پارت ۳

دیگه وارد بخش زایشگاه شدم. از همون اول بهم گفتن که باید زایمان طبیعی داشته باشم. من اصرار می‌کردم که سزارین می‌خوام، ولی می‌گفتن نه، باید طبیعی زایمان کنی.

اول قرص دادن که دردها شروع بشه. هرچی قرص می‌دادن، فقط درد می‌کشیدم، ولی دهانه رحمم هیچ تغییری نمی‌کرد و باز نمی‌شد.

دیدن قرص‌ها فایده‌ای نداره، برای همین یه دستگاه شبیه بالون داخل دهانه رحم گذاشتن که کمک کنه باز بشه. از وقتی اون رو گذاشتن، دردها خیلی شدیدتر شد. چند ساعت با اون دردها گذشت تا بالاخره دهانه رحمم فقط ۳ سانت باز شد و دستگاه رو بیرون آوردن.

واقعاً دیگه حس می‌کردم مردم و دوباره زنده شدم، ولی باز هم بهم می‌گفتن باید ادامه بدی و هنوز وقت سزارین نیست.

شروع کردم به راه رفتن و ورزش کردن و هر کاری که می‌گفتن برای باز شدن دهانه رحم انجام می‌دادم. هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم، ولی هیچ فایده‌ای نداشت. حتی کیسه آبم هم کامل پاره شد، اما با وجود تمام اون دردها و ساعت‌ها تلاش، دهانه رحمم همچنان فقط ۳ سانت باز بود…

۷ پاسخ

کدوم بیمارستان رفتی پزشکت کی بود

واااایییی خدای مننن زایمااان کردی به سلاااامتی؟😍😍😍😍🥹❤️

گلم چند هفته ای بودی دردت اومد؟

مبارک باشه عزیزمم🥺
چقدر اذیت شدییی🥺

کدوم بیمارستان رفتین ؟

خدا لعنشون کنه بخاطر سزارین نکردن چه بلا هایی که سر ادم نمیارن این نامرد ها😭😭

من تصمیم گرفتم از ۳۶ هفته به شدت شروع کنم ورزش و رابطه و...
که حداقل خودم درد زایمان بگیرم
نه به قرص و امپول فشار

این دکترا خیلی نامردن چرا مگه تو طبیعی چی دیدن که میزارن ما مادر ها این همه دردر بکشیم خب نمیشه ببرین سزز دیگه نامردا

سوال های مرتبط

مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۹ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم