پرواز ۳ ماهه داره میره مهد و گفتم یکم از تجربه مهد براتون بگم
اول اینکه پرواز تو ارتباط با بچه‌ها خیلی پیشرفت کرده،میتونه حرفش رو بزنه،از حقش دفاع کنه ، همدلی کنه، همه‌ی اینا درمقایسه با خودش پیشرفت کرده
دوم اینکه خیلی بیشتر میتونه تنهایی بازی کنه، بازی های مختلفی یاد گرفته و خودش انجام میده

البته یک نکته منفی هم داشته مهد، یکی از بچه ها معمولا با لحن عصبی صحبت میکنه و پرواز لحن اونو بعضی وقتا تقلید میکنه. که همینم تبدیل به فرصت یادگیری شد و هربار به پرواز میگم:ممکنه بقیه کارهای اشتباهی بکنن، ما نباید ازشون کار اشتباه رو یاد بگیریم،میتونیم کارای خوبشون رو ببینیم و یاد بگیریم
بعد درمورد کارها و رفتارهای خوب بقیه صحبت میکنیم

چندتا نکته تو انتخاب مهد به نظر من مهمه
برای سن ۳تا۴ سال که بچه قبلش مهد نرفته،محیط باید برای بازی بچه‌ها درست شده باشه. نه اینکه بچه‌ها مدام پشت میز بشینن و وسطش تایم بازی داشته باشن
وسیله‌های مهد دکوری نباشه و بچه‌ها بتونن راحت استفاده کنن و بعد بزارن سرجاش(اگر دیدید وسایل به شدت مرتب تو قفسه ها قرار دارن یعنی بچه ها جمع نکردن)
رفتار مربی‌ها بسیار مهمه،با احترام با بچه‌ها رفتار کنن،اگر کسی اشتباهی کرد رفتار درست رو براش توضیح بدن
اینم به عنوان مربی نقاشی کودک بهتون میگم، اگر نقاشی و کاردستی بچه‌ها شبیه همدیگه باشه،یعنی مربی ها تو کار بچه دخالت کردن و بچه فرصت کشف و خلاقیت نداشته

تصویر
۱۹ پاسخ

بسیارعالی ممنونم 💖

مررررررررررررسییییییییییی که گفتیییییییییییییییی عزیزممممممممممم 💖😘😍🥰

واقعا از تجربه هایی که میذارین لذت میبرم 👌
خیلی دقیق و درست به مسائل تربیتی نگاه می‌کنید نه افراط دارین تفریط و من واقعا دارم ازتون یاد میگیرم
خدا برای هم‌ نگهدارتون باشه❤️

بنظر من مهد عالیه تو این سن پسرم رو گزاشتم از لحاظ اجتماعی کلامی رفتاری خیلی پیشرفت کرد

من فرستادم مهارتها و بازی ها کلی پسر خوب شد

مرسی عزیزم تجربه خوبی بود

مرسی از تجربه‌هات عزیزم🥰

سلام بهار جان خوبی؟
پرواز جان خوبه؟
الهه جان ازش خبری نیس نگرانتون بودم
چه خوب که تاپیک گذاشتی

عزیزم من دخترمو یک ماهی بردم مهد اما کلشو خودم پشت در نشستم اخرشم دخترم ارتباط نگرفت

مرسی عزیزم ک گفتی 😘

کاش اینجا هم داشت میبردمش

چقدررررخوب
خداروشكر
اما
من ازمريضي وشپش ميترسم

منم دوست دارم دخترمو بزارم مهد اما میترسم بزارم ویروسهای جدید و بگیره و برای رفتن سرویس بهداشتی چکار میکنن دستاشونو میشورن؟

اینکه بگیم رفنارهای خوبشون رو تقلید کن و نه رفتارهای بدشون رو.
پسر من واقعا گوش نمیده

سلام عزیزم، مهدی که پرواز جانو میبری معرفی نمیکنی ؟

ممنون واسه ب اشتراک گذاشتن تجربه هات.
لطفا درخواستمو قبول کن

عزیزم منم پسرم و دو ماهه مهد میفرستم فوق العاده آروم تر و اجتماعی تر شده خیلی راحت ارتباط برقرار می‌کنه مهد پسر منم بیشتر باز یو سرگرمی هست تا آموزش وگرنه قطعا زده میشد دیگه الان خودش به عشق مهد ده شب می‌خوابه و ۶ صبح بیداره یکم باز می‌کنه صبحانه میخوره و بعدم میبرمش مهد بنظر من مهد خیلی خوبه بخصوص برای پسر بچه ها

ممنون از تجربه ایی که گذاشتی

خیلی خوبه واقعا دوس داشتم مهراد بره ولی نه مهد مناسبی نزدیکمونه نه من شرایطشو داشتم با هیراد جای دور تری برم🥲
همش نگران این قضیه ام

سوال های مرتبط

مامان آسِنا🍓 مامان آسِنا🍓 ۳ سالگی
درمورد تایپیک قبلی
ممنون از اینکه نظرتون رو گفتید. 🌸

فقط به نظرم این موضوع با دروغ گفتن فرق داره. من به چشم یه قصه و بازی کودکانه ازش استفاده کردم تا آسنا به کارهای خوبش علاقه‌مند بشه و تشویق بشه، نه اینکه از چیزی بترسه یا احساس گناه کنه یا دروغ بخواد بشنوه

همون‌طور که برای بچه‌ها قصه می‌خونیم، از شخصیت‌های خیالی استفاده می‌کنیم یا با عروسک‌ها حرف می‌زنیم، این هم یه روش تشویقیه. هدفم این نیست که اعتماد بچه از بین بره، بلکه می‌خوام با یه دنیای قشنگ و کودکانه، انجام کارهای خوب براش جذاب بشه.

توی دنیای بچه‌ها پر از قصه و شخصیت‌های خیالی مثل فرشته، پری، بابانوئل و... هست و این بخشی از تخیل و بازی دوران کودکیه.

در نهایت هم کسی که ستاره رو می‌چسبونه خود منم، فقط داخل یه قصه‌ی قشنگ و کودکانه وقتی هم بزرگ‌تر بشه، طبیعتاً می‌فهمه که این فقط یه قصه‌ی قشنگ برای تشویقش بوده؛ درست مثل خیلی از قصه‌های دوران کودکی. برای من مهم‌ترین چیز اینه که با محبت، تشویق و بازی، رفتارهای خوب رو یاد بگیره مهربون باشه و حرف و مامان و بابا رو گوش بده وبهش یاد بدم و از کارهای خوبش لذت ببره نه با ترس یا تنبیه🤍✨
مامان نلین مامان نلین ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...