۷ پاسخ

من روزی ۸ساعت سرکارم. پامیشم راه میرم میشینم باز

عزیییزم...واقعا سخته.منم تایم کاریم ده ساعته .با رفت و برگشتم میشه یازده ساعت.وقتی میام خونه پاهام سه سایز بزرگتر شده...
الهی که در عوضش نی نیهامون حالشون خوب باشه

سلام منم حسابدار بودم ،به خاطر جنگ هماتوم پشت جفت پیدا کردم و همین شد بچه زودتر به دنیا اومد گفتن امکان داره بچه نمونه بعد از چهار ماه و نیم زندگی تو بیمارستان به خونه برگشتم و همون ماه های اول کارم رو به خاطر خونریزی از دست دادم به خاطر بچم و بعدش تصادف و ......
برای بچت بجنگ سرکار رو انچنان برای خودت بزرگ نکن اون ها حتی نه بیمه بارداری رو دادن نه بیمه بیکاری تونستم برام دعا کن خواهر کوچولو و مادربزرگم رو از دست دادم دارم له میشم

منم حسابدارم و روزانه ۱۰ ساعت پشت میزم قشنگ میفهمم چی میگی. به من که سخت میگیرن حتی برای راه رفتن. خدا کنم بگذره فقط این روزا.

خب منم کارمند بودم و تا ماه اخرم کار کردم و از اینکه کارمند بودمم خیلی خوشحالم به چند دلیل
اولا از این باردارهای تنبل نبودم و زبر و زرنگ بودم
دوما سرکار سرم مشغول میشد و گذر زمان متوجه نمیشدم
ساعت ۵ تعطیل میشدم و تا ۹ شب هم بازارا رو میگشتم دنبال سیسمونی و هر تیکه سیسمونیمو با وسواس و سلیقه خریدم

هر 2 ساعت حتما راه برو خون رسانی لگن کم نشه

دقیقا منم حسابدار بود هر یه ساعت یه ربع تو اتاقم راه میرفتم و پیاده وریم زیاد بود کلا ورزش خاصی انجام نمیدادم

سوال های مرتبط