سوال های مرتبط

مامان Arad مامان Arad ۳ سالگی
برای مامان هایی که "کودک مهدکودکی، پیش دبستانی و دبستانی" دارند...👌

پنجره را باز میکنم تا کمی اکسیژن به دلم برسد...
تا عطرِ پاییز، حواسم را از نبودنت پرت کند...
دلبندم!
این روزها تو با قدمهای کوچکت، اولین گام های بزرگ شدنت را بر میداری؛ و من هنوز برایم سخت است پذیرفتنِ این که تو بزرگ شده ای؛ دستِ خودم نیست عشق کوچک من!
ساعت هایی که نیستی، خیالِ شیطنت های هر روزت دیوانه ام میکند...
صدایِ خنده های کودکانه ات توی گوشم میپیچد، بر میگردم... و نیستی!
چقدر این خانه بدونِ تو، به من نمی آید!
چقدر جایِ بچگی هایت دراین خانه خالی میشود وقتی نیستی...
مرا ببخش که اینقدر جنبه ی نبودنت را ندارم!
قول میدهم به رویت هم نیاورم که لحظه های بدونِ تورا... چند بار گریه میکنم ...
قول میدهم محکم باشم و هر روز صبح؛
با لبخند به سمتِ کلاس درس، بدرقه ات کنم ...
اجازه نمیدهم اینهمه دلتنگی و اضطرابِ من ، اشتیاق کودکانه ی تو را کور کند...!
خوشبختی و سرفرازیِ تو تنها آرزویِ دل بی تابِ من است زیبایِ کوچکم !
اشک هایم را پاک میکنم.. تو را در ذهنم مرور میکنم ؛ که با کوله پشتی بر دوش ... چقدر دوست داشتنی همراه من قدم میزنی... !
به آینده ات فکر می کنم ... و به خودم قول میدهم محکم باشم!
تو آرام آرام ... و با خیالی آسوده قدم هایت را بردار...
من تمامِ مسیر را کنارت میمانم...
نگران هیچ چیز نباش، من هرکار لازم باشد برای موفقیتت خواهم کرد!
کسی که عاشق باشد، دستانش مانند دستان خدا معجزه میکند!
آنقدر میدانم که من برای تو ... قوی ترین موجودِ این جهانِ خاکی ام !
جانِ دلم!
تو گام هایت را بردار...

♥️🐳🍂🍁