۶ پاسخ

من خودمو اماده کرده بودم تا دوسالگی دخترم برنگردم به کارم
اما
تقریبا از سه ماهگی که هفته ای یه روز دارم میرم و انگار کائنات دست به دست هم داده اون یه روزم بیشتر کنه
خدابخیر بگذرونه

منم نمیدونم برم یا نه

تو قوی تر از این حرفایی عزیزم
ولی قبول دارم خیلی سخته کلا با وجود بچه پر چالش تره همه چی برای ما مادرا
هرچند اینو کسی میگه که امروز خودش به فروپاشی رسیده

منی که دخترم شیر خودمو میخوره و ۲۸ آبان باید برگردم سرکار و از ماه پیش استرس دارم

واقعا همهههه مامانا سختیای خودشونو دارن خدا ب همه سلامتی و تندرستی بدع ک بتونن عاقبت ب خیر شدن جوجه هاشونو ببینن♥️🤲

شیر خودتو قطع کردی

سوال های مرتبط

مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۰ ماهگی
سلام از یه مامان خسته که دیشب ساعت دوازده با بدبختی و کلی ترفند بچه رو خوابوند و با عطسه باباش ساعت دوازده و نیم سرحال بیدار شد و تا ساعت سه شب بیدار موند و بازی کرد
روزش هم دوتا امتحان داشتم درس خوندم شام رو هم گذاشتم خونه هم کمک مامانم کردم مهمان هم اومد پذیرایی هم کردم تازه شب قبلش یه مهمان ناخوانده اومد و تا ساعت سه شب نشست و نرفت و تا من بخوابم و یکم درس بخونم ساعت چهار صبح شده بود و ساعت شیش صبح دخترم بیدارم کرد و من دیگه نخوابیدم چون امتحان داشتم و باید درس می‌خواندم فقط یک ساعت صبح خوابیدم تقریبا
دیشب از فرط خستگی تا تونستم گریه کرد
هیچیم که برا خودم نیست وقت که نمیکنم به خودم برسم یا مقداری برا خودم باشم تازه همسرم بچه رو بیدار کرده اما گردن نمیگیره و همش شیشه شیر بدست چشمش به دره که ببینه من کی چایی رو درست میکنم که بعدش بیام بچه رو بخوابونم
خیلی گریه کردم خیلیی
خیلی دلم به حال خودم میسوزه چقد من مظلومم
تازه تو همه چیز هم مامانم منو مقصر می‌دونه
دیشب مهمون داشتیم منم قبلش امتحان داشتم بچه پیش مامانم بود پذیرایی و تمیز کاری خونه که کلا با خودم بود دخترم ناهار و میان وعده میوه و این چیزا هم چند بار خورد مامانم باهام دعوا میکرد که بردی اونجا بچه رو بیدار می‌کنی شام بخوره بهش میگم بچه رو ساعت دوازده شب بیدارش کنم که شام بخوره؟تازه تا ببینم میخوره یا نمیخوره ؟که بعدش تا چهار صبح منو بیدار نگه داره؟
خیلی خسته ام خیلی
هنوزم از همسرم دلگیرم بابت رفتار دیشبش بهشم میگم می‌تونستی یکم آروم تر عطسه کنی ناراحت میشه😔