۷ پاسخ

عزیزززززز دلم انشالا بسلامتی باشه زود مرخص بشی بچه های خوشکلتو بغل‌بگیری خیلی درکت میکنم من زایمان دوم ک رفته بودم دائم نگاه ساعت میکردم میگفتم الان‌پریماه سر کلاسه الان‌پریماه داره میره خونه‌ دلم‌میخاس زودتر برم پیش بچم با اینکه‌میدونسم‌سرش حسابی گرم بازیه من‌صبح زایمان کردم عصر مرخص شدم حین درد کشیدنام فکر بچم بودم شبش دخترامو خابوندم این ور و اون ورم گریه میکردمو از خدا سپاسگذاری میکردم
انشالاا بحق حضرت زهرا زود مرخص‌بشی دوتا‌بچهاتو باهم‌بغل کنی این روزا برات‌بشه‌خاطره

دقیقا درکت میکنم منم توهمین شرایط بودم 🥲ان شاالله که هر چه زودتر خودت و بچت مرخص بشین

انشالله ک زودتر خودت و بچت ترخیص میشین...کاملا درکت میکنم منم شرایط شمارو داشتم با این تفاوت ک بچه م خونه بود خودم بیمارستان

این روزا میگذره بسپار به خدا خودش هرجور به صلاح انجام میده . منم سر بچه دومم استرس داشتم چون دخترم ۴سالش بود و تا حالا جایی نخوابیده بود دیگه پیش بابام می‌خوابید ومامانم میومد پیشم . تو روز هم مامانم می‌رفت خونه و خواهر شوهرم میومد پیشم . چقدر دلم تنگه شده بود گریه میکردم . یادش بخیر

۳۹ هفته که خوب بوددددد. چرا. افت اکسیژن داشت

الهی چقدر سخته

انشاالله زودتر خودتو بچت مرخص میشین
خیلی سخته شرایطی ک گفتی ولی خدا حواسش هست و این روزا میگذره هرچند سخت

سوال های مرتبط