یکم دردو دل کنم !؟؟؟؟ من وقتی زایمان کردم سریع ۱۰ کیلو کردم ولی شکمم آب نشد به وزن قبل بارداریم رسیدم ولی شکمم مونده هنوز ...روی مخ منه کاریش نمیتونم بکنم ..خواهرم دو هفته پیش زایمان کرد سزارین سریع شکمش جمع شده ... خدارو شکر خیلی خوشحالم واسش اما ناراحتم از حرف های بقیه خواهرام و مامانم که دائم مقایسه میکنن که شکم من هنوز مونده و واسه خواهرم جمع شده ...خب من اصلا شبیه خواهرم نیستم هرکسی آناتومی بدنش متفاوته چرا باید مقایسه کنن .... میدونین ما از بچگی دائم زیر ذره بین هم دیگه و قضاوت شدیم ... پنج تا خواهریم و من آخریم و همیشه خواهر بزرگترا مارو باهم مقایسه میکردن و من ازین کار متنفر بودم ....الآنم که شوهرم کردم در حد سالی یکی دوبار میبینمشون دوست ندارم پیششون باشم ازین کار خوشم نمیاد ....حالا می‌خوام این هفته برم شهرمون پیش خونوادم میدونم از الان شروع کردن به مقایسه ... من چیکار کنم خیلی ناراحت میشم مخصوصا وقتی خانوادم میگن خیلی بیشتر ناراحت میشم مثلا یه غریبه بگه خیلی واسم مهم نیست

۱۵ پاسخ

همینارو بهشون بگو چرا باید مقایسه بشی اصلا ب کسی چ تو شکم داری یا ن

بدن شماست ب کسی ربطی نداره ج شکلیه
یبار با احتراام بگوـ
مهم اینه خودم بدنمو دوس دارم.
لطفا هی مقایسه نکنید
ب مادرتم بگو شما بزرگتری باید بزرگی کنی بین خواهرااا رابطه رو بهتر کنی.. ـ

عزیزم خیلی بخودت سخت نگیر حرف باد هواست اگه بخاطر اعتماد به نفس خودت میخوای شکمت جمع بشه لااقل یه گن بخر ببند به شکمت خیلی خوب جمع میشه منم خیلی وقتا ازش استفاده میکنم چون بااینکه لاغرم اما شکم دارم

هرجایی که آزارت میده و اذیت میشی نرو،جتی پیش پدر و مادرت و اگر دلیل نرفتنتو پرسیدن و گلایه کردن خیلی محترمانه و با ادب دلیلتو بگو تا رعایت کنن و ناراحتت نکنن دیگ،یاد بگیرن که نباید با حرفاشون ازارت بدن،و متوجه بشن که شماهم همچین اجازه ای دیگ بهشون نمیذی

حق داري😞واقعا يسري حرفا رو دل ادم ميمونه

منم یه خاله دارم دقیقا همینجوره تا وقتی چاق بودم منو با آدمای ۱۲۰ کیلویی فامیل مقایسه میکرد میگفت از فلانی لباس قرض بگیر برای فلان مراسم آخه خیلی اختلاف سایز ندارین من کلا ۷۲ کیلو بودم خودش ۶۹ کیلو الان من ۶۰ کیلو شدم خودش ۶۹ مونده ولی من زبون ندارم که بکوبم تو سرش الان دیگه بچمو همس مقایسه میکنه با پسرداییم اون ماشالا تپل و گنده و درشت ۶ ماهم از پسر من بزرگتره همش میگه یزدان یه سیب درسته میخوره ویهان ولی هنوز بدغذا مونده قدش کوتاهه لاغره پسر به این ریزی ندیدم تاحالا . یعنی روانیم کرده دلم نمیخاد ریختشو ببینم

مامان منم همیشه گیر میده به لباسام
میگه بد لباس می‌پوشی
منم با خنده میگم منم از لباس و خیلی چیزا شما خوشم نمیاد اما به روتون نمیارم که ناراحت نشین اما شما بگین خودتون رو خالی کنین
حرف دلتون رو بزنین اما به خنده که ناراحت نشن

ولکن پریسا برات مهم نباشه حالا تو باز خانواده خودتن کمتر زور داره حرفاشون من چی خواهرشوهرو جاریم هروقت میبینن میگن وای با اینکه شیرندادی سینه هات خیلی افتاده شده شکمت خیلی بزرگه انگار هنوز حامله ای...و من اصلا اصلا اصلا حرفاشون برام هیچ اهمیتی نداره بخداقسم .باز خوبه تو باشگاه میری من شوهرم نمیزاره برم بخاطره محیط گوهی که هستیم ناراحت نباش ای کاش منم خانوادم بهم تیکه مینداختن نه این عوضیا

چرا واقعن رو این چیزا حساسی ذهن تو با ارزش تر این فکر کردن و اهمیت دادن به این حرفاست مثلاً اصلا تو شکم داشته باشی مگه چی میشه بقیه بگن چه اشکالی داره تو که نمیتونی همه رو راضی نگهداری مگه برا بقیه زندگی می‌کنی زندگی کوتاه تر از اینکه با این حرفا خودتو ناراحت کنی

گلم عزیزدلم چاره اش باشکاه یا هوازی توخونه اس ناراحت نباش خواهراتن نباید حرف شون به دل بگیری خواهر من میگه الهی تو بمیری من بچه ات بزرگ کنم دختر ندارم من فقط به حرفش میخندم چون اصلا برام مهم نیس

ما هم 4تا خواهریم از وقتی یادمه منو با اونا مقایسه میکردن 😔

بیخیال باش خواهر بهش فکر نکن مهم خودتی با مقایسه اونها خودت رو نگران نکن نباز. بگو من از هیکلم راضی ام

بزار مقایسه کن بع قول خودت هر آدمی متفاوته تهش میری شکمتو عمل میکنی دیگ وقتی زایمان کردی گن نبستی؟

حرف هاشون برات مهم نباش
همینکه خودت و بچه ات سالمین خداتو شکر کن

گن بپوش زیر لباست نزار توجه کنن شکمت هنوز مونده واقعا سخته تحمل اینجور چیزها

سوال های مرتبط

مامان آیهان🐣 مامان آیهان🐣 ۱۳ ماهگی