بهشون برخورده بود مادر شوهرم زنک زد گریه پدر شوهرم بدتر کلا یهو وضعیتی بود اینا چیزایی که باید طرف فهم و شعور داشته باشه بفهمه متاسفانه ندارن بهشونم بگی بهشون برمیخوره

اصلانبایداجازه میدادی بوسش کنن خدای ناکرده مریضه ب یه ورشونم نیست تومیمونی وبچت من سربچم باهیجکس شوخی ندارم چنروزپیش مادرشم مریض بوداومدخونمون همون دم درگفتم مادرجون انگارمریض شدی محل نزاشت دوباره تکرارکردم صدات گرفته نزاشتم نزدیک پسرم بشه ازدورحرف زدباهاش شبم ب شوهرم گفتم مادرت مریض بودسنی ازش گذشته ببردکترخوب شدبیادببینه جلوشونگرفتم حالامیخوادخوششون بیادیانیادتوهم قشنگ جواب مادرشوهرتم خواهراشم بده

مثل منی بعدش میگم چرا نگفتم بنظرم باید تمرین کنیم همونجا جواب بدیم

برای این چیزا دلخور نشو عادی رد شو کمتر برو گفتن نمیای میگی کارای من باعث دلخوری میشه نمیام

سوال های مرتبط

مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۳ ماهگی
سلام صبح بخیر
یه سوال میخواستم ببینم همسرای شماهم به بچتون خیلی حساسه؟؟؟
این موضوع داره اذیتم میکنه .
شوهرم خیلی به بچه حساسه
من ناخن پسرم همیشه میگیرم ولی خب پیش میاد با همون یکم ناخن تو خواب صورتش چنگ میگیره یعنی شوهرم خودش میکشه که چرا حواست نیست، وقت نمیزاری ،چرا این بچه صورتش اینجوری، حالا بخدا اندازه نخود یه خط کوچیک رو اینجوری میکنه .
با بغلش میکنم همش تذکر میده که بد بغل کردی اینجوری باید بغل کنی .
اصلااااا اجازه نمیده تنها با خودم خونه کسی ببرم .
یکی بغلش میکنه سریع تو‌جمع میگه خانوم بچه خوابش میاد بیا لطفا بخوابونش دیگه طرف خودش متوجه میشه
چون اون زمان پسر اندازه نعلبکی چشاش بازه
فکر کن طرف ۵ شکم زاییده بعد میگه اون بلد نیست بچه بغل کنه .
اصلا کلافم بخدا من اینجوری نیستم مادر شوهرم از راه دور برا زایمانم اومده بود من میگفتم این بنده خدا دیر به دیر بچه رو میبینه اجازه بدم یه دل سیر نوش بغلش باشه
بهم میگفت اجازه میدی حموم کنم گفتم بله چرا که بعد شوهرم‌میگه نه خطرنامه نمیتونی
من بهش گفتم مادرت ۲ تا بچه داشته ها میگه یادش رفته الان بلد نیست
میرفت حموم میگفت آب داغ نباشه ،
بچه نیوفته ،تو گوشش آب نره....
یا مادرشوهرم بغلش میکرد بهش شیر بده شوهرم غررررر افتضااااااح که خودت بچه رو بگیر شیر بده
چیکار کنم این حساسیت کم بشه
خیلی اذیت میشم اصلا برا بچه کاری میخوام بکنم استرس میگیرم
اجازه نمیده هیشکی بیاد خونمون جز مادر ،پدرا
مامان السا و کارن 💙 مامان السا و کارن 💙 ۶ ماهگی
مامانا یه سوال کف سر بچه های شما هم پوسته میده؟
بخدا اونقدر اعصابام خورده حد نداره از پوسته های سرش کم مونده امروز کمی با ناخن کشیدم که جدا شه ببرمش حموم که شوهرم زنگ زد گفت میریم زمین ببینیم دیگه رفتیم اومدیم خونه خاله همسرم .... از طرفی هم یه چشمش اشک میاد هزار بار قطره انداختم ماساژ دادم ولی خوب نمیشه دکتزم گفته خوب نشه یکسالگی عمل میکنیم
برادرشوهرمم روی مخم رفته پیش همه یعنی خاله های همسرم و پسرخاله هاش بودن با لحن بد میگه به بچه نمیرسید همش فکر خوابن فلان خاله اشم پرسید مامانشو میگی یا باباشو با حرص گفت هردوشون فلان منم خواستم شوخی کنم جو عوض شه گفتم انگار از بچه داریمون راضی نیست با حرص توپید بهم نه راضی نیستم اهمیت نمیدید نمیرسید به بچه (انگار من نامادریم 😑)
بنظرتون چه جوابی بدم بهش؟ چه رفتاری کنم؟
اینم بگم اخلاقشون گنده من زیاد سر به سرشون نمیذارم اون روشونو نمیبینم خونه این خاله اش که اومدیم یواشکی میگفت مادرشوهرت زود ناراحت میشه عصبی میشه میبینی داد میزنه خودشو کتک میزنه 😑