منم این حسو داشتم روز اخر بردمش خونه داداشم بمونه حتی خدافظی هم نکرد باهام دختر داداشمو دید دویید رفت🤦♀️😅
عزیزم چند سالشه پسرت ؟
پسر من ۲ سال و ۱۰ ماهشه ، رفته بودم مطب دکترم که گفت آب دور جنین کم شده باید اورژانسی عملت کنم برو بیمارستان تا بیام
۴ مطب بودم ۶ سزارین شدم ،با همسرمو پسرم رفته بودیم
توی بیمارستان پیش همسرم بود تا من اومدم بیرون بعدشم اومدن پیشم توی اتاق نوزادو دیدن
بعدش همسرم بردش خونه توی ماشین خوابشبرده بود
شب هم که پیش باباش خوابیده بود
صبح باباش برده بودش حمام بعد رفته بودن خرید بعدش اومدن پیش من بیمارستان تا مرخص شدم
منم توی بارداریم همش به همین فکر میکردم که موقع زایمانم پسرمو چی کار کنم فکرش دیونه ام میکرد ولی خدارو شکر سخت نگذشت
شما هم غصه نخور عزیزم به باباش بگو کنارش باشه با هموقت بگذرونن
کاش حرف میزدین میدین تو اتاق خصوصی اگه اجازه میدن پسرتم با خودتون میبردین
من اگه بشه دخترمم اون روز میبرم حتماا تحمل دوریشو ندارم
قطعا مادر خوب بودی و هستی عزیزم
اما این قسمتش که باید بچه رو بذاریم و ازش جدا بشیم بریم بیمارستان برای منم خیلی اذیت کننه اس
بدون من نمیخوابه
درکت میکنم
وای کابوس هرشب من همینه میشینم پسرمونگاه میکنم میبوسمبغض میکنم همش ازفکراینکه برم زایشگاه و پسرم نباشه دیونه میشم بااینکه پسرم با باباش راحتتره و بهش وابسته تره ولی باز نمیتونم به دوربودن ازش فک کنم
عزیزمم میفهمم حالتو منم تموم 9ماه دغدغم همین بود اما واقعا اسون تر از اون چیزی بود ک فکر میکردم
من واقعا تو اتاق عمل فقط به بچه اولم فکر میکردم و اروم میشدم اما دیگ بعد از عمل اروم شدم و خوشحال بودم که دارم براش یه ابجی یه رفیق همیشگی براش به دنیا اوردم و دیگ تنها نیست اون یه شب که تنها موند واقعا عین برق و باد گذشت کنار خانواده همسرت یا خانواده خودت بزار بالاخره اونام نوشونه و ازت مراقبت میکنن ن به اندازه تو ولی حواسشون هست بهش
نگران نباش عزیزم خیلی زود همه چیز به روال خودش برميگرده و یه روز میای میبینی زایمان کردی حالت خوب شده و یه بچت یه سمتت خوابیده اون یکی اون ورت خوابیده و این شبو فراموش کردی
میخوای براش همبازی بیاری
چی از این بهتر😁
منم فردا سزارین دارم. امشب کلی دخترمو بردم پارک و گردش تا بهش خوش بگذره.
واااای دقیقا منم همینطور بودم شبی ک میخاستم فرداش برم بستری بشم کلی گریه کردم درکت میکنم سخته🥺🥺🥺🥺🥺
الهی 😢😢 مامانا همیشه خوبن چرا نگرانی چن سالشه
وای نگو من همش تو فکر اون لحظه ام😭😭😭😭😭😭😭😭😭
عزیزم سخت گیری شما برای دوست داشتن ش بوده ناراحت نباش هیچکسی بده بچه ش را نمیخاد
انشالله زانو خیر زمین بذاری
نی نی تون سالم بغل بگیرین
نگو ترو خدا منم داره گریم میگیره
چرا اینجوری فکرمیکنی؟مگه مادر برای بچش بدمیشه فکرای خوب خوب بکن
منم 😭😭💔
از هورموناته عزیزم میری بسلامتی با نینی میای اونم پیش خانوادته تنها که نیست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.