وقتی این عکسو درست کردم یه خدا رو شکر از ته قلبم گفتم🥹چون کسی که زایمان زودرس داره میفهمه چی میگم.وقتی آریا دنیا اومد منتظر هر اتفاقی بودم.کوچولوی نارس من ۳۴ هفته دنیا اومد حتی قیافشم مشخص بود نارسه.خیلی خیلی غصشو میخوردم میترسیدم به مروز بیماری و مشکلاتی واسش به وجود بیاد منتظر بودم رشدش با تاخیر باشه.آریا مژه نداشت تمام صورت و بدنش موهای جنینی داشت خیلی خیلی ضعیف و نحیف بود.اول خدای مهربونم و بعدش خودم بودم که از همه چی گذشتم تمام تلاشمو کردم بچم رشد خوبی داشته باشه خوب شیر بخوره دائم. غربالگری و چکاپ می رفتم تا ببینم کوچولوی قشنگم سالمه یا نه.کوچولوی جنگجوی من حتی دستگاه هم نرفت ولی به خاطر نارس بودن زردی طولانی گرفت...
اینقدر استرسشو داشتم که افسردگی بعد زایمان گرفتم ولی همه سختیایی که کشیدم ارزششو داشت❤️
الان وقتی میچسبه بهم وقتی میخنده همه سختیا یادم میره🥹آریا معجزه زیبای خداست که هدیه کرد بهم
خدا رو هزاران بار شکر برای وجودش🙏

تصویر
۲۸ پاسخ

عزیزم انشاالله همیشه تن اش سالم باشه
زردی طولانی مدت هم ربطی به نارس بودن نداره، پسر من کامل بود ولی زردیش حدود ۲ ماه اینا طول کشید تا بره

خداروشکر عزیزدلم
خاله من دوقلو داشت ۲۹هفته زایمان کرد یه قلش فوت شدیکی موند پسرش هفت ماهه شد یدونه دیگه حامله شد الان خداروشکر هردوشون سالم و سرحالن

خدا حفظش کنه ❤️ قهرمان کوچولوی من ۳۰ هفته بدنیا اومد

ساده ترین عکس های گوشیت رو به من بسپر 🙃
زیبا ترین عکس های آتلیه ای رو تحویل بگیر 📷✨

آیدی روبیکا جهت سفارش
@yeganeh8277
آیدی اینستا
@editmahan3

کلی هم نمونه کار و رضایت مشتری دارم 🤩🙏

خدانگهدار خوشتیپ وخوشکل پسر باشه

اوخدا شکرت

خداحفظش کنه عزیزم🥹😍🩷

خدادوشکر عزیز خدا قوت

ماشالا گل پسر

فسقلی های منم ۳۴ هفته نارس ب دنیا امدن
پسرم ۲۱ روز دستگاه بود
روز ۱۹ اینجاها بود که من چهرش و دیدم‌کلا رو صورتش ماسک بود هیچی ازش مشخص نبود
چقدر گناه دارن 😔😔😔😔
خداوند همیشه نگهدارشون باشه
ماشااله به گل پسر 🥰🥰🥰🥰

عزیزم خدا حفظش کنه 🥺

خدارو‌هزاران مرتبه شکر ،قربون خدای مهربونن برم‌

عزیزم خداروشکر 😍😍😍

من درکت میکنم
دوقلوهای منم نارس دنیا اومدن ۳۳ هفته
۱۲ روز تو دستگاه بودن و با وزن ۱۵۰۰ مرخصشون کردیم
دخترم تا ۴۰ روزگی نمیتونست گریه کن بسکه ضعیف بود
تا یه ماه با سرنگ و انگشت بهشون شیر می‌دادیم
الان خدارو هزار بار شکر میکنم بخاطر اینکه سالمن
گاهی اعصابم نمیکشه . گاهی خستگی زیاد بهم غلبه میکنه
اما یاد اون روزا که میفتم فقط خداروشکر میکنم

اخی عزیزم چه کوچولو بوده 😍🥹 کوچولوی قوی

عزیرم خداحفظش کنه
منم دخترم ۳۶ هفته نارس و کم وزن بدنیا اومد و خدا را شکر وقتی برام میخنده و.... جون میگیرم

واای عزیزم خداروشکر چشم بد ازش دور

من با جون دلم تموم حرفایی که گفتی و تجربه کردم و چقد خوشحالم که تونستم اززاون دوران بگذرم
خیلی سخت بود و الان که تو چشمای کارن نگا میکنم حاظرم ده بار دیگه اون سختیارو تحمل کنم بخاطر وجودش توزندگیم

خداروشکر عزیزم خدا حفظش کنه

عزیزم پسر من ۳۱ هفته دنیا اومد
۲۶ روزه که بود عفونت شدید ریه گرفت و یکماه به دستگاه وصل شد
اونقدری حالش بد بود که دکترا بهم قول نمی‌دادن زنده بمونه
الهی که من بمیرم برا دردهایی ک بچم‌کشید
ولی خدا منت گذاشت سرم و دوباره به بغلم رسوندش

من واقعا این متن رو درک کردم چون بچه منم نارس بدنیا اومد خیلی غصه میخوردم ولی الهی شکر بابت وجود پسرم

الهی هزااااااران مرتبه شکر ،، حکمت و قدرت و مهربونیتو شکر ،،،، ماشالا خیرشو ببینی چه قیافشم مردونس 😍

ماشاالله جوجه😍😍 علت زایمان زودرست چی بود؟ طبیعی بود؟

عزیزم :) میفهمم چی میگی لنام همینجور بود :) تازه خیلی بدتر این بود
خیلی غصه میخوردم
الانم که باز همونجورم

خداروشکرواقعا

خداروشکر ک حالش خوبه عزیزم خدا نگهش داره

عکس سمت راستی آریا دو هفتشه به دنیا که اومد از اونم کوچیکتر بود🥹

عزیزممم ماشالله بهش

سوال های مرتبط

مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
ولی خدایی حق نداره قلبم از این همه خوشبختی و خوشحالی وایسه؟؟؟
دختر کوچولوی من انگار همین دیروز بود به دنیا اومد و حالا انقدی بزرگ شده که با رفتارش بهم نشون میده چی می‌خواد هر چیزی می‌خواد با انگشتش نشون میده گوشیمو می‌خواد بهش نمیدم گریه می‌کنه به همه چی عکس‌العمل نشون میده وقتی بهش میگم نه این کارو نکن بده انجام نمیده
وقتی یه چیزی دستشه بهش میگم بده مامان همون لحظه می‌ذاره تو دستم
وقتی هر چیزی می‌خواد بخوره دهن منم می‌ذاره میوه بهش میدم یه گاز می‌زنه بعد می‌ذاره دهن من می‌خواد به من هم به باباشم بده
خیلی خیلی دیگه از کارای دیگه که هر دقیقه از دیدنشون از خوشحالی بغضم می‌گیره خدایا شکرتتتت
از زمان بارداری تا زایمان تا همین الان که بچه‌ام هفته دیگه ۸ ماهش تموم میشه خیلی بهم سخت گذشت تنهایی بچه‌ام بزرگ کردم از ۱۰ روزگی هیچ کمکی نداشتم جز شوهرم خیلی سختی کشیدم خیلی شبا کم آوردم خیلی شبا گریه کردم خیلی شبا آرزوی مرگ کردم ولی الان هیچ کدومو یادم نیست و الان فقط دارم از بودن با نفس لذت می‌برم از وجودش لذت می‌برم دختر قشنگم
مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۶ ماهگی
تو تمام طول بارداری از وقتی که فهمیدم باردارم از تمام حس هام و اتفاقات برای پسرم نوشتم
اما مهمترین اتفاق که روز زایمان و احساسات بعدش و ... رو ننوشتم
همش میگم این هفته مینویسم اما ۸ ماه شد و ننوشتم
میترسم جزئیات فراموشم بشه اینقدر که دست دست میکنم
خیلی تنبل شدم
روز زایمان خیلی روز خوبی بود برام هر چند فکر نمیکردم زایمان طبیعی اینقدر درد داشته باشه🥴
اما باز خوب از پسش براومدم😀
اما نمیدونم اون افسردگی زایمان چی بود که بعدش بهش دچار شدم و ی ماهی با خودم هی تو مبارزه بودم و احساسات متفاوتی رو تجربه کردم و یادآوری اونا باعث میشه احساس ضعیف بودن کنم اما میخوام برم ی دفتر بگیرم مثل ۹ ماه بارداریم
این ۸ ماه رو هم وقایع مهم و ... رو براش بنویسم
این عکس رو بلافاصله بعد اینکه منو آوردن تو اتاق و گوشی اومد دستم گرفتم انگار نه انگار که قبلش چه دردی رو تحمل کردم
ذوق داشتم سریع با پسرم اولین سلفیمون رو بگیرم😆
کیا خاطرات زایمان و بارداریشون رو نوشتن؟
مامان آی سام مامان آی سام ۱ سالگی
صدای منو می‌شنوید از دل تاریک شب
خونه تاریک بی صدا وپر از آرامش
در خسته ترین حالت ممکن
کمر نمونده برام بس که دنبالشم
با تمام مراقبت هام امروز دو بار سرش به زمین خورده
از صبح همین الان وقت کردم خودمو مهمون یه چایی داغ کنم
هیچ وقت فکر نمیکردم از لحاظ جسمی وروحی اینقدر قوی باشم
ولی عشق فرزند آدمو قوی و مصمم میکنه
خستم ولی عاشقم
خستم ولی گلایه ای ندارم
خستم ولی روزی هزاران بار میگم خدایا شکرت
من همه ی این خستگی ها رو آرزو کرده بودم
برای تک تک این شلوغ کاریها التماس کرده بودم خدا جون
من با خلوص تمام تو دل این شبا فندق کوچولوم رو ازت خواسته بودم
و تو معجزه وار با مهربونی وکرم بی حد ونصابت بهم بخشیدی
و من در شکرگزاری این معجزه عاجزم خدااا
قربون کرمت قربون رحمتت
قربونت که به زندگی بی رمقمون نور پاشیدی
قربونت برم که شیرین ترین دارایی دنیا رو در ناباورانه ترین و نا امید ترین وضعیت بهم دادی
خدایا شکر شکر شکر
پی نوشت: داستانش طولانیه ولی پسر من واقعا معجزه هست
خدایا از این معجزه ها و از این شیرینی ها به همه ی حسرت به دل ها بده لطفا.
مامان سید امیر حسین  🩵 مامان سید امیر حسین 🩵 ۱۶ ماهگی
روز جهانی نوزادان نارسه
از nicu باهام تماس گرفتن و گفتن اگه میتونی بیا تو جشن نوزادای نارس شرکت کن …
امروز دوباره روزای سختی که کشیدم عین پتک کوبیده شدن تو سرم
پشت اون دستگاها ، لوله اکسیژن وصل به یه کوچولوی۲ کیلویی که حتی اجازه نمیدن شیر بخوره
دیدن اینکه همه مامانا نی نی هاشونو بغل میکنن و بهش شیر میدن ولی تو حتی نمیتونی بغل بگیریش و باید فقط با کلی گان و ماسک و‌ رعایت پروتکل ها از پشت شیشه نظاره گر باشی ….
کلی تیکه و حرف بشنوی به خاطر چیزی که دست خودت نبوده و خدا اینطور خواسته ….
گرم به گرم وزنی که میگیره برات مهم باشه
درصد به درصد اکسیژنش برات مهم باشه
اینکه شنواییش‌ ، بیناییش و … مشکل نداشته باشه
خدایا یعنی بچه کوچولوی منم مثل بقیه بچه ها میشه؟
این کوچولویی که حتی از عروسکم کوچیکتره …..
شبا تا صبح بیداری کشیدن و نفساشو چک کردن که یهو واینسته خدایی نکرده
هنوزم بعضی شبا کابوس روزای سخت nicu باهامه
۱۰ روزی که موهای سرم سفید شد….
خدا رو شکر از اون روزای تلخ گذشتم اما به قول داستایوفسکی : ادم هیچ وقت طعم تلخ برخی اشک ها را فراموش نمیکند.
ولی تو اون حالم فقط یه چیزی از خدا میخواستم
خدایاا هیچ مادری این حال تلخ رو تجربه نکنه 🤲

خدا رو هزاران هزاران هزاران بار شکر میکنم به خاطر تمام لطف و‌ نظری که بهم کرد و الان کوچولوم سالمه ❤️

این روزو تبریک میگم به خودم و‌ تماااام مادران قوی 💪
به تو هم تبریک میگم پسر قوی من ❤️💪