۱۴ پاسخ

نه اصلا رفتن عروسی از اول تا آخر براخودش بازی می‌کرد یا بین بچه ها بود پسرم عاشق شلوغیه

پسر منم اول میترسید آنقدر تو خونه آهنگ با صدای بلند گذاشتم که آلان خوشش میاد

من پسرم کوچیکتر که بود از صدای بلند و جمعیت زیاد میترسید ،خودم تو خونه آهنگ میزاشتم صداش و یکم بلند میکردم تا اینکه بهش عادت کرد و خوشش میومد الان دیگه آهنگ با صدای بلند میشنوه جای اینکه گریه کنه میره وسط قر میده😅 واسه اینکه از جمعیت زیادم نترسه همیشه میبردمش بیرون یا با باباش میفرستادمش بیرون پارک میبردمش خونه‌ی فامیل رفت و آمد میکردم الان دیگه نمیترسه کم کم داره اجتماعی میشه با فضای بیرون و آدما دیگه احساس غریبی نمیکنه، پسرم خیلی به شدت از آدمای جدید میترسید از خونه‌های جدید میترسید کارش فقط و فقط گریه بود به حدی که دیگه داشت دیوونم میکرد حتی از صدای گوشی که زنگم میخورد یهو گریش میگرفت😣 ولی خداروشکر الان به صدای بلند عادت کرده از جمعیت زیادم دیگه ترسی نداره😊

همون تو محوطه نوبتي نگهش ميداشتين اذيت نشه بچه

پسر من که برم بیرون یا روسری از سرم میکشه یا موهام اصلا یه جا بند نمبشه 😔😔😔

نه اصلا خیلی دوست داره

علی هم میترسه

ببرش تو جمع ببرش بیرون تا اجتماعی بشه
پسرمنم ایتجوری بود تاهر روز پیاده بردنش بیرون تا فهمید

بردیا از جمع بدش نمیاد ولی صدای بلند عصبیش میکنه

باید زیاد جاهای شلوغ ببری تا عادت کنه-بعد من با پسرم میریم‌خیابون تا میدیم داخل مغازه انقد گریه میکنه می‌چسبه طفلک فک میکنه بردم دکتر-چون زیاد بازار نبردم فقط واسه دکتر بردمش

اخ گفتی پسر منم دقیقا عین همینه دیوونه ام کرده هیچ جایی نمیتونم برم عروسی جایی ک برم تا لحظه آخر گریه میکنه

پسر منم همینه فهمیدی به منم بگو

بچه منم همینه

دقیقاااا بچه منم همینه

سوال های مرتبط