۴ پاسخ

بعضی وقتا تجربه خیلی خوبه

تعریف کردم که کسای که شرایط منو دارن به طبیعی دل نبندن

من بهم گفتن طبیعی. بچم شد ۴۱ هفته نه دردی دادشتم نه کیسه اب پاره شد نه دهانه رحم باز شد
مجبور شدم رفتم گفتم حرکتای بچه کم شده.البته کمتر شده بود.
رفتم زایشکاه بستری شدم از ساعت ۹ وارد زایشگاه شدم اول که ورق بازی و بسترس و لباس و تخت و اماده سازی و بعدخداشاهده از ساعت ۲ تا ۶ رو توپ نشستم تا کیسه ابم یکم پاره شد. بازم دهانه رحم باز نشد. بعد امپول و قرص زیر زبوتی و تا ۱کا باز شد همینطوری ادامه تا ۱۰ شب شد ۵ کا ساعت ۱۲ شد ۷ کا بعد بت چه بدبختی تا سر بچه اومد اونم تو لگن گیر کرده بود. خوب که به دنیا اومد جفت پاره شد رفت بالا دقیقا ۴۵ دقیقه طول کشید تا جفت و دراوردن و بعد به بخیه رسید بخیه نمیخورد ازبس نازک شده بود و بافتشو از دست داده بود باهر سوزن پاره میشد. بلاخره با هر بدبختی بود به هم وصل کردن. تا نشیمن گاهم دوختن. الان شده یه غده.دستشوی میرم اذیتم. چندین متخصص رفتم تا هفته پیش لخته لخته خون میومد با قرص مفنامیک وهیوسین قطع میشد من با طبیعی چیا کشیدم. نمیگم که بقیه بترسن. ولی سزارین یه برش بالای شکم واین درد سراها نیست. اینم درد داره ولی من فکر نمیکرد طبیعی اینطوری عذاب بکشم.۴۳ روزمیگذره هنوز نمیتونم بشینم.
برا پولشم نبود برااینکه منو مطمین کرده بودن که طبیعی خیلی خوبه. وگرنه برادر زادم گفت از مشهد بیا شهرستان سزارین صحبت کردم اشنا دارم مجانی.
از ۹ صبح وارد زایشگاه بشی روز و ۲ بامداد روز بعد بری بخش.این واقعا 🥹

نه چرا ورم بکنه..تیرکشیدن طببعیه هفته های اخر..منم دارم.انقباض نامنظم به تعداد زیادم دارم.دل درد کمردرد پریودم دارم دلپیچه وخیلی چیزای دیگه که همشون گفت طبیعیه ومنم سزارین دومم.

سوال های مرتبط

مامان 💙پسرم💙 مامان 💙پسرم💙 روزهای ابتدایی تولد