وای چقدر بعضی ادما انرژی منفی دارن

میدونی چی میگم مثلا از این ادمایی که یه چیزی ازت میبینن همش از کلمه خوشبحالت استفاده میکنن و همش دوست دارن خودشونو‌ بدبخت نشون بدن و تورو خوشبخت

از ظهر صد دفعه مشکل پیش اومد برام
ظهر یهویی سردرد شدید گرفتم در حدی که اصلا تحمل نداشتم و داشتم از شدتش گریه میکردم از درد چند بار بالا اوردم

حال خودم یکم اوکی شد چای دم کرده بودیم ریخته بودم بشینیم بخوریم یعنی همیشه همینجوریه میارم با شوهرم کنار هم بخوریم حتی پسرم نوزاد بود چنین اتفاقی نیفتاده بود یهویی پاش اروم خورد سینی و چای چپ شد رو پای پسرم

تازه پاهاش اروم شده بود یه ظرف شیشه ای افتاد رو زمین یه تیکه شیشه پرت شد پایین چشمم به زور در اوردم
خلاصه خیلی روز بدی بود
امیدوارم هیچ کس تجربه نکنه
و اینکه یک نفر و ظاهری میبینیم فکر نکنیم مشکلی ندارن و زندگی خیلی عالی دارن
یا اگر وضع یه نفر خوبه یا بهتر از ماست بدون اسفالت شده طرف تا خودشو کشیده بالا حسرت چیزیو نخوریم به وقتش برای همه خوب میشه

۸ پاسخ

خب عزیزم یه سری چیزها رو نباید نشون داد که چشم نخوره آدم.
مخصوصا توی گهواره که همه مدل آدمی هست فقیر و غنی
در کل سیاست هم مهمه که چه چیزایی رو به دیگران نشون بدیم چه چیزهایی رو نه

به این نتیجه رسیدم آدم تا میتونه باید مخفی نگه داره همه چیشو

همیشه صدقه بده چهارقل رو بخون وآیة‌الکرسی برای چشم زخم سوره فلق خیلی تاثیر داره

سوره ناس و فلق و مسد زیاد بخون

مرتب ایت الکرسی بخون جانم اون خانومو که میبینید صلوات بفرستین تو دلتون

۴قل بسیار بخون عزیزم

همیشه صدقه حتی کم ،کنار بذار ، بعضیا حسرت خوردن زندگی بقیه تو ذات شونه حتی اگه خودشونم پولدار و ...خوشبخت بشن

میفهمم چی میگی واقعا ادم گاهی میترسه حرفی بزنه اصن
تقصیر اونام نیستا بد زمونه ای شده ولی خب چی بگم والا منم گاهی همین مشکلو دارم

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
امروز دهمین روز از شیر گرفتنه پسرمه🥺
توی این مدت خیلی باهام همکاری کرد...نه اذیت نه گریه...
حتی بهانه شیر و شیشه شیر رو هم ازم نگرفت🥲
امروز صبح برای اولین بار بیدار شد و ازم شیر خواست...منم رفتم براش تو لیوان شیر آوردم...کلی گریه کرد که تو لیوان نمیخوام و باید خوابیده بخورم(منظورش این بود تو شیشه شیر برام بیار🥲💔)
ولی مقاومت کردم و همچنان لیوان رو جلوش گذاشتم...و اون همچنان گریه که نمیخورم😢 خلاصه بعد از ده دقیقه تونستم با اضافه کردن یه قاشق شیره خرما به شیر راضیش کنم که بخوره...و بعد از یک ساعت و نیم دوباره بخوابونم
هنوز دلم نیومده شیشه شیر و وسایل شیر خوردنشو جمع کنم😢‌ چون باید برای همیشه برش دارم و خیلی سخته💔
خدا قوت میگم به همه مامانایی که این راه رو در پیش دارن... مخصوصا اونایی که شیر خودشونو میدن و وابستگی خودشون و بچه بیشتره❤️🌹
فقط مونده غول مرحله آخر یعنی از پوشک گرفتن که فکر میکنم خیلی مرحله سختیه😮‍💨
فرزندپروری
شیردهی
واکسن
مامان 🍭هستی فرفری🍭 مامان 🍭هستی فرفری🍭 ۲ سالگی
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند
مامان جوجه🐥 مامان جوجه🐥 ۲ سالگی
من تو اوج افسردگیم فک کنم 🥲
هیچ لذتی از پسرم نمیبرم همش میگم خدایا من ازت یه بچه اروم خواسته بودم این بچه از روزی ک وارد زندگیم شد یه خاطر خوب نساخته برام همیشه یه چیز جدید برا ارائه داشته الانم ک دوساله میشه به شدت پرخاشگر شده منو میزنه بیرون میریم اصلا همکاری نمیکنه فقط میگه چیزی ک من میخوام رو بکنین اگ نکنیم خودشو میزنه زمین گریه میکنه خونه وسیله ای رو ندیم بهش خودشو میزنه به کولی بازی و وسیله هارو‌میندازه خودشو میزنه ب اینور اونور😵‍💫
اطرافیانم میگن خیلی دعواش کردی یا زدیش اینجوری شده
پیش تراپیست میرم و میگه حق داری ک خسته باشی روحت خسته باشه از این همه اتفاق و حق داری که حوصله ای برا بچه بزرگ کردن نداشته باشی عذاب وجدان داره تیکه پارم میکنه🥲
ب همسن های پسرم نگا میکنم همه اروم همه حرف گوش کن جوری که اینجا میزارن میرن کافه با بچه بیرون چردش همه اینا برا من رویاس هییییچوقت حتی تضورشم نمیتونم بکنم چندین بار گفتم بزار ببرم عادت کنه ولی هربار تا مرز گریه رفتم و ب گوه خوردن افتادم