من ۶ روز پیش سزارین شدم
درد شکم و کمر و ... رو باید تحمل کنم و با این درد بچه داری هم بکنم
۹ ماه منتظر همچین روزایی بودم و حاضرم برا پسرم جونمو هم بدم
اما دقیقا روزی که به دنیا اومد دکتر اطفال که تو بیمارستان بود کلی بهم استرس داد که بچت گوشاش پایینه و احتمال سندرومیکه و پاهاش کجه و ....
با اینکه داشتم میمردم از درد . دردام رو یادم رفتم و های های گریه میکردم برا بچم .
تا دو سه تا دیگه دکتر تو بیمارستان دیدنش و گفت سالمه و من بازم آروم نگرفتم و حالم بد بود تا روز شنبه
شنبه بردمش پیش فوق تخصص نوزادان و اون بهم اطمینان داد که سندروم‌ نیست اما احتمال داره جمجمه اش زود جوش خورده و کرانیوسینوستوز هست
زردیش روی ۱۵ بود
باز خدا رو شکر کردم دردی هست که درمون داره
اما بازم داغونم از یه طرف درد شکم و لگن دارم و بخیه هام میسوزه و دستگاه گرفتم تو خونه برا زردی بچم و به سختی‌ باید بخوابونمش تو دستگاه
از یه طرف حالم بده برا پسرم . آخه بدن نحیف اون تحمل عمل رو نداره . چقدر باید اذیت بشه تا خوب بشه
خدایا خودت کمکش کن

۱۱ پاسخ

نگران نباش عملش خیلی راحته .دوروز بگذره بچه مثل قبل میشه اصلا ن سخته ن دوره نقاهت طولانی داره خداروشکر ده روز بعد عمل بخیه کشیده میشه تموم میشه .

من همه ی این روزارو گذروندم و خیلی سخته کمکم نداشتم

الهی عزیزم خدا هیچ کسو با عزیزترینش امتحان نکنه .درکت میکنم منم پسرم زردیش بالا بود ۲۱بود سه روز تو بیمارستان بود و منم با اون زخمم بدونه اینکه یه شب بخوابم بالا سرش همیشه خاطره بد دارم از اون روزا ولی خدا رو شکر بخیر گذشت .
خدا رو شکر اون تشخیص دکتر زود بود حتما شاید سخت باشه عملشو ببینی ولی باعث میشه یه عمر راحت و با خیال راحت بزرگ شدن پسر گلتو ببینی.امیدوارم هر چی خیر و صلاح تو پسرت به سراغت بیاد فقط قوی باش .🫀🙏🩵

🥲🥲🥲عزیزم ان شاءالله هیچی نیست
خیلی از بچه ها پیشونیشون برآمده است
اینا همه در حد احتماله
پیشونی بند ببند براش خوب میشه
ان شاءالله ببری سونو و... سالمه سالمه

انشاالله بهتر باشه

🥲💔منم مث خودت ی استرسی کشیدم..
احتماالا بچه منم یه عملی داره
واقعا با سزارین سخته بعدش انقد اذیت شدن
منم بعد ک از بیمارستان مرخص شدیم همون شب بردیمش سونو شب برگشتنی تو ماشین از درد گریه میکردممم من ک ب درد سفتم

دلم کبابه واسشششش خیلی مظلوم و نازه..💔

عزیزم اصلا نترس ..به منم گفتن قلب بچه ت مشکل داره تا یه هفته فقط گریه میکردم ..ولی الان سپردمش به خدا که مراقب دخترم باشه ..

انشاالله خداوند ب بزرگی خودش هرچ زودتر حال خودتو بچه تو روبراه کنه گلم...این روزا هم میگذره گلم ...تو ی مادر قوی هستی ک از پس همه شون برمیای.الان فقط باید کللل تلاشتو بکنی تا شیری ک به بچت میدی بدون جوش و استرس باشه همین... فعلا جوش نزن خدای دیروز خدای فرداهامونم هست.

چند هفته دنیا اومد؟ بابا تروخدا گوش ندین به این دکترا بچه خواهر منم انقد گفتن این مشکل داره اون مشکل داره تا ۴ ماهگی دل مونو خون کردن الان یکسالشه سالم سالم ماشالله

الهی😪😪

واقعا بعد سزارین مشکلات بچه مادرو داغون می‌کنه درکت میکنم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا 🩵 مامان ایلیا 🩵 روزهای ابتدایی تولد
عوض اینکه من با دلخوش بیام خونه بچم بغلم باشه با بخیه سزارین بین خونه و بیمارستان در رفت و امد بودم
گند زده شد تو حالم تمام ذوقم رفت بقدری گریه کردم و حالم بد بود که خدا میدونه
فقط میگفتم خدایا منو با بچم امتحان نکن
گریه اشو موقع رگ گرفتن که دیدم از ناراحتی میخواستم سرمو بکوبم به دیوار ولی جلوی خودمو نگه داشتم
خیلی بهم سخت گذشت خیلی
از طرفی میگم خدا لعنت کنه دکترو که با این تشخیصش منو کشت
از طرفی میگم اون وظیفه اشو انجام داد شاید یک درصد حق با دکتر بود
دیشب که بردمش چکاب دکتر گفت خیلی زرده باید ازمایش بده اگه بالای ۱۵ باشه باید بره بیمارستان باز یک نمره ام ارفاق میدم اگه ۱۶ بود بره بیمارستان حتی نامه بستری ام داد
بردیم ازمایش خدارو شکر ۱۴ و ۷۷ بود یعنی لب مرز
بازم تا جواب بیاد من مردم که وای دوباره بچم باید بیمارستان بستری بشه
فعلا هم دستگاه گرفتیم خونه زیر دستگاهه
انقدری که من تو این دو هفته اذیت شدم و گریه کردم خدا میدونه
تنها دعامم قبل بیمارستان این بود خدایا منو با بچم امتحان نکن اما مثل اینکه باید صبرم سنجیده میشد با این حال من بازم خدارو شکر میکنم و شکر گذارشم
اصلا خاطره خوبی از زایمانم برام نموند😔🙂
مامان رایان👩🏻‍🍼🤍 مامان رایان👩🏻‍🍼🤍 ۵ ماهگی
🔆تجربه زایمان طبیعی ۳🔆


بعد ۸ سانت اوج درد بود اما اونجوری نبود که داد و فریاد کنم یا به قول یه سری مرگ‌ رو به چشم ببینم..، اما واقعا درد داشتم.. بعد اون ماما گفت اخر موقع دردت گرفت بهم بگو منم معاینه تحریکی کنم تا زودتر باز شه، من کلا یبار تو معاینه اذیت شدم اونم که گفتم ماما ول کرد بقیش زیاد اذیت نبودم.. دیگه فقط عرق میکردم و حس مدفوع داشتم که ماما اومد گفت بچت پایینه زور بزن که بیاد تموم بشه منم هی زور میزدم تا مدفوع کردم و رفتار پرسنل خیلی خوب بود تمیزم کردن و حس بد ندادن دیگه داشتم فول میشدم که دکتر اومد و من بیحال بودم برش خوردم که نفهمیدم اما همین که بچه اومد بیرون کل دردام تموم شد انگار نه انگار که من بودم اون درد رو میکشیدم فقط دلم میخواست ولم کنن بخوابم بعد دکتر گفت زور بزن‌جفت خارج شه که با دوسه تا زور خارج شد و دکتر شکممو ماساژ داد که اونم دردناک نبود زیاد اما بخیه اذیت کننده بود دکتر کفت دادم تمیز و تنگ میزنم تحمل کن.. دیگه من هیچ دردی نداشتم و فقط خسته بودم و اینجوری بود که زایمان منم تموم شد…



#سیسمونی
#کولیک
#فرزندپروری
#بارداری
مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۷
بعد از چند تا زور محکم ماما اومد و از بالای شکم فشار میداد تا بچه بیاد بیرون اما وقتی اون فشار میداد شکم و استخونای اون قسمت چنان دردی می‌کرد که من دیگه حالم بد می‌شد و خودم نمیتونستم زور بزنم بچه برمی‌گشت داخل به همین خاطر دکتر گفت که اصلا فشار نده تا با زور های خودش بیاد بیرون همین که ماما اون ماساژ ها رو بیخیال شد انگار زور منم برگشت خودم قشنگ فشار میدادم بچه رو به سمت پایین دکتر در اون حین امپول بی حسی رو تزریق کرد و بعد یه برش زد و من یک آن دیدم که سر بچم تو دستای دکتره و داره میادش بیرون اون لحظه انگار همه دنیا رو به من دادن همه دردام یادم رفت بدنم آروم آروم شد دیگه دردی نفهمیدم فقط چشام بچه رو میدید که نشونم دادن و بردن تمیزش کردن و ... بعد از اون نوبت جفت بود که بیاد بیرون اما انگاری که جفت چسبیده بود به رحم بهم گفتن که چند تا سرفه کن تا جفت کنده شه بعد از چند تا سرفه الکی جفت هم کنده شد اومد بیرون و بعدش دکترم بخیه ها رو زد موقع زدن بخیه ها یه کوچولو حسش میکردم ولی جوری نبود که نتونی تحمل کنی در کل بعد از به دنیا اومدن بچه همه چی قابل تحمل میشه همه چی یادت میره دنیا به چشمات روشن تر میشه
دختر من ساعت ۱۰ و ۴۵ دیقه شب به دنیا اومد و خدا رو شکر من ساعتای طولانی درد نکشیدم ، بعد از این که اومدیم بخش دیگه من خوابم پریده بود حالم عالیِ عالی بود بعد اونهمه سختی دوران بارداری و زایمان حالا دیگه راحت شده بودم دخترم کنارم بود و داشتم بهش شیر میدادم و خدا رو هزاران بار شکر میکردم به خاطر زایمان راحتی که به نظر خودم داشتم و واسه دکتر هم دعا میکردم که همیشه موفق باشه
مامان شاهان مامان شاهان ۱۴ ماهگی
پارت سوم .


دکتر گفت هیچ نترس خودم کمکت میکنم . خودم کیسه آبت رو میزنم و سعی میکنم زود زایمان کنی . با اینکه سر بچم تو لگن نبود ولی این دکتر هیچ ناامیدم نکرد و استرسی بهم نداد .
بهم گفت پاشو و کنار تختت ورزش کن تا بچه زودتر سرش بیاد پائیین و فیکس بشه تا بتونم کیسه آبت رو بزنم .
حالا دیگه دردام بیشتر شده بود و دهانه رحمم ۵ سانت شده بود .
دکتر اومد معاینم کرد و گفت حالا دیگه وقتشه . آماده ای ؟
گفتم آره . فقط تو رو خدا تمومش کن .
تو اوج درد اومد و کیسه آبم رو زد . بازم آمپول فشار زد برام که دردام بیشتر بشه . ولی بهم گفت هیچ جیغ و داد نکن واسه بچت خوب نیست . رحمتم پاره میشه . منم با توکل به خدا و تند تند نفس عمیق کشیدن تحمل کردم تا ۹ سانت .
بعدش دکتر گفت زود بیا تو اتاق زایمان الآن بچت دنیا میاد . فکر کن من تو درد داشتم به خودم می پیچیدم ولی تو سالن داشتم میدوئییدم تو اتاق زایمان . خداروهزار مرتبه شکر به محض اینکه نشستم سر تخت زایمان با زور اول و دوم نه با زور سوم بچم دنیا اومد .
از شدت خوشحالی چنان گریه میکردم و از دکتره تشکر میکردممم که خدا میدونه . بچم رو پرستار آورد گذاشت بغلم و سینم رو گذاشت تو دهنش .
مامان nokhod مامان nokhod ۶ ماهگی
مامان فندق مامان فندق ۱ ماهگی
خدا لعنت کنه هر چی دکتر بی سواد و بی ملاحظه و بی شعور رو
یعنی دکتری به بی سوادی دکتر کسایی ندیدم
من توی یکی از بهترین بیمارستان های اصفهان . بیمارستان سعدی زایمان کردم
خوشحالترین بودم که بچم سالمه و وزنش خوب
این دکتر بی سواد اومد با معاینه های نصف و نیمه اش کلی غم و استرس رو تو دل من انداخت . واقعا چرا بیمارستان بی این مجهزی باید یه دکتر بی سواد رو برای بیمارهاش انتخاب کنه
برای یه معاینه کج و کوله ۱ دقیقه ای ۱۲۰۰ هم بگیره
که پاهاش کجه و گوشاش پایینه و ...
یک ماهه من همش تو نوبت دکترام
دکتر نوزادان . ارتوپد و ژنتیک و ...
و حتی آزمایش کاریوتایپ (ژنتیک) هم ازش گرفتم
و خدا رو هزااااااران مرتبه شکر از همه لحاظ بچم سالمه
فقط درز پیشونیش بسته اس که با یه همه اندوسکوپیک اونم حل میشه
به مرحله ای رسیدم که میگم خدایا اگه دردی بهم میدی بده فقط قابل درمان باشه
به نظرتون برم جواب آزمایش رو بزنم تو دهن دکتر کسایی بیشعور تا یه مادر دیگه رو اینقدر تو استرس نندازه ؟ و یه مادر دیگه رو اینقدر عذاب نده ؟