سلام من مامان نبكي ام نيكي يه ماه و بيستو سه روزشه بازم ميخوام إز تجربه ام بگم
اول اينكه يه راه خيلي ساده واسه اروغ گيري هست اونم اينكه بالفاصله بعد شير خورده تو حالت نشيته قرارش بدين به معده فشار مياد خيلي زود اروغ ميزنه
دوم شنيدين ميگن بجه بغل باباش زودتر ميخوابه آين بخاطر اينكه سطح كورتيزول خون مردا معمولا پايين تره ولي خب هميشه هم صادق نيس مثلا همسر من سرشار إز استرسه ولي من نه😁در نتيجه نيكي تو بغل من خيلي زود ميخوابه
سوم وقتي تو حالت دراز كش نوزادتون بالا أورد به هيچ وجه بلندش نكنيد چون ممكنه خدايي نكرده شير برگرده تو مريش به بغل بخوابونين هول نكنين با يه دستمال تند تند دهنشو تميز كنيد
چهارم واسه دل درد من إز قطره كوليك ايز استفاده كردم واقعا جوابه بادشكن نميزاره نفخ تو شكم نبني بمونه
پنجم راجب شامپو ميخواستم بگم نيكي جانسون استفاده كرد از بدو تولد منتها موهاش خيلي زود چرب ميشد با اينكه به روز درميون جموم ميبرم ولي دو روزه فيروز زدم عالي بود أصلا موهاش چرب نشد البته دختر من خيلي مو داره ماشالا اين مشكل من بود كه حل شد☺️
و مورد آخر كه منو كلافه كرده بود چند روز بود نيكي أصلا تو طول روز نميخوابيد يا اگه ميخوابيد خيلي كوتاه در حد ٥ديقه كه در اصل بيهوش ميشد از خستگي چرت ميزد سريع ميپريد جوري كه ١٢الا١٥ساعت تو روز بيدار بود در حالي كه بايد خواب ميبود بيشتر تايمو …من يه سهل انگاري كه كردم قطره آ د رو يادم ميرفت مرتب بدم از به مامان شنيدم كمبود آين ويتامين تو خوابش اختلال ايجاد كرده مرتب كه دادم تو طول روزم ميخوابه شبا هم خوابه
تا تجربه بعدي فعلا😎

تصویر
۷ پاسخ

مهسا جون خدا خیرت بده امروز آروغ سدنا رو نشسته گرفتم کلی دعات کردم

ینی یه تایم مشخصی قطره رو بدیم؟

مامان نیکی تو خیلی بلدیااااا
فک کنم پارتی زیاد داری

ممنون عزیزم عالی بود

مرسی قشنگم از تجربه های عالیت

مرسی مهسا جان از تجربه هات
یه سوال برای ماه‌گرد نیکی کاری کردی چون بچه هامون با همه ایده ای داری ؟

وااای مرسی واقعا همه زو موافقم
مورد اخرو نمیدونستم ک اونم امتحان میکنم حتما

سوال های مرتبط

مامان نيكي مامان نيكي ۳ ماهگی
سلام من مامان نيكي ام يه ماه و ٦روز از تولد دخترم ميگذره ميخوام چند تا نكته رو از تجربيات اين مدتم بهتون بگم
اول اينكه هر دل دردي كوليك نيس ممكنه وسط شير خوردن بچه به خودش بپيچه گريه كنه فوري نگو كوليك داره بلندش كن اروغشو بگير يه اروغ كوچولو باعث اين گريه اس باز بهش شير بده ارووم ميشه
دوم حموم خيلي تو رشد بچه موثره يه روز درميون يا دو روز يه بار حموم ببرين هم نافش زود ميوفته واسه نيكي روز چهارم افتاد هم عفونت اون دستي كه واكست زده زوود خارج ميشه
سوم اگه ميبيني نيني ات بعد از هر شير دهي اروغ نميزنه بخاطر اينكه كامل سير نشده يادت باشه وقتي سير سير باشه اروغ ميزنه
چهارم هر بالا اوردني رفلاكس نيس بالا اوردن جهشي اونم نه وقتي كه دستت رو معدشه بعد شبر خوردن و فشار اوردي اون ميشه رفلاكس ولي اوني كه پنيريه يا خود شير بعد شير خوردنه چيزي نيس زياد خورده بالا اورده به بغل برشگردون نزار برگرده تو گلوش و اينكه اگه ميخواي اينجوري نشه بعد شير دادن ده ديقه تا يه ربع به حالت نشسته تو بغلت نگهش دار سرش بالاتر از بدنش باشه
پنجم اگه نيني ات بد خوابه شبا اذيت ميكنه الگوي خواب براش درست كن و اينو بدون به مرور درست ميشه قبل خواب جاشو عوض كن حتما بشورش شيرش بده سيرش كن اروغشو بگير لباس راحت براش بپوشون اتاق و تاريك كن كنار خودت بخوابون و دستشو بگير تا خوابش سنگين شه تاكيد ميكنم دستشو بگير خيلي موثره
مامان دتری مامان دتری ۴ ماهگی
پارت ۳
این بار نیکی رو بردیم‌ پیش دکتر سوادکوهی تو بابل که یه پزشک باتجزبه و متخصص تو زمینه زردیه. دکتر احتمال داد ناسازگاری خونی داریم که زردی انقد طولانی شد. ۵ عدد قرص فنوباربیتال داد که هر ۱۲ ساعت نصفش رو به نیکی دادیم به همراه همون قطره بیلی‌ناستر، این بار هر ۱۲ ساعت ۵ قطره.
قطره آد هم به پیشنهاد دکتر شروع کردم. پزشک گفت همچنان شیر مادر بده ولی من دو وعده شیر خشک رو هم ادامه دادم. دفع نیکی از روز اولی خیلی خوب بود، روزی ۳، ۴ بار پی‌پی می‌کردم و حدودا مجموعا ۶ ۷ تا پوشک خیس داشت.
در مورد قرص باید بگم که این نوع درمان برای زردی یه درمان منسوخ شده هست و معمولا توصیه نمی‌شه و سرج کنین چیزای جالبی درباره‌ش نیست. اما من با مشورت با بقیه با توجه به اینکه دزش پایین بود به اجبار استفاده کردم قرص رو.
بعد یک هفته نیکی رو دوباره بردیم پیش دکتر سوادکوهی، این بار زردی ۷ بود و خداروشکر دکتر گفت دیگه مشکلی نیست. اینم بگم که تو این مدت نیکی ضمن دفع، وزن‌گیری قابل قبولی هم داشت.
هرچند صورت بچه هنوز کاملا روشن نشده بود، اما نسبت به قبل خیلی بهتر بود. حدودا دو سه روز بعد یعنی تو ۲۴ ۵ روزگی دیگه زردی تا حد محسوسی برطرف شد و خداروشکر این مرحله سخت هم تموم شد.
مامان نيكي مامان نيكي ۳ ماهگی
سلام من مامان نيكي ام امروز ميخوام از وسائلي كه تو سيسموني نيكي خريدم و به درد بخور بودن و نبودن بگم
اول پماد سوختگي (سودو كرم)عاليه واسه سوختگي و با اينكه قيمتش بالاس خيلي به صرفه اس
دوم تب سنج ديجيتال خيلي به درد زمان واكسن ميخوره و كاربرديه
سوم سوهان ناخن برقي ميتونم بگم جز كاربردي ترين هاي سيسموني چون واقعا با ناخن گير سخته
چهارم شامپو هاي فيروز به نظرم خيلي بهتر از جانسون بود نيكي اول از برند جانسون استفاده كرد هم بوي خوبي ندارن هم بي كيفيتن با اينكه محصول خارجيه
پنجم واس كسايي كه شير خشك ميدن فرچه هاي شستشوي شيشه و همينطور مايع ضد عفوني كننده خيلي به درد بخوره
ششم من از شيشه شير اونت راضي تر بودم تا دكتر بروان چون اونت شبيه ساز سينه مادره دور دهن نيني كيپ ميشه هوا نميره تو دهنش و اينكه تا ميك نزنه نميريزه مخصوصا ماه هاي اول اين خيلي بهتره چون بچه ممكنه بپره شير تو گلوش وقتي حجم زيادي ميره تو دهنش
هفتم زير انداز تعويض يك بار مصرف واسه تايم هايي كه كوچولوتون و ميخواين ازاد بزارين خيلي خوبه كثيف شه جمع ميكنين ميندازين دور شستن نداره
هشتم فينگير دستي أصلا به درد نميخوره برقي رو نميدون
و در آخر ميني واش كاربردي نيس لباس نيني لك شير ميوفته و زرد ميشه حتما بايد با دست بشورين اونم با صابون مخصوص كهنه فيروز كه از پودر صابون خيلي بهتر و به صرفه ترهم
مامان نيكي مامان نيكي ۳ ماهگی
سلام من مامان نيكي ام اومدم باز از تجربه ام بگم اونم بابت واكسن دو ماهگي☺️
اول اينكه من به شدت از واكسن زدن واسه نيكي وحشت داشتم جوري كه از يك ماهگيش ذهنمو در گير كرده بود حتي ميگفتم اي كاش راهي باشه به من بزنن با شير خوردن به نيكي برسه حتي از دكتر پرسيدم پماد سر كننده بزنم واسش قبل تزريق كه گفت عمق سوزن باعث درد ميشه اون سطح و سر ميكنه خلاصه به هر دري بگين زدم تا راحت تر براش بگذره ولي متاسفانه هيچ راهي نبود😔
رسيد به روز واكسن خودم دوش گرفتم نيكي هم تنهايي حموم دادم با پدرم رفتيم واسه واكسن ميتونم بگم تو اون لحظه تزريق كه نفس نيكي از گريه رفت من قلبم عملا نزد😔
نيكي تا دو ساعت بعد واكسن خوب بود حتي خوابيد قبلشم سيرش كرده بودم ولي دو ساعت كه گذشت با تكون دادن پاش با جيغ و گريه از خواب پريد
نبايد پاشو تكون بده كه متاسفانه با هر تكون جيغ ميزد
اول اينكه خونسرد باشيد گريه نكنيد با گريه هاش فقط بغلش كنيد پاشو ثابت نگه داريد خصوصا پاي چپ .اروم آروم باهاش حرف بزنيد تكونش بدين به غر غر هاش گوش بدين قربون صدقه اش برين چون كاملا ميفهمه و أروم ميشه
سريع پاشو قنداق كنيد وقتي يكم أروم شد
مامان 🦋نیکی 🦋 مامان 🦋نیکی 🦋 ۱۳ ماهگی
هفدهم شهریور خدا وجود زیبایی تو به دست من و بابا داد که همیشه حمایتگر و پشتیبان و عاشق تو باشیم نیکی جانم
قلب مامان یک ماه خیلی زود گذشت
و من چون مامان اولی بودم هم تو هم خودم رو خیلی اذیت کردم
میدونم دلم تنگ این جوجه بودنت میشه عزیزم
ولی مامان رو ببخش چون کم تجربه بودم قلب مامان
خیلی گریه کردم خیلی مطلب خوندم خیلی با مامان بزرگ و بابات و زندایی حرف زدم تا آروم بشم ولی نمیشد انگار ناخودآگاه من اصرار داشت تو زودی باید بزرگ بشی
بارداری سختی بود مامان هر روز هر ثانیه حتی فکر میکردم که خدا کمک کنه بگذرهه تو سالم بیای
هم خیلی قرص هم خیلی آمپول زدم ولی اصلا برام مهم نبود به تو که فکر میکردم یادم می‌رفت
تو خیلی یهویی اومدی من صبحونه خوردم یه کم با مامان بزرگ حرف زدم رفتم دستشویی دیگه نتونستم بلند شم از درد و سریع رفتم بیمارستان
بابایی تهران بود بابا بزرگ و دایی هم نبودن و تو برای اومدن عجله داشتی
زن دایی به همه زنگ زد بابا تا من بستری بشم اومد
قبل از زاییدن دوست داشتم ببینمش ولی نشد ساعت یازده بستری شدم ساعت پنج زایمان کردم زایمان خوبی انگار نبود اینطور که شنیدم چون من بی هوش بودم
مامان دتری مامان دتری ۴ ماهگی
پارت ۱
سلام، امشب تصمیم گرفتم تجربه‌م در رابطه با زردی رو باهاتون در میون بذارم. چون خودم خیلی اذیت شدم و تو اون تایم همه جا رو برای پیدا کردن جواب زیر و رو کردم.
نیکی ۳۶ هفته متولد شد، وزنش ۲۸۰۰ بود و تو ۳ روزگی زردیش شد ۲۲.
زود متولد شدن و وزن کم در کنار زردی بالا باعث شد که دکتر و پرستارا خیلی منو بترسونن و احتمال تعویض خون بدن، به خصوص که این عدد رو از کف پاش گرفته بودن و گفتن احتمالا آزمایش خون بالاتر از این باشه.
از حال بد و گریه زاری و شب بیداری‌م می گذرم و فقط کارایی که کردم رو می‌گم، ولی می‌خوام اینو بهتون بگم، اگه تو شرایط مشابه هستین، حالتون رو درک می‌کنم و می‌فهمم نگرانی‌تون خارج از کنترل‌تونه، اما می‌گذره.
ما خیلی سریع نیکی رو بستری کردیم، نیکی ۳ روز تو nicu بود و هر ۶ ساعت ازش تست زردی می‌گرفتن‌. نیکی ۵ غروب بستری شد و تا ۱۲ شب زردیش شد ۱۷ که نشونه خوبی بود و نشون می‌داد نوردرمانی داره جواب ‌می‌ده.
صبح دوباره تست گرفتن و زردیش اومد رو ۱۱.
دکتر برای اینکه مطمئن بشه، روز آخر نیکی رو تو یه دستگاه ضعیف‌تر نگه داشت تا ببینه زردی بالا می‌ره یا نه، خداروشکر زردیش رو ۸ موند و دستور مرخصی دادن.
مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۱۲ ماهگی
قبل سز اصلا غذاهای نفخ دار نخورید که فرداش از درد بخیه مث من اذیتید شب قبلش غذای بیمارستان کباب بود و من نمیدونستم و خوردم ولی بخیه هامو نفخ این غذا به حدی فشار داد که اشکم در میومد
کلا برا بیمارستانتون چهار زیره یا هرچیزی که میدونید راحت و زود نفخ شکمتونو خالی میکنه بردارید

پمپ درد خوب بود ولی من چون تو درد کم طاقتم بیشتر استفاده ش میکردم و برا همین چشام سنگین بود و گاهی به سختی میتونستم چشامو باز نگه دارم

برا اولین راه رفتن من چند بار پمپ درد زدم که بی دردشم ولی بازم خیلی سخت بود ولی تونستم
تا وقتی بخیه هامو کشیدم به پهلو شدن و بلند شدن برام مرگ بود

منو چهار بار ماساژ رحمی دادن
یبار بعد عمل
یبار تو ریکاوری
یبار وقتی تازه آوردن تو بخش
یبار فردا عمل که میخواستم ترخیص بشم
دوبار آخر خیلی درد داشت در حدی که جیغ زدم

من بخیمو9 روز کشیدم اصلا درد نداشت حتی یه ذره

داروهایی که دکترم داده بود برا من دوروز دیر رسید یعنی اول منشی ثبت نکرد بعد داروخانه اشتباه کردو....
من تو اون دو روز ده برابر زایمان طبیعی درد کشیدم یعنی وحشتناک بود اصلا نمیتونستم به پهلو بشم از درد استخوان های بدنم و کمرو جای بخیه که نگم راه رفتن مرگ بود برام در حدی که میخواستم بلندشم نمیدونستم چطوری به پهلو بشم که بتونم بلندشم و سرویس بهداشتی برم
ولی در کل شکر خدا مشکل خاصی نبود بیشترش از بی تجربه ای خودم بود