برای مامان هایی که "کودک مهدکودکی، پیش دبستانی و دبستانی" دارند...👌

پنجره را باز میکنم تا کمی اکسیژن به دلم برسد...
تا عطرِ پاییز، حواسم را از نبودنت پرت کند...
دلبندم!
این روزها تو با قدمهای کوچکت، اولین گام های بزرگ شدنت را بر میداری؛ و من هنوز برایم سخت است پذیرفتنِ این که تو بزرگ شده ای؛ دستِ خودم نیست عشق کوچک من!
ساعت هایی که نیستی، خیالِ شیطنت های هر روزت دیوانه ام میکند...
صدایِ خنده های کودکانه ات توی گوشم میپیچد، بر میگردم... و نیستی!
چقدر این خانه بدونِ تو، به من نمی آید!
چقدر جایِ بچگی هایت دراین خانه خالی میشود وقتی نیستی...
مرا ببخش که اینقدر جنبه ی نبودنت را ندارم!
قول میدهم به رویت هم نیاورم که لحظه های بدونِ تورا... چند بار گریه میکنم ...
قول میدهم محکم باشم و هر روز صبح؛
با لبخند به سمتِ کلاس درس، بدرقه ات کنم ...
اجازه نمیدهم اینهمه دلتنگی و اضطرابِ من ، اشتیاق کودکانه ی تو را کور کند...!
خوشبختی و سرفرازیِ تو تنها آرزویِ دل بی تابِ من است زیبایِ کوچکم !
اشک هایم را پاک میکنم.. تو را در ذهنم مرور میکنم ؛ که با کوله پشتی بر دوش ... چقدر دوست داشتنی همراه من قدم میزنی... !
به آینده ات فکر می کنم ... و به خودم قول میدهم محکم باشم!
تو آرام آرام ... و با خیالی آسوده قدم هایت را بردار...
من تمامِ مسیر را کنارت میمانم...
نگران هیچ چیز نباش، من هرکار لازم باشد برای موفقیتت خواهم کرد!
کسی که عاشق باشد، دستانش مانند دستان خدا معجزه میکند!
آنقدر میدانم که من برای تو ... قوی ترین موجودِ این جهانِ خاکی ام !
جانِ دلم!
تو گام هایت را بردار...

♥️🐳🍂🍁

۴ پاسخ

🥺🥺🥺

عزیزم واقعا اشکم جاری شد عازم شنبه چطور میتونم نبود پسرم تحمل کنم بااینکه پیش دبستانی هم فرستادم

🥺🥺🥺
منم از الان دلم گرفته نمی‌دونم خوشحالم از ذوقش با ناراحتم از کنارم نبودنش

عزیزم با اینکه بچه مدرسه ای ندارم ولی بغض کردم با متنت ... :()

سوال های مرتبط

مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۵ سالگی
❣چقدر این متن دکتر الهی قمشه ای زیباست 👌🏻

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...
پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید🍃🍃🍃
مامان هانا 🌙 مامان هانا 🌙 ۳ سالگی
دخترم را آرام در آغوش گرفتم و بی‌صدا از خانه بیرون زدم. آن‌قدر آهسته راه می‌رفتم که حتی صدای نفس‌هایم را میشنیدم.
صدای خواب‌آلود و متعجبش کنار گوشم پیچید: «مامانی... کجا می‌ریم؟ بابایی هم میاد؟»
لبخند تلخی زدم و گونه‌اش را بوسیدم. «بابایی خوابه، عزیزم... من و تو قراره با هم یه سفر هیجان‌انگیز بریم.»
تمام تلاشم را می‌کردم لرزش صدا و وحشتم را پشت لبخندم پنهان کنم. شاید دیگر قرار نبود پدرش را ببیند... اما برای دختر دو سال و نیمه‌ام، هیچ توضیحی بهتر از «یه سفر هیجان‌انگیز» پیدا نمی‌کردم.
درِ ماشین را آرام باز کردم و او را روی صندلی عقب نشاندم.
«هیس... دخترِ قشنگم بخوابه... لالالالا... هیس...»
چند دقیقه کنارش ماندم تا پلک‌های کوچکش سنگین شد و خوابش برد. خرگوش پارچه‌ای‌اش را هم در آغوشش گذاشتم؛ شاید نبودن در اتاقِ خودش را کمتر حس کند.
اسم‌هایی که برای عروسک‌هایش انتخاب می‌کرد، مثل خودش ساده و قشنگ بودند؛ خرگوشی، ببری، جوجه...
نفسم را عمیق بیرون دادم و پشت فرمان نشستم.
سوییچ را چرخاندم.
قلبم آن‌قدر محکم می‌کوبید که صدایش را می‌شنیدم.
می‌ترسیدم صدای استارت ماشین بیدارش کند... یا شاید هم نیمه‌شب، وقتی مثل همیشه با سرفه از خواب بیدار می‌شد و دیگر من نبودم تا لیوان آب را دستش بدهم...
اما از همه بیشتر، از لحظه‌ای می‌ترسیدم که قبل از طلوع آفتاب قبل از آن ساعتی که باید بیدار شود، او می‌فهمید...
من رفته بودم.

@hiva_tales ✍🏻
مامان پسرک🙋 مامان پسرک🙋 ۴ سالگی
.

🌿 مجموعه نکات طلایی تربیتی 🌿

💎 ۱. تله‌ی کمال‌گرایی در والدین
والدینی که شخصیت کمال‌گرا دارند و مشتاقند فرزندانی بی‌عیب و نقص داشته باشند، ناخواسته بذر اضطراب را در دل آن‌ها می‌کارند.
🔺 انتظاراتی که بالاتر از توانِ کودک باشد، زمینه را برای:
🔹 اضطراب
🔹 و افسردگی فراهم می‌کند.
*اجازه دهیم کودکان گاهی اشتباه کنند، این بخشی از رشد است.* 🌱

---

🎒 ۲. عزت‌نفس؛ کوله‌پُشتیِ هرروزه
عزت‌نفس مانند کوله‌پشتی‌ای است که فرزند شما هر روز با خود حمل می‌کند:
✅ کوله پُر (عزت‌نفس سالم): پر از شجاعت و توانمندی! او به راحتی کارهای جدید را امتحان می‌کند چون به خودش ایمان دارد.
❌ کوله سنگین (عزت‌نفس پایین): پر از شک، ترس از شکست و ناامیدی. این کوله آنقدر سنگین است که حتی انجام کارهای ساده را هم برای او دشوار و خسته‌کننده می‌کند. 🎒✨

---

🎭 ۳. فرزندپروری، نمایش یا زندگی؟
فرزندپروری یک مسابقه یا رقابت با دیگران نیست! قرار نیست فرزند ما:
🔸 مطابق مد روز باشد.
🔸 یا مثل یک «عروسک سخنگو» در مجالس عمل کند.
💡 والدِ آگاه باشیم: عاقلانه و با شناخت دقیق از شخصیتِ منحصر‌به‌فرد فرزندمان، برای او برنامه‌ریزی کنیم. 🤱👨‍👩‍👧-



#نکته_تربیتی
#کمال_گرایی
#عزت_نفس
#فرزندپروری ---

رفلاکس کولیک شیرخشک
مامان پارسا مامان پارسا ۵ سالگی
والدین گرامی با توجه به تحقیقات انجام شده بهترین و جذاب ترین و اثر گذار ترین روش آموزشی برای بهبود سوء رفتار های کودک دلبندتان روش هایی هستند که برای کودکتان جذاب بوده و از آن استقبال کند....
جالبه بدونید که قصه گویی یکی از همین روشهاست، پس با خاطری آسوده سفارشات خودتون رو ثبت کنید.😊🌹


بسته‌های فقط متنی (۲۹ تومنی):

1. بسته ۳ قصه متنی:
قیمت اصلی ۸۷،۰۰۰ تومان
قیمت با تخفیف ویژه فقط ۶۹،۰۰۰ تومان
( ۱۸،۰۰۰ تومان سود شما )


2. بسته ۵ قصه متنی:
قیمت اصلی ۱۴۵،۰۰۰ تومان
قیمت با تخفیف ویژه فقط ۹۹،۰۰۰ تومان
( ۴۶،۰۰۰ تومان سود شما )

3. بسته ۱۰ قصه متنی
قیمت اصلی ۲۹۰،۰۰۰ تومان
قیمت با تخفیف ویژه فقط ۱۷۹،۰۰۰ تومان
( ۱۱۱،۰۰۰ تومان سود شما )

۴. قصه های سریالی
این بسته ترکیبی برای بهبود یک سوء رفتار خاص کودکتان طراحی شده و به صورت ۱۰ قسمت میباشد که همه ۱۰ قسمت بخش هایی از یک داستان طولانی هستند و باید انها را شب به شب پشت سر هم و بدون وقفه برای کودکتان بخوانید.
لازم به ذکر است که ترتیب این قصه ها باید حفظ شود و بین آنها فاصله نیوفتد تا بیشترین اثر گذاری را بر کودک دلبندتان داشته باشد.
( قیمت ۴۹۹،۰۰۰ تومان )



تو اینستا قصه های رایگانم میزارم هر هفته و از کامنتا هم قصه رایگان هدیه میدم❤️
مامان آیلین مامان آیلین ۳ سالگی
واقعا نمی‌دونم چرا ایلین اینشکلی شده نمی‌دونم کجای تربیت من اشتباه بوده قبلاً می‌خاست چیزی برداره به خودم میگفتم مهمونی تو خونه هر جا اما الان اصلا یجوریه انگار هیچی نخورده می‌ره سریع بدون اجازه برمیداره خیلیم باهاش صحبت میکنم هر روز بهش با آرامش میگم مامان جان جایی میریم به چیزی دست نزن هر چی خواستی بگو به مامان که بهت بده یا تو مغازه و فروشگاه سریع میخوره برمیداره حرف زشت اصلا تو خونه نمیزنه ولی جایی باشم تا یکی اذیتش کنه سریع بهش فحش میده خدایا چقدر من باهاش حرف میزنم چقدر بهش میگم انقدم هر چی که میخادو براش تو خونه فراهم میکنم که یوقت چشمش نمونه یا به قول گفتنی چشمش سیر بشه ولی کلا از دسترسم این دوسه ماهه کلا خارج شده نمی‌دونم چرا اینطوری شده چند روزه سر همین خوراکی خریدن و تو فروشگاه سریع به هر چیز دست زدنش برایش قانون گذاشتم که اگه دست بزنی دست خالی از فروشگاه میایم بیرون . هیچی برات نمیخرم باز یکم بهتر شده ولی این که چشمش سیر نمیشه و سریع به یه چیز دست میزنه آزارم میده توروخدا راهکاری دارین بهم بگین تزکر و این چیزا دیگه جواب نمیده