۷ پاسخ

عزیزم گفتار درمانی کجا بردی؟

قصه های کوتاه کدو قلوه زن ،شنگول منگول،مهمان ناخوانده من هر شب بلا استثنا میگفتم اوایل هیچی نمی گفتفقط گوش میداد،پاره میکرد خط میکشید اما بعدها دیدم چقدر موثر بوده الان خودش میگه فلان کتاب بیار بخون

من قصه حسنی رو براش ترکی تعریف میکنم.
کلا هر قصه ای که بلدم رو به ترکی میگم براش یا کتاب هارو از رو تصویرشون ترکی تعریف میکنم براش خیلی خوبه .

خب عزیزم میتونی ترکی قصه ای از خودت تعریف کنی
ما هم ترکیم ولی من فارسی حرف میزنم و تو خونه با همسرم و بچه کلا فارسی حرف میزنیم اما اصالتا ترکیم و کلا اطرافیان ترکن
ملورین هردوشم متوجه میشه
اینطور نیست که فک کنی بچه گیج میشه

در چه حد حرف میزنه؟

عزیزم چند تا کلمه میگه ایلیا جان؟
سپهر هم دو کلمه ای نمیگه ولی کلماتش داره روز ب روز بیشتر میشه ..فعل تنها میگه بیا برو ..ولی جمله دو کلمه ای نه

براش بیشتر قصه بگو
خیلی تاثیر داره

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
آخر شب بچه خوابید نشستم به شوهرم میگم من تایمی برای خودم ندارم صبح تا شب با بچه تنهام
همشم باید بپزم بشورم بچه داری کنم این وسطا بچه گریه های شدید میکنه و منم کار دارم نمیتونم به موقع آرومش کنم و میترسم آسیب روحی ببینه بیشتر از هر چی وقتی میبینم محرومم از زمانی برای خودم حتی چند دقیقه بیشتر عصبانی میشم با اینکه باهاش بازی می‌کنم پارک میبرمش از پوشک دارم میگیرم که اصلا همکاری نمیکنه روزی هزار بار شلوار میشورم الانم عذاب وجدان دارم که دعواش کردم چون میخوام مادر بهتری باشم اگه یه تایمی برای خودم داشته باشم مثلا نیم ساعت در هفته بگیریش برم پیاده روی که آروم بشم بهتر مادری کنم رابطم ترمیم بشه
اصلا نگاهم نکرد وقتی حرف میزدم باهاش میگفت خب میگی چیکار کنم برو باشگاه میگم خب کی بچه رو نگه داره یه چیز بگو شدنی باشه وگرنه کافه و کلاس موسیقی هم میشه رفت هیچکدومم عیبی نداره ولی من میخوام تنها باشم
بعد سکووت میکنه هیچی نمیگه منم گفتم اگه کمکی نمیتونی بکنی بگو تا خودم یه فکری بکنم اما بعدا حق اظهار نظر نداری
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
خب با وقتی که میزارید و می‌برید ممکنه خسته کننده باشه ولی حداقل خیالت راحته داری براش وقت میزاری که بعدا مشکل یبوست پیدا نکنه .چون وقتی از شما بترسه یا از جیش و پی پی بترسه و حس کنه شما اصلا نمیفهمید حال اون رو تو خودش نگه میداره .باید اون حس ترس رو از بچه بیرون کنی که خیالش راحت بشه چیز بدی نیست و هروقت خودتون میخواید برید دستشویی بگید من دارم میرم جیش کنم .اینکه یه سری ها میگن ما گذاشتیم بچه جیش کردن مارو ببینه یا پی پی کردن مارو ببینه من کار درستی نمیبینم چون بچه حس بد میگیره و جالب نیست من از اولش با این قضیه مخالف بودم چون مادرشوهرم هم میگفت بهم ولی من میگفتم نه اشتباه ترین کاره .اونوقت حس میکنه همیشه اجازه داره وقتی من میرم دستشویی اونم بیاد توی هرچیزی یه علامت ضربدر بزارید قرار نیست تو همه چیز بچه اجازه داشته باشه
خب حالا یک سری ها میگن تو لگن بشونی بازی کنی سرگرم بشه آب بازی کنه این کارها نباید همیشگی بشه این ها باید یه چیز موقت باشه برای بچه .بازی رنگ انگشتی بازی با توپ بازی با آب و انواع بازی های دیگه خیلی خوبه چون باعث میشه اون ترسی که از محیط دستشویی داره بریزه و فکر نکنه محیط ترسناکی هستش .البته بگم من یک هفته هست شروع کردم آموزش دادن به مهراب رو و اصلا زیاد بازی رو قاطی نکردم .تو لگن نشوندمش یه وقتا گذاشتم آب بازی هم بکنه نه زیاد چون نمیخوام عادت کنه به این چیزا و فقط بخاطر بازی بیاد و اصلا جوری بشه که دیگه داخل خونه نیاد و هر سری جیغ بزنه که نمیخواد تو خونه بیاد میخواد فقط اونجا باشه هرچیزی حد و اندازه داره

فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
مامان روژان مامان روژان ۲ سالگی