عوض اینکه من با دلخوش بیام خونه بچم بغلم باشه با بخیه سزارین بین خونه و بیمارستان در رفت و امد بودم
گند زده شد تو حالم تمام ذوقم رفت بقدری گریه کردم و حالم بد بود که خدا میدونه
فقط میگفتم خدایا منو با بچم امتحان نکن
گریه اشو موقع رگ گرفتن که دیدم از ناراحتی میخواستم سرمو بکوبم به دیوار ولی جلوی خودمو نگه داشتم
خیلی بهم سخت گذشت خیلی
از طرفی میگم خدا لعنت کنه دکترو که با این تشخیصش منو کشت
از طرفی میگم اون وظیفه اشو انجام داد شاید یک درصد حق با دکتر بود
دیشب که بردمش چکاب دکتر گفت خیلی زرده باید ازمایش بده اگه بالای ۱۵ باشه باید بره بیمارستان باز یک نمره ام ارفاق میدم اگه ۱۶ بود بره بیمارستان حتی نامه بستری ام داد
بردیم ازمایش خدارو شکر ۱۴ و ۷۷ بود یعنی لب مرز
بازم تا جواب بیاد من مردم که وای دوباره بچم باید بیمارستان بستری بشه
فعلا هم دستگاه گرفتیم خونه زیر دستگاهه
انقدری که من تو این دو هفته اذیت شدم و گریه کردم خدا میدونه
تنها دعامم قبل بیمارستان این بود خدایا منو با بچم امتحان نکن اما مثل اینکه باید صبرم سنجیده میشد با این حال من بازم خدارو شکر میکنم و شکر گذارشم
اصلا خاطره خوبی از زایمانم برام نموند😔🙂

۵ پاسخ

عزیزم تشخیص دکتر اشتباه نیوده اگ نمیبردی دستگاه نمیگرفتی خدای ناکرده بالا میرفت چی؟

عزیزم زردی ک چیزی نیست همه بچه ها میگرن اکثرا هم تست میدن سر این چیزا خودتو ناراحت نکن خدا تنش رو سلامت نگهداره من خودمم این روزا رو تازه گذروندم

چقدر سخت واقعا...
ان شالله ک صحیح و سالم باشین دوتاتون پسر گلتم بزرگ میشه شاه پسری بشه براخودش..

دقیقا منم مادر اولی هستم و خدا منو بد امتحان کرد البته با این تفاوت که برای شما با بچتون امتحان شدین و زردی هم چیز خاصی نیست عزیزم انشالله سلامت میشه و زود زردیش از بین می‌ره تا میتونی شیر بده دفع داشته باشه تند تند زردیش میاد پایین،برای من با داغ عزیزترین کسم پدرم امتحان شدم دقیقا فردای زایمانم پدرمو از دست دادم زنی که یک روز زایمان کرده خاکسپاری پدرش باید بره تمام ذوق و شوقم همه تموم شد سخته سخته داغونه داغونم

آن شا الله که خوب میشه با خوشحالی بزرگ شدن و قد کشیدنش رو می‌بینید

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱ ماهگی
من ۶ روز پیش سزارین شدم
درد شکم و کمر و ... رو باید تحمل کنم و با این درد بچه داری هم بکنم
۹ ماه منتظر همچین روزایی بودم و حاضرم برا پسرم جونمو هم بدم
اما دقیقا روزی که به دنیا اومد دکتر اطفال که تو بیمارستان بود کلی بهم استرس داد که بچت گوشاش پایینه و احتمال سندرومیکه و پاهاش کجه و ....
با اینکه داشتم میمردم از درد . دردام رو یادم رفتم و های های گریه میکردم برا بچم .
تا دو سه تا دیگه دکتر تو بیمارستان دیدنش و گفت سالمه و من بازم آروم نگرفتم و حالم بد بود تا روز شنبه
شنبه بردمش پیش فوق تخصص نوزادان و اون بهم اطمینان داد که سندروم‌ نیست اما احتمال داره جمجمه اش زود جوش خورده و کرانیوسینوستوز هست
زردیش روی ۱۵ بود
باز خدا رو شکر کردم دردی هست که درمون داره
اما بازم داغونم از یه طرف درد شکم و لگن دارم و بخیه هام میسوزه و دستگاه گرفتم تو خونه برا زردی بچم و به سختی‌ باید بخوابونمش تو دستگاه
از یه طرف حالم بده برا پسرم . آخه بدن نحیف اون تحمل عمل رو نداره . چقدر باید اذیت بشه تا خوب بشه
خدایا خودت کمکش کن
مامان ایلیا 🩵 مامان ایلیا 🩵 روزهای ابتدایی تولد