بعدشم که نگم روزی ک میخواستم مرخص بشم دکتر نوزادان اومد گفت قلب بچه وسط تر از حد معموله 😭
از طرفی درد خودم از طرفی مرگو باز جلو چشمم دیدم
بچمو بردن از قفسه سینه اش عکس گرفتن گفتن نه واضح نیست
دکتر خودمم ک اومد منو چک کنه ترخیصم کنه میگفت چیزی نیست من بهت قول میدم این خطیب نژاد الکی زیادی حساسه
همه ام میگفتن تو بیمارستان
بردن بخش نوزادان انژیوکت وصل کردن از من و ایلیا خون گرفتن بعدم با امبولانس انتقالش دادن بیمارستان قدس کودکان
بدبختی دیر بردن از طرفی دکتر قلب رفت بعدش جمعه بود بازم دکتر نبود
بچم یه روز تحت مراقبت ویژه بود گفتن نرماله رفت بخش اونجام زیر دستگاه فتوتراپی بود
جمعه هم بخش بود تا شنبه که دکتر بیاد ببرن اکو قلب و سونوگرافی
که خدارو صد هزاااار مرتبه شکر گفتن هیچ مشکلی نداره
همه ام میگفتن حتی دکتر خودم که این خطیب زاده زیادی حساسه چیزی نیست فلان اما اروم نمیشد قلبم

ادامه پارت بعد

۲ پاسخ

از فخری برای سزارین راضی بودی؟

ببرش پیش غلامی پور
حبیبی
مجابی
اینا خوبن

سوال های مرتبط

مامان کوچولو🩷 مامان کوچولو🩷 ۷ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی

دوباره من و آوردن بخش اورژانس سرم و اکسیژن بهم وصل بود ک حرکات بچه کم نشه دکتر بخش اومد بالا سرم و گفت و ک نه سونو و نه حرکات بچه هیچ کدوم خوب نیست انقباض هم داری امکان داره بچه تو شکمت مدفوع کنه و این اصلا خوب نیست
هرجور بود قانعم کردن که برم بستری بشم واسه زایمان ولی من حتی ساک خودمم نبسته بودم مامانمم کنارم نبود ب مادرشوهرم گفتم بره خونمون و چند تا وسیله برام بیاره و ب مامانمم زنگ بزنه
منو بردن بخش زایشگاه یه لباس بهم دادن و گفتن همه رو در بیار و اینو بپوش منی ک ۱۸ سالمه و کلی استرس دارم و مامانمم نیست و گوشیمو هم گرفتن تو یه اتاق تنها شدم ک از هر طرف و از هر اتاق یه صدای جیغ میومد
ولی خودمو نباختم در همین حین که اومدن آمپول فشار و سرم بهم وصل کردن من تو اتاق پیاده روی میکردم و ساعتای حدود ۱ بود ک نهار آوردن و نهار خوردم از ساعت ۲ دردام داشت شروع می‌شد خیلی کم و قابل تحمل بود مثل دردای پریودیم بود
یه دانشجو گذاشته بودن بالاسرم که مثل فرشته بود برام و خودش زیر نظر ماما کیسه آبمو پاره کرد ک بعد پاره شدن کیسه آب انقباضام منظم شد
مامان رادمهر❤ مامان رادمهر❤ ۲ ماهگی
تجربه زایمان
پارت 1#
عصر بود درد داشتم هم آسمم گرفته بود رفتم بیمارستان گفتن نوار قلب بگیریم نوار قلب گرفتن ماما گف نوار قلبت خوب نیس حرکات بچت خوب بوده گفتم کم بوده گف نوار قلب خوب نیس صب کن تا دکتر از اتاق عمل بیاد خلاصه بعد از یک ساعت دکتر امد بهم گف تحت نظر کدوم دکتر گف فلانی انگار مث اون دکتر هم لجش اومد رفت در گوش ماما ی چیزی بگه ب من گف برو بیرون صدات میزنم اومد گف نوار قلبت خوبه برو بعد باز از مامانم پرسید تحت نظر کدوم دکتره مامانم گف دکتر ب مامانم گف دخترتو ببر برا زایمان بندر زایمانش پر خطره بخاطر آسمش خلاصه من با دردام رفتم خونه شب بود درد داشتم اصلا خواب نرفتم تا صبح ساعتای هشت بود مامانمو بیدار کردم گفتم مامان درد دارم بریم بعد خلاصه رفتیم وسیله هامم برداشتم و راهی بندر شدیم رفتم بیمارستان شریعتی نوار قلب از خودم و بچم گرفتن چون اسمم گرفته بود فشارم گرفتن بالا بود نگهم داشتن ی دوساعت گذشت هنوز فشارم بالا بود ازمایش گرفتن مسمومیت بارداری نشون داد و دکتر بستریم کرد نزدیک دوهفته بود ک پاهام ورم داشت این هم بخاطر فشار و مسمومیت بوده کسی تشخیصش نمیداد خلاصه ک بستری شدم 39هفته و 5روز معاینه کردن ی سانت بودم از اورژانس بعد از چند ساعت ساعت یک و نیم دو ظهر منو بردن زایشگاه
مامان ایلیا 🩵 مامان ایلیا 🩵 روزهای ابتدایی تولد
عوض اینکه من با دلخوش بیام خونه بچم بغلم باشه با بخیه سزارین بین خونه و بیمارستان در رفت و امد بودم
گند زده شد تو حالم تمام ذوقم رفت بقدری گریه کردم و حالم بد بود که خدا میدونه
فقط میگفتم خدایا منو با بچم امتحان نکن
گریه اشو موقع رگ گرفتن که دیدم از ناراحتی میخواستم سرمو بکوبم به دیوار ولی جلوی خودمو نگه داشتم
خیلی بهم سخت گذشت خیلی
از طرفی میگم خدا لعنت کنه دکترو که با این تشخیصش منو کشت
از طرفی میگم اون وظیفه اشو انجام داد شاید یک درصد حق با دکتر بود
دیشب که بردمش چکاب دکتر گفت خیلی زرده باید ازمایش بده اگه بالای ۱۵ باشه باید بره بیمارستان باز یک نمره ام ارفاق میدم اگه ۱۶ بود بره بیمارستان حتی نامه بستری ام داد
بردیم ازمایش خدارو شکر ۱۴ و ۷۷ بود یعنی لب مرز
بازم تا جواب بیاد من مردم که وای دوباره بچم باید بیمارستان بستری بشه
فعلا هم دستگاه گرفتیم خونه زیر دستگاهه
انقدری که من تو این دو هفته اذیت شدم و گریه کردم خدا میدونه
تنها دعامم قبل بیمارستان این بود خدایا منو با بچم امتحان نکن اما مثل اینکه باید صبرم سنجیده میشد با این حال من بازم خدارو شکر میکنم و شکر گذارشم
اصلا خاطره خوبی از زایمانم برام نموند😔🙂