۲۱ پاسخ

همه چی قراره بشه

منم عین تو
ماه بعد بچه دوم میاد هی میگم خدایا عکس العمل دخترم چطور میشه
از الان میگن وای اون یکی بیاد دیگه دخترت انگار بزرگ دیده میشه خیلی عذاب وجدان میگیرم

سخت نیس قطعا میتونی تا چله یکم خودتو تقویت کن بخاطر زخم رحم و حالا بخیه هات ب بعدش؟اوکی میشی ما آدمیزاد بلده خودشو چجوری با شرایط وفق بده منم شبیه شما بودم الان ۴ ماهه عضو جدید اومده و تنها دارم بزرگشون میکنم

تنها توصیم بهت اینه که
از عذاب وجدان بچه اولت رو لوس بزرگ نکنی و بچه دومت رو هم به چشم باعث و بانی مشکلاتت نبینی
و از الان بپذیر که من دارم وارد یه دوران سخت میشم که همیشگی نیست ولی قراره یه مدت سخت بگذره برام و از خدا کمک بخوا
جوری رفتار نکن که پسرت تا همیشه فکر کن چون بچه دوم اومده اون می‌تونه در جایگاه مظلوم قرار بگیره و هرچیزی و هرکاری که میخواد انجام بده اینجوری تربیت هردو خراب میشه

عادت میکنی تا چهل روز اول سخته بنظرم زیاد سخت نیست من پسرم یکسال پنج ماهشه دخترم سه ماه کسی هم کمکم نیست

روزی نیس نشنوم که الان تو دوره زمونه تک فرزندی چه عقلی داری گذاشتی ب دنیا بیاد قرارع یعنی همه یک عمر تک فرزند باشن؟

اصلا به بقیه ربطی نداره

ببین واقعیت اینه که کار راحتی نیست
ولی غیر ممکن هم نیست که بگی نمیشه
من دو تا برادر زاده دارم که شیره به شیره هستن، الان البته ۱۲ و ده سالشونه
و واقعا عروسمون قهرمانانه و تنهایی بزرگشون کرد
حتما پیش مشاور برو
اگه هر کمکی داری ازشون کمک بگیر
حتی شده درست کردن سبزی قورمه سبزی برای فریزرت
اصلا خودتو معذب نکن و از هرکسی که میتونی کمک بگیر

من این روز ها رو کشیدم
به قران که سخت ترین روز های زندگیم بود

من تو بیمارستان بودم دخترم ک هجده ماهشه عصاب نموند براش الان فقط به کوچیکه میرسم وقت نمیکنم زیاد با اون باشم پژمرده شده لاقر شده خیلی خسته شدم ولی بازم یادم میاد ک اینا به جز من کسی و ندارن دسته تنهام کسی کمک نیست به جز شوهرم خیلی موندم

خیلی زود باردار شدی

نگران نباش عزیزم بچه اولت هنوز اونقدری متوجه نیست به چشم یه سرگرمی به نوزادتون نگاه میکنه تا بخواد متوجه بشه چه خبره دیگه به حضورش عادت کرده.
ضمنا بالاخره اون چند روز که تازه زایمان کردی یا میری برا زایمان اونقدر دورش شلوغ میشه که سرگرمه و کاری با تو نداره

با این فکرا خودتو داغون میکنی خواهر گلم الکی استرس به خودت نده منم دلم واسه دخترم تنگ میشه مبگم چطوری تحمل کنم چندروز نبینمش چی میخوره چطوری میخوابه میسپارمش اول بخدا بعد به مامانم وخواهر شوهرم ازببمارستانم بیام کوچلوهستن خب طبیعیه این روزا میگذره عادی میشه برای بچه اول

با یه مشاور حتما حتما در تماس باش که حسادت به وجود نیاد قشنگ میگه چجوری رفتار کنی که نوزاد به محبتت برسه پسرتم همینطور

رفتی خونه سعی کن بیشتر حواست به پسرت باشه،بیشتر بهش محبت کن وپیش پسرت به نینی کوچولوت کمتر توجه کن.کم کم درست میشه ولی اگه بااومدن کوچولو پسرت احساس تنهایی کنه کارت زاره

من عین شما استرس دارم پسرم ۲۰ ماهش میشه مامانم میگه وقتی برادرم بدنیا اومده من دوسال دوماه هم بود دادشم دوست داشتم حسودی نمیکردم
انشالله بخیری بگذره برامون شوهرم میگه من نگه ش میدارم میترسم آخه هر چه بهش میده رعایت نمیکنه که ضرر داره

ایشالا خدا خودش کمک میکنه نگران این چیزا نباش برا بچه تو دلتم خوب نیس این همه استرس، دعا میکنم انشالا خیییلی باهم خوب باشن و شما هم راحت باشی

چیزی نمیشه .اولش سخته چون خودت باید توان داشته باشی بدویی دنبال دوتا...وگرنه اونا دوتا همبازی میشن وقتی دخترتم بزرگتر بشه.
اگه خودت یکی رو لوس نکنی و اون یکی رو بی توجه

انشالله خیر

من کشیدم خیلی سخته دارم هنوزم میکشم

خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان لیام امینی نیا مامان لیام امینی نیا ۲ سالگی