۹ پاسخ

عزیزم روهرچیزی به جدایی فکرنکنین یه بارتوکوتاه بیازندگی خیلی کوتاه ترازاونیه که بخوایم بابحث ودعوابراخودمون جهنمش کنیم

بچه بزرگ میشه خواب شما تنظیم میشه روحیتون خوب میشه و به فکر بچه دوم میفتین
اینقدر زود همدیگه رو نذارین لب طاقچه
یکی از دلایلی که دختر باید بالای ۲۵ سال ازدواج کنه این موارد اینجوریه
الانم به هم فرصت بدید بهم عشق بدید بنشینید راجع به مشکلات حرف بزنید وقتی خالی بشی حالت خوب میشه

عزیزم شوهرت درکت می‌کنه که خودشو زده به نشنیدن بلکه تو حالت بهتر شه به حرف خودت فکر کنی حالا اگه اون بالا میگرفت مرد خوبی بود توروخدا زندگیتونو الکی حروم نکنید اینا همش از فضای مجازی میاد اما اینا واقعیه یه زندگی خراب میشه با این کارا یه ذره تحمل کنی اون حس بدت تموم میشه

دقیقا ما هم اینجوریم به هر کی میگم میگن بخاطر زایمان درست میشید تا الان چندین بار هی گفتیم جدا بشیم ولی نمیتونیم از هم دور بشیم ولی نزدیک هم هم همش دعوا داریم من خیلی بی اعصاب شدم اونم خیلی بی نظمه

کاملا طبیعیه
به مرور حل میشه
در حد توانت بزار

عزیزم هورمونات به هم ریخته لطفا یه مشاوره برو
من که اوایل بارداریم همشششش کارم گریه بود

وای دقیقاتوهم مثل منی بهم میگه دیگه ازرابطه باهات چندشم میشه خیلی سردشدیم فقط به بچه توجه میکنه منودیگه آدم حساب نمکنه

ما زایمان کردیم
بچه نگه میداریم
مردا دیوونه شدم

عزیزم تنها نیستی من هم مثل خودتم با همین مشکل سرو گله می زنم

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی قصد بارداری
سلام مامانا
شوهر شمام تو کار بچه خیلی دخالت می‌کنه
نمی‌دونم شاید چون خیلی خونه هست اینجوریه کارش حوریه که شش ماه سال رو کار میکنم شش ماه بقیش
اما کل سال حقوقشون میاد
خونه و ماشین داریم
حقوقش هم ۱۵تونن با بیمه
هر از گاهیم دوربین مدار بسته کار می‌کنه
خیلی زیاد تو کار بچه دخالت می‌کنه چرا این کارو کردی چرا قطرشو ندادی چرا شبرش دیر موند چرا جاشو عوض نکردی
مثلاً چند روز میگم دهن بچه برفک زده همش دعوام می‌کنه میگ رو بچه حرف می‌زاری تو کاری میکنی بچه مریض بشه اینقدر میگی تا بچه بمیره از این حرفا
بعد یه هفته ک پسرم به خاطر برفک نمیتونه شیر بخوره تازه داره تایید می‌کنه اره برفک دکترم میگ نباید ببریم اینقدر دکتر می‌بری بچه مریضه
چیکار کنم کلافه شدم
حس زنانگیم از بین رفته بیش از حد تو کارای خونه تو کارای بچه دخالت می‌کنه
شش ماه ک زایمان کردم فقط یه بار رابطه داشتیم
اینجوریه نیست بکن اره زیر سرش بلند شده کلا خانوادگی اهلاقشون یه جوریه همه ازشون فرارین هیشکی حتی خونمون نمیاد ن دوستی داریم ن چیزی
دلم گرفته خواستم یکم دلمو پیش شما باز کنم