۶ پاسخ

والا ما بکشیمتم باز تو به خودت نمیاد چه برسه بزنیمت.اینجا راهنماییت میکنن اوناییکه تجربه دارن ولی باز کار خودتو میکنی.انقد میگن نامزد بازی نکن جواب پیاماشو نده بذار جدی بگیرتت انگار نه انگار.مثل روزای اول نامزدی پیام بازی میکنین.اگه همون اول که اومدی خونه بابات آبروی خودشو دخترداییشو میبردی مینشست سر جاش.الان کثافت کاریای خودشو گردن نمیگیره میخواد تورو مقصر جلوه بده یه انگی بهت بچسبونه

اون دلش برا تو و بچتون نسوخته بعد تو دلت برا اون بسوزه؟عجب

نتیجه جلسه چی شد؟

خب جلسه ت چی شد؟

هنوز شوهر تو میاد
شوهر آشغال من اصلا عین خیالش نیست زن داشته

کاش ادم بود.... دلت نسوزه چون اون هرکاری میکرد هیچوقت به تو فکر نمیکرد دلشم به حالت نمیسوخت

سوال های مرتبط

مامان امید زندگیم مامان امید زندگیم ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین اونقد دغدغه دارم خییلی دیر ب دیر میام گهواره
میگم دخترم وقتی پا به راه گذاشتن کرد شیرین راه می‌رفت رفته رفته دیدم یپاش رو کمی کج میزاره داخل گاهی هم رو انگشت پاهاش راه میره خلاصه هیع با شوهر راجع ب این مسئله بحث کردیم گف هیچیش نیس گفتم ی دکتر اورتوپدی چیزی نیست ببریم خیالمون راحت شه نبرد نزاشت منم ببرم یمدته کمرم درد میکنه محل نمیزاره دیگه سه ماه شد این درد همراه من بود دل زدم به دریا با مادرم رفتیم اینا اونجا جریان رو ب دکتره گفتم معاینه اینا عکس نوشت بردم آوردم نگاه کرد گفت عضله های مفصل لگن ها خیلی ضعیف شده و اینجور پیش بره بزرگ بشه لنگان لنگان راه میره خلاصه دارو نوشت گف سه ماه دیگه بیار دوباره عکس بنویسم ببینیم فرق کرده در ضمن دکتر گف نباید بپره بدوعه زیاد پیاده راه بره بمونه خونه آروم خونه کارتون اینا ببینه منم اصلا نمیتونم اینکارو کنم اصلا یجا بند نمیشه تو خونه بجای راه رفتن تو خونه هم میدوعه بنظرتون چکار کنم آیا ی متخصص اوتوپد دیگه ببرم یا الکیه میگن کج راه میره بزرگ بشه؟؟
مامان منیم بالام مامان منیم بالام ۲ سالگی
فرزندپروری
بچها دیروز اورهانو بردم دکتر بامامام بابام
بعد به خانم پرستارمیگم شربت گیاهی موجوده برا تنظیم خواب میگ نمیخابه میگم روزا نه شبا ۹ ۱۰میخابه تا ۷ ۸صب میگه واییییی دیوونه ای مگه اون طفلی خودش خوابش تنظبمه نتونستم بگم دیوونه نیسم اینا هی میگن بچت خیلی شلوغه خواب نداره....
بچها امروز هی زنگید برنداشتم اخرش پیم داد بچموکشتین دوباره زنگید مامانم گف بردار بعد همون حرفای همیشگیشومیزد....جالبه همون بددهنه همون خسیس همون بددل....یبار ازطریق ولد فهمیدم باپسرخالش رفتن قراربادوتازن توکافه اونو ک گفتم میگ میدونم اوم پسرخالم گفته بهت بهش پیم دادم گف اره زنت ازمن خوشش میاد بچها اون پسره عمرا اون حرفوبزنه ببینین فقط این اشغال چقد بی ن.اموسه میخاد اینجوری ازم حرف بکشه....میگه یبار دوبار رفتم نرفتم پیش حراب همه چیوگندش میکنی....
بچها میگف من پول براخونه ندارم این خونه رودرشو عوض کردم و دیوارمیکشم....حاضرنیس یه قدم برازندگیش برداره
من بخاطراورهان راضی بودم خونه بگیره حق طلاق بده برگردم ولی دیگ عمرااااااابرگردم ب خوداشغالی خیلی نفهمه خیلییییییییییی