۴ پاسخ

ممنون عزیزم ...لطف کردی از اینکه تجربه خودت رو به اشتراک گذاشتی ..برای من خیلی مفید بود..

بله کاملا موافقم ٫ منم اون روز رفته بودم ان اس تی ٫ چند نفر اومدن ٫ بادرد٫ که پزشک معاینه کرد و گفت رحم بستس و اصلا نمیتونم بستری کنم ٫ برو دردات منظم شد بیا

من مسمومیت بارداری داشتم مجبور شدم با آمپول فشار زایمان کنم خیلی وحشتناک بود.

امپول فشار خیلی بده انگار کمر از وسط دو نیم میشه

سوال های مرتبط

مامان نیلماه مامان نیلماه روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان ،۳۹هفته بودم خبری از درد نبود چند روز قبلش هم رفته بودم برای معاینه لگنی،ک پیش دوتا دکتر رفتم و‌هر دو گفتن لگنت تنگه،و پنجاه پنجاس،ممکنه طبیعی بیاری و یا سزارین دکتر خودم برام کپسول گل مغربی نوشت و دو شب استفاده کردم ناگفته نماند ک خیلی پیاده روی کردم و ورزش هم می کردم اما دهانه رحمم کاملا بسته بود خلاصه بعد از استفاده از گل مغربی ساعت ۴صبح بود ک حس کردم لباسام کاملا خیس شدن از خانم های گهواره پرسیدم و گوگل هم سرج کردم فهمیدم کیسه آبه رفتم بیمارستان معتضدی به جای اینکه اورژانسی پذیزشم کنن گفتن برو درمانگاه بیمارستان منم چون میدونستم کیسه آبمه ،ترسیدم و با همسرم رفتیم بیمارستان امام رضا،اون جا خیلی سریع پذیزش شدم و رسیدگی کردن بخش اورژانس،بعد معاینه م کردن و همچنان دهانه رحمم بسته بود اما آبریزش زیادی داشتم بدون درد رفتم بخش زایمان طبیعی،برام ۳تا آمپول فشار زدن،و هربار ی نفر میومد منو معاینه می کرد با اینکه بچه سفالیک بود اما بازم خبری نبود و‌دهانه رحمم باز نمیشد درد زیادی داشتم ،و اصلا تو حال خودم نبودم یهو ۶,نفر باهم اومدن تو اتاق و شروع کردن ب حرف زدن ۳نفرشون معاینم کرد منم همش درد می کشیدم نفر آخر گفت ببخشید میدونم اذیت شدی و باهم حرف زدن و‌رفتن منم هیچی نفهمیدم تا ی ربع بعدش ک یهو اومدن رضایت نامه ب همراهم دادن و تو ی ربع منو بردن اتاق عمل برای سزارین چون کیسه آب پاره شده بود و اب کم شده بود
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی
من مشکل انعقادی داشتم یعنی طبیعی اجباری و استراحت مطلقم بودم بخاطر جفت پایین ک ۸ ماه رفت بالا من از ۳۶ هفته اجازه پیاده روی اینا داشتم ک ماما همراه گرفتم رابطه پیاده روی کردم کلا دو هفته مطب ماما در حال ورزش بودم کیسه آبم پاره شد سریع رفتم بیمارستان گفت ن ترشح تحویلم نگرفتن ولی کیسه آب بود نفهمیدن از ساعت ۸ پاره شد من ۱ شب دردهام منظم شد شدید تا اینکه ۳ونیم شب رفتم گفتن ن تا ۸ ونیم شب فردا واقعا در حد مرگ بودم رفتم بیمارستان گفتم دیگ دارم میمیرم گفتن ۴ سانتی کیسه آبت پارس اصلا آب توش ی قطره هم نیس ۱۰ دادنم زایشگاه ماما همراهم اومد شد ۱۱ ورزش هام شروع کردم هیچگونه امپول فشار هم نزدن ب حدی خودم درد داشتم ۱۱ شروع کردم ورزش تا ۳ونیم زایمان کردم درد هام وحشتناک بود چون دو روز بود نخوابیده بودم هیچ نخوردم درد شدید داشتم موقع زور زدن آخر بی حال شدم در حد بیهوشی افتادم ک پاره کردن با تیغ جراحی نزدیک ۴۵ تا بخیه خوردم دردهام وحشتناک بود ولی موقع ک بچه اومدن بخیه زدن اصلا درد نداشتم
مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان من

پارت اول #

سلام خانما اومدم تجربه مو بگم شاید به درد کسی بخوره
من توی ۳۸ هفته و یک روز زایمان کردم قصدم طبیعی بود از ۳۶ هفتگی ورزش شروع کردم روی توپ و اسکات زدن و پیاده روی به من گفته بودن طبق سونو بچه ۳ هفته از سن خودش بزرگتر رشدش منم دوست داشتم زودتر دنیا بیاد رفتم پیش پزشکم توی ۳۶ هفته و ۵ روز معاینه تحریکی کرد و همینطور لگن گفت لگنت خوبه برا طبیعی و با معاینه پلاک دهانه رحمم افتاد و ترشحات موکوسی با رگه های خونی پیدا کردم بدون درد همچنان ورزش کردم چون گفته بود کاملا بسته س دهانه رحمت بعد یک هفته توی ۳۷ هفته و ۵ روز بازم رفتم مطب که اونجا دوباره معاینه کرد گفت یک سانتی و دهانه بهتر شده دوباره معاینه تحریکی کرد منم دردهای جزیی توی کمرم داشتم مثل درد پریود از روز سه شنبه ده تیر باز من ترشحات موکوسی پلاکی داشتم و دردام بیشتر میشد . که ورزش رو ادامه دادم و بازم پیاده روی کردم و با دکترم در ارتباط بودم چون با هم رفاقت داشتیم از قدیم میخاستم بیمارستانی زایمان کنم که خودش هست و بیمارستان خصوصی بود بهم نامه زایمان طبیعی داده بود و بدون دلیل مخالف سزارین بود گفت برای من راحت تره اما طبیعی بهتره