خانم ها یه سوال 💯💯💯💯
من پدرشوهرم سادس هیچ کاری نمیتونه انجام بده
ففط خیلی لباس میپوشه تو تابستون تو سرما
خدامنو ببخشع اینو میگم مجبورم بگم که شما خودتونو بزارید جای من و منطقی جوابمو بدید
پدرشوهرم دیر ب دیر حموم میره بچهاش باهاش دعوا میکنن برو حموم نمیره
مگه این که بگن میخواییم بریم جایی اگر رفتی حموم باخودمون میبریم تو رو
پارسال مرداد ماه رفتیم مشهد پدرشوهرمو مادرشوهرمم بودن و خیلی سخته که از جاش پاشه و دنگ و فنگ داره
امسال شوهرم گفت بریم مشهد گفتم بریم
گفت به یه شرط پدرمم میارم😊😊
من گفتم خب پس شپا برید بسلامت
اخه با بچه کوچیک سخته بچه رو باید بزارم عقب که راحت بخوابه
پدرشوهرم چاقه و خیلی بوی گند میده خدا ببخشه منو 😑😔
چون پدرشوهرم بوی بد میده من اصلا دوست ندارم برم
دوست دارم باشوهرم ۲تایی بریم
ولی شوهر من اصلا ۲نفره دوس نداره
الان بگم مثلا مادرمنم ببریم کاملا مخالفت میکنه😊
نمیدونم چیکار کنم از این همه یطرفه رفتنش
پوشک بچه بچه
مسافرت نوزاد نی نی

۱۱ پاسخ

خب نرو اینجوری که اصلا به آدم نمیچسبه ببخشید ها رک گفتم اخه گفتی خودتون بذارید جای من خب ادم میره مسافرت خوش بگذرونه حال و هواش عوض شه نه که بدتر دلش بگیره

بنظرم اصلا نرو
ماهم احتمالا بریم مسافرت شوهرم گفته خواهرم و بچشوهم میخوام بیارم گفتم برین خوشبگذره من نمیام چه معنی داره اصن ؟؟؟
من پدرشوهرم مادرشوهرم بخوان بیان جایی باهامون من اصلا کلا قید همه چیو میزنم اونم تا مشهد راه دور آدم میره سفر حالوهواش عوض شه نکه بیشتر غم بره تو دلش

نرو بوش اذیتت میکنه بذار خودشون برن

نرو عزیزم ، ولی به ناراحتی نه بگو شما برین دفعه بعد منو بچها رو ببر ...بگو اذیت میشم با بچه کوچیک کسی هم باهامون باشه

نرو واقعا سخته اونم مسافرت
بری همش حرص و جوش میخوری ن ب خودت خوش میگذره ن به بچه
مخصوصاااا حالا که چن ساعتم تو ماشینینننن

نرو عزیزم بگو نمیام

منم شوهرم اصلا مسافرت دو نفره نمیاد ولی من خیلی دوست دارم


ولی براشم فرقی نداره با خوانواده من بریم یا خودش
منم گفتم بریم مسافرت تو ماشین ما نباید کسی باشه

ما که هر سال خودمون میریم خیلی خوش میگذره سه شب مشهد بعد شمال پارسال رفتیم ۱۵ روز شمال بودیم خیلی خوش گذشت سه شب مشهد

منم هر سال میریم مشهد پدر مادر یا مادرش همراهمون میاد. سال پیش رفتیم مادرش حمله عصبی بش دس داد هزیون میگفت انقدر حالش بد شد شوهرم رفته بود از امانات وسایلمونو بگیره جلو حرم دست منو گرفت کشید داد میزد تو پدر منو دراوردی. هی ترکی داد و بیداد میکرد داشت میرفت زورم بهش نمیرسید چادرمو کشید پاره شد خادما اومدن نگهش داشتن بچمم از ترس گریه میکرد.هنوزم یادم میاد حالم بد میشه😔😔😔. امسال میخاسیمبریم گفتم شما برید بچه ها شلوغن و اذیت میکنن مادرت اینا کلافه میشن اذیت میشن. خودتون برید بهتره. دیگه اونم اونا رو نیاورد گفت خوب خودمون بریم. اولین بار تنها رفتیم بخدا انقد خوب بود

مگه مجبوری نرو
مادرشوهر منم عقیده ای به حمام نداره روستا هستش دختراش با فحش میگن بیا بریم بعد که میره شارژ میشه شیرین میزنه🤪

واویلاااااااااا مردگنده خجالت نمیکشه حموم کنه خب

نباید وقتی تو میگی با مادرم بریم‌ مخالفت کنه ..یبار که اونارو بردین یبارم اینارم ببرین چی میشه مگه

سوال های مرتبط

مامان ریحانه و میعاد مامان ریحانه و میعاد ۱ ماهگی
واقعا راسته که میگن زنی که خرج نداره ارج نداره 😣😥
امشب به حدی دلم شکست که تا صبح میتونم بشینم گریه کنم🙂
یه آزمایش داشتم باید یک ماه پیش انجام میدادم ولی چون دست شوهرم خالی بود هی امروز و فردا کردم تا امشب گفتم بریم انجام بدم اونم بخاطر اینکه بهداشت هی میگه آزمایشتو بیار
بعد امشب رفتیم در آزمایشگاه به شوهرم میگم کارت بده میگه فعلا از کارت خودت استفاده کن میگم هیچی همراهم نیس اصلا میگه ای بابا آزمایش چیه باز مگه واجبه تو دکتری شدی دیگه واسه ما...عوضی قبلش اصلا نپرسید آزمایش چی میخوای بدی تا گفتم پول گفت آزمایش چیه....منم از در آزمایشگاه گفتم نمیخوام برگرد خونه هرچی گفت برو حالا ، نرفتم....حالا خوبه این آزمایشا و خرجا برا سلامتی بچه خودشه برا من نیس.....واقعا حیف من دارم برا این عن بچه میارم.
دلم بدحور شکست اینقدر خودم و سلامتیم بی ارزشه واسش
بعد اون مریض میشه من عین پروانه دورش میگردم ، نباشم تلف میشه....حیف حیف

پوشک ، نی نی بچه مولفیکس سایز 5 مای بی بی سایز 6 زایمان طبیعی سزارین بچه کوچیک نوزاد یک ماهه
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
خانما الان میدونید چه جوریم؟ الان از سرکار اومده یکم دیر اومده گفتم تا الان مدرسه بودی یه جوری مشکوک گفت آره گفتم عادت داری به دروغگویی گفتش ول کنم گیر نده چقدر عذاب آوری تو.. راستش خانما من خیلی از تاپیک هام رو تو یه ماه اخیر که مال قبل بود پاک کردم راستش شوهرم خیلی تو دعوا بهم توهین های بد کرده خیلی ظاهرم رو توهین کرده خیلی بدو بی راه و فحش داده تو دعوا بعدا گفتم ناراحتم میگه تو هم کفتی تو دعوا اونطوری کفتم ولی از دلم درنمیاد الان اومد تو عصبی شدم تمام حسم پرید اصلا نمیخوام غذایی که پختم رو بخوره چون میگم چرا باید من بپذم بخوره چرا همش من دهنده باشم اصلا دوست ندارن بهش کیفی تو زندگی بدم حتی یه زیان خوش حتی غذا رابطه که دیگه اصلا نمیتونم. نمیدونم چرا اینطوریم الان غذا رو میخوره من جونمو میخورم چرا باید با غذای من کیف کنه درحالی که اینهمه دلمو شکونده و داد زده سرم
مثلا میبینی ۱۱ ظهر خوابیده میخوام خفش کنم یا ۸ شب چرت میزنه میخوام از حرص بمیرم

پوشک شیرمادر بچه شیرمادر شیرخشک شیرشب پستونک شیشه شیر واکسن ۱۸ ماهگی