هر آدمی فقط می‌تونه چیزی رو به بقیه بده که خودش درونش داره. کسی که درونش پر از آشفتگیه، به اطرافش اضطراب منتقل می‌کنه.

کسی که خودش پر از زخمه، گاهی حتی بدون اینکه بفهمه، بقیه رو هم زخمی می‌کنه. و آدمی که درونش پر از نور، احترام، مهربونی و عشقه
همین‌ها رو خیلی طبیعی و بدون چشمداشت با دیگران تقسیم می‌کنه.

رفتار آدم‌ها با تو هیچ‌وقت کاملاً بی‌دلیل نیست؛ خیلی وقت‌ها اونا از طریق رفتارشون با تو، دارن دنیای درون خودشون رو نشون می‌دن.

برای همینه که نباید بی‌رحمی بعضی‌ها رو بیش از حد به خودت بگیری. بیشتر وقت‌ها این رفتار بازتاب زخم‌ها و مشکلات درونی خود اون‌هاست، نه نشونه‌ی ارزش تو. آدمی که حالش با خودش خوبه، کسی رو تحقیر نمی‌کنه، نمی‌شکنه و تلاش نمی‌کنه دیگری رو پایین بکشه تا خودش بالاتر به نظر برسه. هرچقدر درون یه آدم آروم‌تر و پاک‌تر باشه، بودن کنارش هم گرما و آرامش بیشتری داره.

و برعکس، آدم‌هایی که از درون خالی‌ان، خیلی وقت‌ها سعی می‌کنن دیگران رو هم خالی کنن. برای همین فقط مهم نیست چه آدم‌هایی رو وارد زندگیت می‌کنی؛ مهمه حواست باشه خودت رو با چی پُر می‌کنی.

چون آخرش هرکسی همون چیزی رو به دنیا می‌ده که درون خودش با خودش حمل می‌کنه.






نوزاد خواب فرزند پروری تولد

تصویر
۳ پاسخ

وای چ عکس خوشگلی

حرفات کاملا درسته

نمونه های بیشتر ادیت کانال روبیکا @dreamyesign

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل (فرزند پروری )
و اون عشق بدون قید و شرط رو از مادر و پدرش نمیگیره اما کودکی که این رفتارها را پدر و مادر ندارن باهاش
و باهاش گفتگو میکنندو از روش های صحیح تری استفاده می‌کنند که اون کودک رفتار خوب رو یاد بگیره این کودک عشق بدون قید و شرط رو تجربه می‌کند
یعنی عشقی که بده بسطونی نداره این رو از مادر و پدرش یاد میگیره
ما انسان ها یکجا میتونیم عشق بدون قید و شرط رو بگیریم و اون در رابطه با پدر و مادره و اینجوری بچه خودش رو دوست خواهد داشت و عزت نفسش شکل میگیره
و در آینده با انسانی روبه رو می‌شویم که خودش برای خودش ارزشمنده و از خودش مراقبت میکنه و با خودش رفتار صحیحی داره و با دیگران هم همین رفتار رو داره و این با خودشیفتگی فرق داره
چطور رفتار خوب رو به کودک یاد بدیم؟
در رویکرد رفتار گرایی گفته میشه که تا کودک کار خوبی میکنه سریع بهش جایزه بدیم تا دیگر پیوسته اون رفتار رو انجام بده مثلا اگر مهد رفت بهش جایزه بدید که دوباره تکرار کنه و مهد بره
در رویکرد انسان گرایی میگه نه ما از جایزه استفاده نمی‌کنیم از گفتگو و توصیف و ترغیبش استفاده می‌کنیم
مثلا بهش میگیم که تو چقدر توانمند شدی میتونی تنهایی بری توی کلاس،دلتنگ میشی ولی دلتنگی رو میپذیری مامان ظهر میاد دنبالت
تازه داشتی با بچه ها بازی میکردی خیلی بهت خوش گذشت
یعنی روی برخورد رفتار تمرکز داریم
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
چون اون داره لذت میبره از اون کار اگر ما بتونیم از کودکی این انگیزه درونی رو تقویت کنیم یعنی برای اینکه کاری رو انجام بده دنبال چیزی در بیرون نباشه خودش اون کار رو دوست داشته باشه و براش جذاب باشه
اما اگر انگیزه بیرونی باشه تمرکز از روی فعالیت برداشته میشه و بعد از مدتی کودک احساس میکنه اگر اون چیز بیرونی رو نبینه یا نگیره دیگه دوستش نداره و دیگر نمیخواد به اون فعالیت ادامه بده
آسیبی که پیش میاد تلاش به مرور کمرنگ میشه و این کمرنگ تر شدن تلاش باعث میشه که اون موفقیتی که کودک دوست داره بهش برسه نتونه برای بدست آواردنش تلاش کنه
پس انگیزه درونی بیشتر باعث موفقیت و ادامه کار میشه
اگر دوست دارید فرزندتون خودش رو دوست داشته باشه و خودش رو موجودی ارزشمند بدونه و عزت نفسش به خوبی شکل بگیره ،و اگر دوست دارید فرزندتون کارها را انجام بده حتما باید فرزند پروری بدون تشویق و تنبیه رو انتخاب کنیم.
اگر بخوایم در مورد آسیب تنبیه بگیم:کودک می‌ترسه بخاطر تنبیهی که شما میکنید یا محرومش کنید از چیزی که دوست داره
و روزی برسه که شما بالا سرش نباشید نتونید تنبیهش بکنید اون موقع حتما اون کار رو انجام میده.
مثلا دوستش رو میزنه شما میگید از تلویزیون بخاطر این محرومی. پس دیگه نمیزنه چون نمیخواد از تلویزیون محروم بشه ولی نمیفهمه چرا نباید اینکار رو انجام بده و دوستش رو نباید بزنه و باید به دوستش محبت کنه
چرا رابطه‌ای که توش نوازش و محبت هست جذابتره اینارو نمیدونه
حالا وقتی شما نباشید دوستش رو میزنه چون این اخلاق درونی نشده در واقع این بخاطر آسیبی هست که بخاطر محروم شدن میبینن و اخلاق براشون درونی نمیشه و صرفا بخاطر ترس انجام نمیدن و ترس که برداشته میشه اون کار رو انجام میدن