۴ پاسخ

💫 آتلیه حرفه‌ای توی گوشی شماست!

لازم نیست کودک دلبندت رو از خونه بیرون ببری و خسته کنی؛ فقط کافیه یه عکس خوب بفرستی تا با زیباترین دکورها طراحی بشه:

✔️ ماه‌گردهای نوزادی 🌙

✔️ جشن دندونی با ایده‌های خلاقانه 🦷

✔️ تم‌های متنوع، خاص و شیک 🎨

🏷 قیمت هر عکس: ۶۰ هزار تومان

برای ماندگار کردن این لحظات قشنگ، همین الان پیام بده 💬🤍ایدی روبیکا@Mobinaa__98

دقیقاا حالا من دخترمو دوازده نشده خوابوندم که راحت باشم باباش ساعت دوازده میاد از سرکار دیگه راحت شامو بخوریم که دیدم بعلههه یهو از خواب پاشد از اتاق اومد بیرون😫همین الان دوباره خوابید من فرصت کردم گوشی بردارم

دقیقا مثل من بیدارم و دارم غذا میخورم ی رمان هم هست چند وقتیه دارم میخونمش بعد دارم فکر میکنم اه کتری بذارم برا چایی بچه ها بیدار میشن یا ن 😅

مرسی عزیزم دقیقا حرفای دلمو زدی

سوال های مرتبط

مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۶ ماهگی
آخيش بلخره استراحت 🫠🫠
.
.
خدا شاهده از ساعت ۱۰ که بیدار شدم سر پا بودم تا الان ،انقد کار کردما دیگه کمرم داشت میشکست...
صبحونه آماده کردم اوردم خوردیم بعدش سریع رفتیم حموم با یزدان دوش گرفتیم همین که ابو بستم بیایم بیرون برق رفت خداروشکر زمان بندیم واسه برق رفتن خوب بود دیگه اومدیم بیرون یه کم گذشت و
ناهار ماکارانی گذاشتم دوباره آوردم شوهرمو یزدان خوردن و من باز جمعو جور کردم ...
و بعد از اون یه کم کارای خورده ریز انجام دادم ...
دیگه تازه الان یزدانو خوابوندم که یه کم استراحت کنم ، و یه چیزی بخورم ...
از دیروز هوس تخم مرغ و سیب زمینی آب‌پز کرده بودم که با سس خالی بخورم دیگه امروز درست کردم

خلاصه که این حس زیبای :
تنهایی و سکوت و آرامش، بچه ی خوابیده ، خونه ی تمیز ، خودتو بچتم تمیز ، و خوردنی مورد علاقه هزاران بار تقدیم تو باد 😂😂😂
.
.
خدایا شکرت که تنمه سالمه و میتونم خودم کارای خودمو انجام بدم هزاران بار شکرت 🙏🙏🙏
.
.
فرزند پروی شیرخشک نوزاد پوشک گهواره زایمان طبیعی واکسن ۱۲ماهگی کولیک
مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۲ سالگی
بعضی روزا مثل امروز و الان که خوابیده، به صورت کوچولو و مثل ماهش نگاه میکنم و از خودم میپرسم که چه لحظه‌هایی رو بدون اینکه حتی متوجه گذرشون بشم، پشت سر گذاشتم!
من ادم کُند و آرومیم ولی اناهیتا از منم آروم‌تره ..
چند بار به خودم قول دادم که از فردا سرعتمو ‌کمتر کنم ؟
چند بار به خودم یادآوری کردم که این لحظه‌ها مثل دونه‌های شن از لای انگشتام لیز میخورن‌ و میرن؟
میدونم خیلی زودتر از اونچه که
فکرشو بکنم این روزا و شبا هم میگذرن و دیگه این صداها و نق زدنا که میگن« بیا با من بازی کن» رو نخواهم شنید
میدونم خیلی زود عمرمون میگذره و روزی میرسه که یه سکوت سنگین خونه‌مونو پر و لبریز میکنه و ما توو اون روز حسرت همین لحظه‌ها و روزای قشقرق بپا کردناشونو میخوریم..
ولی بازم گاهی از دستم در میره و کمتر دل به دلش میدم…
مثل الان که توو دوران پی ام اس و پریودم….
اینکه فرزندمون ۲۴ ساعت به ما نیاز داره خیلی سخته…
خسته کنندس!
آشفته کنندس!
اما همه اینا زودتر از حد تصور ما تموم میشه…
و اون سکوتی که قراره تجربه کنیم خیلی سخت تر، خسته کننده‌تر و آشفته کننده‌تره….
بخاطر این فرشته های ناز، بیشتر باید روی صبوریمون کار کنیم :)

پ.ن: شاید اگه کمتر با شیرینی پزی برای خودم کار درست میکردم، کمتر خسته و بی انرژی میشدم ولی چه کنم که انگار تراپی روحمه… و الانم که اناهیتا کنار باباش میشینه و حاصل زحمت چند ساعت مامانشو میخوره بیشتر ترغیب به پخت انواع کیک و شیرینی و دسر میشم🥰
مامان نی نی 👶 مامان نی نی 👶 ۱ سالگی