بیایین یکم درد و دل کنیم
هیراد وقتی بیداره مدام باید بهم بچسبه
یا کتاباشو نشونش بدم
یا مثلا بترسونتم فرار کنم و از این اصلا خسته نمیشه
یا شیر میخواد
یا عروسکای نمایشی رو میاره من دستم کنمو بازی
یا وسایل خونه رو بهم میریزه
اسباب بازیاش که اصلا وسیله بازی نیستن مگر اینکه تو سبد جمع بشنو برن سرجاشون
کابینت جمع میکنم کشو میز رو میریزه بیرون
یا لی لی لی لی حوضک میخواد بازی کنه یا کلاغ پر
یا جارو برقی روشن کنم جارو کنم اونم باهاش بازی کنه یا جارو دستی و بدی ماجرا اینجاس که خسته نمیشه ازشون
شیر خوردنشم که دستو پاشو از زیر لباسم میبره از تو آستینم در میاره و این هی تکرار میشه
آدم عصبی میشه
یا خوابش میاد مدام بهونه و نق و بغغغغلللل
پای سینک اگه وایسم میاد هولم میده کنار که بیاد بغلم. اصلا خط قرمزشه من پای سینک وایسم
یا میخواد ببرمش آب بازی و من چقدر آخه حوصله داشته باشم؟
دیگه بقیه کاراش رو نمینویسن زیادی طولانی نشه تاپیکم
زانو درد و کمر درد و دندونای پوسیدمم بماند

۱۰ پاسخ

وای انگار پسر منو توصیف کردی یعنی منو پای سینک ببینه یه قشقرقی را میندازه بیا ببین

عزیزم منم تمام روزم با دایار همینجوری داره میگذره، درسته گاهی خیلی خسته میشیم، عصبی میشیم، اگه دلمونم از یه جا پر باشه که دیگه بدتر، ولی وقتایی که میخوابونمش دلم برا همین کاراش هم تنگ‌میشه، خدا خدا میکنم زودتر پاشه اذیتم کنه، دهنم اسفالت بشه🤣🤣🤣 به این فکر میکنم که یه روزی دلم برای دست و پای کوچولوش و این حرکاتش خیلی تنگ میشه

انگار تاپیکتتو من نوشتم همه ی اینارو منم دارم🥲

همه مثل همیم خواهر
پسر منم موقعی شیر خوردن دستشو همه جا میبره من حالم بد میشه عصبی میشم دست خودم نیست 🫠🫠🫠

عزیزم اکثراهمینیم...چه میشه کرد
بچس نمی‌فهمه بایدمراعات کنیم
تا 3سالگی نادونن دیگه
فقط صبرررررخیلی سخته ولی چاره ای نیس

چرا فک میکنی فقط بچه توعه که اینجوریه...تو این سن کاملا این رفتارا طبیعیه تا عادت کنه به بازی کردن با خودش

اون فقط تو رو داره....اگر تو گاهی به دوستات زنگ میزنی یا کارایی که دوست داری انجام میدی یا مهمونی میری یا هرچی، به این فکر کن که بچه‌ت، فقط تو رو داره...

پسر منم همینطوره
ولی من ۴ ساعت میرم سرکار اونجا از نظر فکری خسته میشم اما جسمم یکم استراحت میکنه

ماهم همینطور ولی با شدت بیشتر 😅

دقیقا همه این مواردو ماهم داریم...🥹

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام
خواستم یه سری بازی های جدید مهراب رو بگم حلقه بازی میکنهدحلقه هارو میندازه داخل اون پلاستیک و در میاره با حلقه ها من حالت فرفره براش انجام دادم اونم یادگرفته و انجام میده و سبد میاره توپارو پرت میکنه توش چون من چندسری این بازی رو کردم باهاش ظرف های ژله رو میزاره روی هم که بره بالا بعد با دست میزنه پرتش میکنه .خونه بازی رو بهش یاد دادم که بچسبونه بهم و محکم فشار میده که روی هم بیاد .و مداد دستش میدم خودم کنارشم چون هنوز کوچیکه خط خطی کزدن رو یادش دادم .و مهراب تمام بازی ها به کنار دنبال بازی دالی بازی و توپ بازی به هر مدلی رو دوست داره و اینکه خونه مادرشوهرم وقتی من دارم اسباب‌بازی هارو توی کیسه میریزم مهراب میاد از دستم میگیره خودش همه اسباب‌بازی هاش رو میریزه تو کیسه .و اینکه تایم تنهایی بازی کردن مهراب یه ربع هست که من میتونم فیلم تو گوشی ببینم یا به یه کارم برسم که مهراب کاری بهم نداره .و اینکه اگر کار اشتباهی انجام بده دستش رو میگیرم و بارها و بارها تکرار میکنم آقا مهراب ما اینکار رو نمی‌کنیم ما پرت نمی‌کنیم ما چنگ نمیگیریم یا گاز نمیگیریم یا مو نمی‌کنیم و اینجور کارهای مهراب معمولا دو هفته تا یک ماه انجامشون میده بعد دیگه انجام نمیده و منم داد و دعوا نمیکنم که فکر نکنه من برام مهمه که بخواد لجبازی کنه.در کل برای هر کار اشتباهشون باید خیلی صبوری کنید و بارها باهاشون حرف بزنید بارها توضیح بدید و اصلا داد نزنید دعوا نکنید .نمیگم من اصلا داد نزدم چرا یه وقتی انقدر جیغ زده منم داد زدم یا تو حموم انقدر شیطنت کرده و عصبانیم کرده دعواش کردم
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام خوبید؟چند نفر گفتن بازی هایی که با مهراب میکنم رو بگم.
اول اینکه به بازی ها به چشم و فکر آدم بزرگ نگاه نکنید با دید بچه ها ببینیدش. من و داداشام چون فاصله سنیمون نزدیک به همه ازینجور بازی ها میکردیم برا همین منم دارم با مهراب انجام میدم و اصلا به بازی ها به چشم آموزش نگاه نکردم به چشم این دیدم به خودم و مهراب خوش بگذره.از زیر یکسال تا الان روی پام میزاشتم و پیتیکو پیتیکو میکردم یا هواپیما میشدم و میچرخوندمش یا رو پام میزاشتم و میگفتم ما الان سوار ماشین شدیم کمربندا بسته آماده بریم بعد به چپ و راست میشدیم یا رو پام میزاشتم دستش رو میگرفتم میگفتم کلاغ پر بازی کنیم میاواردم بالا بیاد تو بغلم میگفتم کلاغ پر اومد تو بغلم دوباره گنجشک پر همینطوری دنبال بازی کنیم میگم مهراب کو مهراب رو نمیبینم من میدوهم اونم دوست داره میدوهه یا میگم من فرار کنم مهراب من رد نگیره دوباره من قائم میشم مهراب من رو پیدا میکنه گل یا پوچ بازی می‌کنیم با اسباب‌بازی هاش بازی می‌کنم باهاش یا با اسباب‌بازی هاش یه بازی که سرو صدا داشته باشه مثلا تو ظرف های آشپزخونه که داره توپ میندازم و بالا و پایین میکنم چون انواع صداهایی دوست داره یا ظرف های ژله و بقیه ظرف ها رو روی هم میزارم که همینجوری بره بالا از قبل یکسالگی من انجام می‌دادم مهراب خراب می‌کرد الان خود مهراب انجام میده یا با بطری میزنم رو ظرف ها برعکس بشه یا بپره ظرف ها اونطرف یا صداهای مختلف از انواع ظرف ها در میارم یا روی میز یا رو زمین قل میدم براش بازی حلقه انجام میدیم یا شعر هایی که از تو گوشی پخش میشه رو من با صدای حیوونا براش اجرا میکنم کلی و با آب و لگن آب که توش وسیله بندازم براش یا آب رنگی