به بعضی مامانا که میگم من از ۷_۸ ماهگی غذای سفره به لیام میدم ، اینجوری میشن که :
واااای
چقد زود دادی ، فلان بیسار😁
بعضیاشونم قربونشون برم سیل انرژی منفی شوت میکنن بهم😁😂
ولی من منظورم از غذای سفره ، ماکارانی چرب و چیلی و غذای تند و پیتزا و فست فود نیست😑
انقددددددر چیزای متنوعی میشه براشون پخت که
حضور ذهن ندارم تک تک اسماشونو بگم
اما من تا اخر ۸ ماهگی تمااام مواد غذایی رو برای لیام تست حساسیت گرفتم 😬
لیام یه بهانه ای شد ما کلا فلفل و روغن و غذاهای چرب رو از زندگیمون حذف کردیم
بسیار هم بچه خوش خوراکیه و من فکر میکنم دلیلش این باشه که تمام طعم هارو چشیده
جز شکر ، عسل و فلفل همه چی خورده (از چیزای خیلی شیرین هم به شدت بدش میاد)
دیگه الان غذا هرچی باشه ، دمی گوجه ، لوبیا پلو ، ماکارانی ، عدس پلو ، ماهی ، چلو گوشت ، پلو مرغ ... ؛ با کته خیلی خیلی نرم میپزم و خودش میخوره
اما خب رب خونگی دارم و کنسروی استفاده نمیکنم حتی برای خودمون
حالا لیام از اون بچه های رفلاکسی تو مخی بود 🥲
همین غذا خوردنا معده‌شو اوکی کرد
خلاصه که مامانای قشنگ ، هرکاری حس مادرانه‌تون میگه به صلاح نی نیتونه انجام بدین❤️🤌🏻






پوشک رفلاکس کولیک کالسکه دندون ویتامین قطره آد

تصویر
۱۶ پاسخ

بچه خودشبا قاشق میخوره دگ؟اخه گفتین خودش راحت میخوره

خیلی خوبه منم خیلی دوست دارم غذا خودمونو بدم ولی متأسفانه پسر من هنوز دندون نداره و به خیلی چیزها حساسیت داره به خاطر همین بیشتر وقتا غذا جدا براش درست میکنم

منم از 7ماهگی دادم خیلیا میگفتن زوده. معدش اماده نیس و فلانه
ولی فرنی و غذایه جدا نمیخود وای بذایه سفره باعشق میخوره

نازی یه سوال لیام غذا بزاری جلوش بشقاب چپه نمیکنه؟ مهرسام بر میگردونه با قاشق میزنه روش صدا بده😩

دقیقا منم به هرکس میگم از چهار کمکی دادم باهام چجوری رفتار میکنن و دایه مهربان تر از مادر میشن من با دستور پزشک دادم و فقط همون کمکی رفلاکسش خوب کرد وگرنه فاموتیدین و امپرازول تا شیش ماهگی تقریبا خورد و هر بار قطع میکردیم بدتر میشد که با کمکی خوب شد منم از هشت غذای سفره میدادم جدا اما الان دیگه غذا خودمون هم میدم چون اصلا نمیخوره هیچی نهایت غذای که بخوره یکی دوقاشق غذا خوری

منم از ۸ ماهگی غذای سفره دادم

له نمی‌کنید دیگه ، همینجوری میخوره؟
عدس پلو ، عدس رو باید له کرد تا راحت هضم کنن یا نیازی نیست ؟

نوش جانت خیلب خوبه که بچت خوش خوراکه خیلی خذاروشکرکن من بچم یک سالشع بااینکه خیلی به غذاهاش تنوع دادم حتی تونه ده ماهکیش غذای سفره دادم ولی متاسغانههه هیچی نمیخوره دوسه قاشق فقط توهروعده بعد هرکاری کنم دیکه نمیخوره مشکلش طعن غذانیست کلادوس نداره غذاخوردنو نه میوه نه ماست مگع میشه بچه ای بستنی نخوره ولی بچه من نمیخ‌وره🥲🥲

ایناروولش کن خوب کارمیکنی بچه هم ادمه نمیتونه غذای بی مزه وبی خودبخوره که
یه نمونش امشب خونه مامانم بودم هم شیربرنج درست کرده بودبه سفارش یه سری اعضای خونه هم استانبولی،هم ماکارونی،گفتم خوبه پسرم شیر برنج میخوره خب،متاسفانه خورد واوق زد استانبولی وبا سر تو بشقاب بود
همه چی بستگی به خانواده داره که معدوگوارش بهم بریزه یانه که به بچه ارث برسه به نظرمن،حالابیاین بگین نه ربطی نداره
اقامیگم ظلمه باشه من ظالم میدم بخوره بچم عشق کنه اگه چیزی که دوستداره بخوره بهتربه جونش میشینه تاچیزی که دوستنداره و اوق میزنه

منم کم کم دارم شروع میکنم غذای سفره رو

بنده برگزیده خدایید

خداییش لذت میبرم از مامانهایی که میتونند به حس مادرانه شون اعتماد کنند
و اون کاری که فکر میکنند درسته انجام بدن.

من از ۷ ماهگی غذا سفره دادم خداروشکر گوش شیطون کر همه چی میخوره غذا جدا براش درست میکردم اصلا نمیخورد

خیلی هم عالی . خدا رو شکر که خوش خوراکه و اذیت نمیکنه کاش دو قلوها من هم یکم بهتر بشن واقعا خسته ام

لینک بدم؟
لینک گروهمون تو تلگرام
@zan7790

مامان لیام نمیای گروه

منم میخام غذای سفره بدم
ولی متاسفانه صبحونه ناهار نمیخورم
شام هم فقط سرخ کردنی
الویه
و ایناس🙂💔
ک من نمیاونمبدم ای خدا

سوال های مرتبط

مامان مهوا مامان مهوا ۱ سالگی
این تاپیک هم دلنوشته هست هم نیاز به راهنماییتون داره

مهوا یه دختر دایی داره که دوماه ازش بزرگتره از اول بارداری تا الان زن داداشم دائم خودشو مقایسه کرد و یه حس عذاب وجدان به من داد
زمان بارداری من خیلی رژیم غذایی سختی رعایت میکردم خیلی غذاهارو نمیخوردم مرتب دکتر و سونو میرفتم حتی برای اطمینان سل فری دادم
اما زن داداشم اصلا دکتر نداشت حتی توی غربالگری اولیه روده آکوژن بود و نیاز به آزمایش داشت اما انجام نداد و حتی غربالگری دوم هم انجام نداد
حالا برسیم به زمانی که بچه ها به دنیا اومدن مقایسه ها بدتر شد و من از این مقایسه متنفرم
بدترین روزای من وقتی شروع شد که به غذا افتادن
من طبق نظر دکتر غذاهارو تست میکردم غذا جدا درست میکردم خیلی مواد غذایی نمیدادم اما زن داداشم از همون اول غذای سفره داد
من چون عموم بخاطر الرژی فوت کرد و الان هم خواهرم بخاطر آلرژی خیلی اذیت میشه مواد غذایی خیلی رعایت میکنم و مهوا به بعضی مواد غذایی الرژی داره
زن داداشم دائم میگه ببین من به بچه همچی میدم هیچیش نمیشه تو انقدر سخت میگیری بچه اینجوری شده
مثلا من به مهوا چیپس،بستنی،کاکائو،نوشابه نمیدم اما اون همه اینارو میده و اصرار داره که کارش خوبه و من دارم بچرو با این سخت گیری هام اذیت میکنم
راستش حس عذاب وجدان دارم که نکنه واقعا من دارم زیادی سخت میگیرم و در حق مهوا ظلم میکنم
این تازه فقط سر غذا بود سر تربیت،لباس همه چی من با زن داداشم مشکلات داریم