تجربه زایمان پارت آخر
.بعد دیگه شلنگ رو در آوردن و گفتن باید شیر بخوره که سه روز بعدی خودم رفتم موندم پیشش.سخت بود،بخیه هام یکم اذیت میکرد ولی همین که میدیدم دخترم داره بهتر میشه قوت میداد به قلبم.خیلی ازش آزمایش گرفتن،دستو پاهاشو خیلی تکون میداد و چند بار مجبور شدن جای سرمشو عوض کنن، خیلی سخت بود اما الان حس میکنم چقدر دخترم قوی بود که از اینا گذشت.اونجا پرستارا و دکترای بخش نوزادان واقعا دلسوز و مهربون بودن و واقعا دل و روح بزرگی داشتن که بتونن تو این بخش با این همه دردای مختلف بچه ها که جیگرو خون میکنه کار کنن و بازم با روحیه باشن و به مامانا روحیه بدن.خدا خیرشون بده.💕
اونجا یاد گرفتم آدم شاکری باشم،انقدر نوزادایی با مشکلات مختلف دیدم و انقدر مادرای قوی دیدم که پیش خودم و خدا خجالت کشیدم از گریه‌هایی که روز اول کردم و غرغرایی که به خدا کردم در حالی که دخترم خدا رو شکر مشکل خاصی نداشت.
از شنبه تا پنج شنبه آوین خانوم بستری بود.دو سه روزشم دستگاه زردی هم بالا سرش بود.خدا رو شکر الان سه روزه اومدیم خونه و حالش خوبه.
و اینکه خیلی راضی بودم از بیمارستان و دکترم،چه برای زایمانم خیلی خوب بود چه بخش نوزادانش.به نظرم اگه زایمانتون سزارین اجباری هست واقعا بیمارستان فرقانی بیمارستان بدی نیست و اتفاقا خیلی هم خوبه.من تجربه بیمارستان خصوصی هم داشتم و به نظرم فرقانی به عنوان یه بیمارستان دولتی خوب بود.🥰

۲ پاسخ

هم تو خیلی حال داری که این همه نوشتی هم بقیه خیلی حال دارن که انقدر می‌خونن خدا را شکر من در جریان قضیه هستم نیاز نیست بخونم😂

به سلامتی عزیزم😍😍
انشالله همه مامانا نینیاشونو به سلامت به این دنیا بیارن و با خوشی ترخیص بشن برن برای آغاز فصل جدید زندگیشون..🌱

سوال های مرتبط

مامان آرمین🩵 آوین🩷 مامان آرمین🩵 آوین🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت ۱
سلام خانوما گفتم منم براتون از تجربه زایمانم بگم.☺️
من از قبل بارداریم یکی از وحشتام رفتن به بیمارستان دولتی برای زایمان بود،چون توی قم کلا دوتا بیمارستان دولتی هست که زایمان انجام میدن شهدا و فرقانی. طبق تعریفایی که شنیده بودم یکی از یکی داغون تر بودن.
با شوهرم اتمام حجت کردم آسمون به زمین بیاد باید برم خصوصی،زایمان اولم خصوصی بودم و خب طبیعتا خیلی راضی بودم.گذشت تا اینکه با دکترم درباره دستمزد صحبت کردم و گفت ۲۵ میگیرم.خب واقعا به نظرم برای منی که سزارین دوم و اجباری بودم زیاد بود یه مقدار،برای همین یکم کوتاه اومدم و شروع کردم به تحقیق درست درباره بیمارستان دولتی ها،ولی همچنان به شوهرم اصرار بر خصوصی داشتم.یکم تحقیق کردم دیدم شهدا واقعا داغونه ولی فرقانی اون بخش زایمان طبیعی و اورژانس زنانش هست که همه ازش مینالن و اذیت میکنن ولی از بخش سزارین و دکتراش ۹۰ درصد راضین و بدنامیش دقیقا به خاطر اورژانس زنان و بد رفتاری اوناست.
آخر مرداد خواهرمم که با من باردار بود کیسه آبش ترکید و رفت فرقانی و حالا بعد یه پروسه زایمان طبیعی که نتونست و نشد،سزارین شد.خب طی این مدت ما هی رفت و آمد داشتیم تو بخش سزارین و با دکترا و ماماها آشنا شدم و سزارین خواهرمم خیلی خوب بود.این شد که تصمیم گرفتم برم فرقانی پیش همین دکتری که خواهرمو سزارین کرد.البته قبلش درمورد دکترم تحقیق کردم و دیدم دکتر خیلی خوبیه.سه هفته آخر رو توی درمانگاه بیمارستان پیش همین دکتر ویزیت شدم و نوبت زایمانمو زد ۱۸ مهر برای ۳۸ هفته و پنج روزگی😍
ادامه پارت بعد
مامان سیدمتین مامان سیدمتین ۲ ماهگی
سلام مامانا انشاالله که خوب خوب باشید
من ۶ مرداد بیمارستان فرقانی زایمان کردم و ۳۸ هفته ۱ روزم بود
من تا حالا بیمارستان خصوصی بستری نشدم برای همین نمیتونم با بیمارستان دولتی مقایسه کنم ، ۲۰سال پیش نیکویی آپاندیس عمل کردم ، پسر اولم ۱۲سال پیش ایزدی سزارین کردم چون بیریچ بود ، پسر دومم ۸سال پیش بهشتی زایمان زودرس ۳۴ هفته و ۲ روز سزارین شدم ، حالا هم پسر سومم فرقانی سزارین شدم . در کل بیمارستان تمیز و خوبی بود .دکترم دکتر آهنگری عالی بود ، پرستارا هم در کل خوب بودن و این رو بدونید که همه جا آدم خوب و بد هست . خدمه هم خوب بودن . و این که نصفش به رفتار خودمون بستگی داره که کی چطوری باهامون برخود کنه پس خوب و خوش رو باشید .
خب من صبح ساعت ۷ با تمام مدارک پزشکیم بیمارستان بودم کارای بستری رو همسرم و خواهرم انجام دادن و لباس اتاق عمل پوشیدم و سون زدن و نفر اول ساعت ۱۰ رفتم اتاق عمل باید بگم که یکم استرس داشتم اما شکر خدا همه چیز خوب بود . و این که دونفر دیگه تو اتاق من بودن از من هم زودتر اومده بودن اما من اول برای زایمان رفتم چون دکترم اومده بود ، اون بنده خداها هم غر میزدن که چرا ما زودتر اومدیم ما رو نمیفرستید ، دکتر اونا کس دیگه بود که هنوز نیومده بود . بردنم اتاق عمل رفتم رو تخت دکتر بیهوشی اومد آمپول بیحسی زد و دراز کشیدم ( از آمپول بیحسی نترسید و تکون نخورید که یک بار تزیق کنن ، خدا رو شکر برای من خوب بود )بعد دکتر اومد و کار رو شروع کردن حین عمل یکم حالت تهوع گرفتم که برای داروی ضد تهوع تزریق کردن و گفتن اگر خواستی بالا بیاری عیب نداره سرت رو یه وری کن بالا بیار من کل عمل رو بیدار بودم فقط بخاطر داروهایی که میزدن یکم گیج بودم
مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۵ ماهگی
میخام تجربه زایمانم رو بگم😍
#تجربه زایمان 🩲بیمارستان دولتی 🙋

اول از همه دعام اینه انشاللله همگی ب سلامت زایمان کنید
و خیلی ممنونم از دوستایی که لطف کردن تبریک گفتن ببخشید نتونستم جواب بدم با دوتا بچه کوچولو💗
قضیه زایمان من اینطور بود که قرار بود امروز زایمانم باشه که سه شنبه هفته قبل از بیمارستان زنگ زدن گفتن دکترت رفته تهران تا دوسه هفته برنمیگرده واقعا ضدحال از این بدتر چی میتونست باشه☹️☹️☹️
بیمارستانم خصوصی بود با این دکتر ۳۸میلیون پول بیمارستان بود که خیلی خوب بود ب نظرم و فرق بیمارستان دولتی و خصوصی میدونین چیه خلوتی بیمارستان خصوصی با شلوغی دولتیه اونم یک شبه مهمترینش دکتره که عمل میکنه که من بعد از اینکه دکتر اولم کنسل شد رفتم سراغ دکتر جدید هر کجا زنگ میزدم دکترا ۲۵تا سی تومن زیر میزی میخاستن بیمارستان هم ۶۰ب بالا که خیلی زیاد بود ب نظرم 🥺ولی چاره نداشتم فکر میکردم بیمه قطع شده وگرنه با بیمه کمتر میشد که اونم قطع نشده بود.....
مامان دایار مامان دایار ۱۱ ماهگی
سلام خواستم تجربه خودم رو راجع به زایمانم و بیمارستان بگم براتون شاید به کار کسی اومد..
بیمارستان عیسی بن مریم زایمان کردم ماما خصوصی خانوم فضه ملکی رو داشتم و زایمان در آب انجام دادم
از هفته ۳۴ تحت مراقب خانوم ملکی بودم همراه با ورزش هایی که بهم میداد..آبریزش و درد داشتم خانوم ملکی گفتن که هر موقع خواستم برم بیمارستان ولی من میخاستم بیشتر زمان خونه باشم وقتی رفتم معاینه شدم ۵ سانت بودم کارای پذیرش انجام شد رفتیم برای زایمان که کلا داخل آب بود حتی بچه هم تو آب دنیا اومد..ی حس آرامش آب داشت، بخیه هام رو خیلی خوب زدن خانوم ملکی، فقط خودش معاینه کرد اونم در حد یکی دو بار....در کل زایشگاه خیلی خوب بود
رفتم بخش هر اتاق دو تخته بود پرستارا مدام سر میزدن و رسیدگی و تمیزی بخش خیلی خوب بود غذا خوب بود ...ولی دکتر زنان اصلا برای چکاپ نیومد و فقط رو پرونده ترخیص زده بود،، دکتر نوزادان هم در حد چند ثانیه اومد و رفت و معاینه و ویزیت درستی نکرد بچه رو ...
پایان
مامان فراز قشنگم🥹🧸 مامان فراز قشنگم🥹🧸 ۱۳ ماهگی
پارت ۴

ساعت ۱۱و ۵ دیقه بود که گل پسرم بدنیا اومد یعنی کل پروسه ی زایمان من واس دکترا ۱۰ دیقه اینا شد،بعد شروع کرد به بخیه زدن و بخاطر ریز بودن بچه و آماده بودن خودم بخاطر تنفس ها و همکاری هام‌ زیاد بخیه نخوردم یادم رفت بپرسم ولی چیزی که شنیدم با همکارش صحبت می‌کرد فک کنم ۵تا بخیه اینا بود بعدش دو سه بار شکمم رو فشار دادن تا لخته هارو خارج کنن که این مرحله از زایمان دردناکتر بود برام. آها راستی ماما همراه هم سر زایمان بود که رسید گفت وای دختر تو چه زود فول شدی یعنی عملا هیچ زحمتی برای من نکشید و کاری نکرد😐😂من خودم خودم رو آماده کردم،بعد دیگه آوردن ریکاوری و بعدش هم بخش و فرداش هم که مرخص شدم.
خلاصه که من درد هام رو تو خونه کشیدم و رفتم بیمارستان بنظرم اینجور خیلی بهتره چون کنار همسرم بودم و بهم دلگرمی میداد تا اینکه بیمارستان باشم و هی انگشتم کنن🥲در نهایت هم طبیعی هم سز درد داره و در کل زایمان بی درد وجود نداره بستگی به بدن طرف داره که کشش رو داشته باشه یا نه.
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۳
توی این قسمت میخوام از بیمارستان بگم
من بیمارستان رضوی بودم و در کل نظرم اینکه بیمارستان کاملا شانسیه یعنی بستگی به ماما و پرستارای اون شیفت داره که اخلاقشون چجوریه
مثلا من بلوک زایمان که بستری بودم یک مامایی بود که خیلی خوش اخلاق نبود یعنی بداخلاق هم نبود اما تو بخش و اتاق عمل همه کادر عالی بودن
رسیدگی شون عالی بود بیمارستان از لحاظ تمیزی و بهداشت درجه یک
من اتاق خصوصی گرفتم که اتاق خصوصی های بیمارستان یکم کوچیکه
دقت داشته باشین اگر میخواین برین رضوی حتما النگوهاتون رو در بیارین چون به هیچ عنوان تو اتاق عمل روی النگو رو چسب نمیزنن و برش میزنن اما بقیه بیمارستانا اوکیه
برای نی نی هم سرهمی نمی برن تو اتاق عمل باید حتما کلاه و شلوار و لباس آستین دار ببرین
توی بیمارستان در همه بخش ها آبجوش و قند و بطری آب دارن اما چایی خودتون باید ببرین
بیمارستان بهتون پوشک و حوله و لباس و سرجی فیکس میده
در کل من خیلی از بیمارستان راضی بودم