۱۸ پاسخ

خواهر شوهر منم ژنتیکن زایماناشون زودرسه
سر دومی ب دکترش گفته بود تا اخرا شیاف استفاده میکرد تا نزدیک ۴۰ تونست برسونه البته ی جاهایی استراحت مطلق شد

دارم دونه دونه تاپیکاتو میبینمو جواب میدم🤣🤣🤣🤣

آفرین که به بعدی و بعدی ها فکر می کنید👏👏🌹🌹

نه از قبل بارداری تحت نظر دکتر باشید
و بچه اول سخته
انقباضات بیشتر علتش عدم تحرک هست

من 35 هفته دو روز بودم
بچه اولم 34 هفته سه روز
یک هفته بیشتر دومی رو بردم
انقباض عادیه
بستگی به علت داره من رحمم تک شاخه بخاطر این زود ژون میگیرم

وای🥲یادم اومد تمام اون سختیام…
از ۲۳هفته انقباض داشتم ولی فقط شیاف استفاده میکردم و امپول پروژسترون
۳۲هفته بستری شدم و بتا و سولفات گرفتم سرویکسم شده بود ۲۲ انقباضای وحشتناااااک
یه سانتم بودم بیمارستان شریعتی آشغال بزور امپول فشار و معاینه فک کن روزی سه بار معاینه میشدم ( ک دکتر گفت من شب معاینه میکنم طرف صبح زایمان میکنه) میخواستن طبیعی اجباریم کنن ک دیگه با اجازه شوهرم مرخص شدم و با استراحت و رژیم غذایی خودمو رسوندم به ۳۷هفته ک اونم سزارین اورژانسی شدم چون ضربان قلب دخترم بالا بود🥲
و این شد که خدا روز تولدم دخترمو بهم هدیه داد ک تمام اذیتای بارداریمو بشوره ببره

من بچه اولم ۳۶ هفته کیسه ی آبم پاره شد زایمان کردم . برای پسرم هم ۳۷ هفته کیسه ی آبم پاره شد اصلا هیچ کدوم به ۳۸ یا ۳۹ نرسیدن
باید احتیاط کنی

باید تحت نظرپریناتالوژیست باشی قبل اقدام ب بارداری اون ها راهنمایی میکنن

نه فکر نکنم هر بارداری یه جور پیش میره از الان نگران نباش به نظرم به بچه دوم هم فکر‌نکن 😬

واقعا داری ب دومی فک میکنی😬😬😬

من ۳۷ هفته و یه روز اورژانسی زایمان کردم چون از روز اول بارداری تا روز آخر دردای زایمانی وحشتناک داشتم و خیلی زجر کشیدم دیگه دکتر دلش سوخت و عملم کرد

دختر منم ۳۴ هفته ای به دنیا اومده

منم ۳۷ هفته زایمان کردم از ۲۳ هفته انقباض داشتم تا ۳۷ ب زور رسوندم بازم موندم چکار کنم واسه بعدی

منم‌ ب زور بستری رسوندنم ۳۸هفته مایع دورجنین کم بود رحمم خیلی کوچیکه دکتر میگفت برای بچه جاکمه همینجوری هم میمونه

منم همین استرس شمارو دارم طبق تحقیقاتم بستگی به علتش داره

حالا من 40 هفته و 3روز درد نداشتم رفتم برا نوار قلب به زور گرفتن بستریم کردن😂میخواستم در برم نشد

من ۳۶ هفته و پنج روز سز اجباری شدم

اما نیلا خدا رو شکر دستگاه نرفت

منو۳۶ هفته بود،یهو فشارم رفت بالا

سوال های مرتبط

مامان آوا و آریا مامان آوا و آریا ۷ ماهگی
وقتی این عکسو درست کردم یه خدا رو شکر از ته قلبم گفتم🥹چون کسی که زایمان زودرس داره میفهمه چی میگم.وقتی آریا دنیا اومد منتظر هر اتفاقی بودم.کوچولوی نارس من ۳۴ هفته دنیا اومد حتی قیافشم مشخص بود نارسه.خیلی خیلی غصشو میخوردم میترسیدم به مروز بیماری و مشکلاتی واسش به وجود بیاد منتظر بودم رشدش با تاخیر باشه.آریا مژه نداشت تمام صورت و بدنش موهای جنینی داشت خیلی خیلی ضعیف و نحیف بود.اول خدای مهربونم و بعدش خودم بودم که از همه چی گذشتم تمام تلاشمو کردم بچم رشد خوبی داشته باشه خوب شیر بخوره دائم. غربالگری و چکاپ می رفتم تا ببینم کوچولوی قشنگم سالمه یا نه.کوچولوی جنگجوی من حتی دستگاه هم نرفت ولی به خاطر نارس بودن زردی طولانی گرفت...
اینقدر استرسشو داشتم که افسردگی بعد زایمان گرفتم ولی همه سختیایی که کشیدم ارزششو داشت❤️
الان وقتی میچسبه بهم وقتی میخنده همه سختیا یادم میره🥹آریا معجزه زیبای خداست که هدیه کرد بهم
خدا رو هزاران بار شکر برای وجودش🙏