دوستان اطلاع دارن من آخر بار چه مصیبتی کشیدم😐😩
اره منم خیلی دلم تنگ میشه برا اون دوران واقعا.
دقیقا منم تا۱ماهگی دخترم هنوز بارداریمو یاد میکردم .
آخع بنطچظرم بدن تو این ۹ماه به یک موجود زنده تو خودش عادت کرده .ی جورایی این دلتنگی از افسردگی بعد زایمان میاد .
منم هم دوست داشتم کنارم باشه هم تو شکمم😅😅
اتفاقا من لذتشو بردماااا، با اینکه سختم بود نفس کشبدن، نشستن، خوابیدن ولی لذتشو بردم کلی عکس گرفتم و کلیپ گرفتم هر روز کارم عکس و کلیپ بود الان نگاه میکنم لذت میبرم
خخخ چه بانمک نوشتی دقیقا همین طور بود
اینقدر چیزای عجیب غریب میتونی تو گهواره مثل چی میترسی
نمیدونم چرا چیزای مثبت و خوب نمیزارن ادم یاد بگیره مثل تجربه زردی بچه کاش میذاشتن که ادم از اول رعایت کنه
من از گهواره استرس نگرفتم ، واسه اولی اصلا اولاش گهواره نداشتم ولیخود به خود استرس داشتم ، بارداری پر خطر و بعد چند سال و آمپول های زیادی که میزدم ، اوایلش خونریزی داشتم ،خیلی وحشتناک بود ، یه روز دیگه گفتم سقط میشه تموم شد چون دکتر هم گفته بود دیگه هر راهی بود واسه سقط نشدن و قطع خونریزی رو رفتیم ، استراحت کن دیگه کاری نمیشه کرد اگر قرار باشه سقط بشه ، توسل کردم به امام رضا ، و همون روزا خونریزی قطع شد ، و الان بچه دومم هم بدنیا اومده
ولی واسه دومی استرس انچنانی نداشتم ، میدونستم حدودا چی به چیه و خبری از اون آمپولا و غیره نبود
من دلم تنگ نمیشه چون هر چی یه بارداری پر خطر داشت من اومد سرم تو بارداری
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.