۸ پاسخ

به نظرم اصلا اجازه نده بره اونجا تنهایی
و همیشه خودت باهاش برو که اونا مجبور بشن لباس تنشون کنن
در مورد پدرشم باهاش صحبت کن که با توجه به چیزایی که دیده رعایت کنه و به خانوادشم تذکر بده

اگر دوباره ازتون سوال کرد براش توضیح بدید که خصوصی خانوما با آقایون فرق داره
حتی کتابشو براش بخرید
ازش بپرسید کجاش برات سوال، با تعصب یا ناراحتی ازش نپرسید
هر موقع راجبش حرف زد مثل همون بار اول همون توضیحاتو بدید و تغییرش ندین
اینکه عروسکشو به خودش میماله و اینکه همسرتون فهم اینو داره که بچه داره خودشو میشناسه بله کاملا درسته
اما تو اون زمان مشغولش کنید تا لذتش و تکرارش طولانی نشه
با یه خوراکی با یه بازی، کلاس ثبت نامش کنید
اجازه ندید که بره خونه پدر بزرگش
به هر حال اونجا خونه‌اشون هست و اونا میخوان که تو خونه‌اشون راحت باشن، اینکه برای بچه شما چند نفر تو این گرما لباس بپوشند غیر منطقی هست.
همسرتون هم بهتره که شلوارک بپوشه، اما بحث های تربیتی این مدلی رو جلوی بچه‌اتون به هیچ عنوان انجام ندید

همسرمنم گاهی با لباس زیر بود دیگه چند باری بهش گفتم خوب نیست جلو بچه دیگه بزرگ شده شلوارک میپوشه حتی موقع خواب میگم بپوش
در مورد بچه اول اینکه هواسش رو پرت کنید اگه میبینید لج بازی میکنه برید مشاوره بهتر راهنماییتون میکنه ولی دخترم و پدرش با هم میرفتن حموم مثلا چند باری با من میرفت می‌دیدم داخل شورتش رو پفی میکنه میگه شورت بابا این مدلیه دیگه چند سری دید من توجه نمیکنم یادش رفت ولی اینکه بخواد بره پیش خانواده همسرت اصلا تنها نگذار بره خودت هم باهاش برو و بهشون بگین رعایت کنید

باید به شوهرت بگی اونارو توجیه کنه دیگه شلوارک بپوشن حداقل جلو دخترت بعدم اگر دخترت دیگه چیزی نگفت توهم بنظرم بحثو باز نکن

بهترین کار اینه که دخترتو نذاری بره اونجا تا بدونن جلو دختر بچه که راجع به همه چیز کنجکاوه و درحال رشده با این سر وضع جلوش ظاهر نشن...
چون اگه دوباره بره و باز اینجوری پوشیده باشن بیشتر کنجکاو تر میشه که بدونه اون چیه...
من شوهرم شورت میپوشه و یکم هم بلنده و چون گشاده بازم لباس زیر زیرش میپوشه میگه بخاطر دخترا ممکنه یهو دربیان زشته....
و خب باید به شوهرتون هم تذکر بدین من دختر خواهرم اینجوری شده و خیلی رفتاراش غیر طبیعی شده اصلا مواظبم که دخترام ازش چیزای زشت یاد نگیرن چون همش کنجکاوی میکنه به جاهای خصوصی یا به دخترا میگه شلوارتونو دربیارین ببینم چجوریه...
خداروشکر هم دیر به دیر میریم اونجا و خیلی هم مواظبم.
خلاصه که حواست به دخترت باشه مثل خواهر زادم نشه....

من باشم اصلا نمیزارم تنها بره اونجا
به هیچ وجه
هرچقدرم میخواد ناراحتی پیش بیاد مهم نیست
دلیلش رو پرسیدن همینو بگو ، بگو رعایت نمیکنید بچه ۴ساله دلیلی نداره از این سن این چیزارو ببینه. پس یه دفعه گوشی بدون فیلتر بدم دستش ببینه دیگه همه چیو. الانم داره واضح خونه شما به چشمش میاد.
به شوهرتم بگو حتما توخونه رعایت کنه

چقد زشت واقعا خجالت نمیکشن

اول ب همسرت بگو بعد ب اونا بگو بعد برا بچه ات توضیح بده

سوال های مرتبط

مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۵ سالگی
خانما میخوام درد و دل کنم من و شوهرم 7 ماه صحبت کردیم زیر نظر خانواده ها و ازدواج کردیم از اول ازدواجمون شوهرم قصد داشت منو تغییر بده و به قول خودش شبیه خودش کنه و از این طریق افسار زندگیش رو دستش بگیره من وابسته خانواده ام هستم مخصوصا مادرم اون هم میدونست و با خانواده ام در افتاد و یکی یکی پاشون رو از خونه ام برید تا به قول خودش من مستقل بشم تو این گیر و دار من باردار شدم در حالی که با کل خونواده ام قهر بود تو دوران بارداری خیلی اذیتم کرد و من از ماه هشت بارداری افسردگی گرفتم تا سه ماه پس از زایمان حالم بد بود ولی تو اون روزا تنها دل خوشیم و دلیل زندگیم پسرم بود الان هم جونم به جونش بسته است نمی تونم یه لحظه دوریش رو تحمل کنم پسرم هر چی بخواد بخره به من میگه چون باباش براش نمیخره حتی لباساش رو مامانم اینا می‌خرن دکترش رو خودم میبرم خلاصه که باباش هیچ احساس مسئولیت نداره ولی پسرم باباش رو بیشتر از من دوست داره به من میگه من تو رو دوست ندارم بابام رو دوست دارم خیلی دلم گرفته
مامان پرروچه مامان پرروچه ۵ سالگی
سلااام مامانا یه سوال دارم از شما به عنوان مادر، خواهشا از دید روانشناسی جواب ندید

ما دیروز ختم بودیم، تعداد بچه ها حدودا ۶ ۷ تا بود که یکیش هم دختر من بود و چندتایی از نوه های صاحب مجلس بودن
یکی از اقوام هیچ وقت بچه اش رو هیچ جا نمی‌بره به دلیل این ک شیطنت خیلیی زیاد داره... این سری به جز ایشون چند نفر دیگه هم نیاورده بودن و گفتن ک شلوغه و گرمه و.... بچه اذیت میشه ولی من کسیو نداشتم ک بذارم پیشش و همراه خودم بردم
دخترم و بقیه ی بچه ها بازی میکردن ک همین مادری ک میگم بچه اش هیچ جا نیست، شروع کرد ب غرغر ک بچه اشون رو هیچ نمیگن... سرمون رفت... تربیت کردن بلد نیستن...
من خیلییی بهم برخورد، چندباری هم تذکر دادم ولی خب بچه است و از طرفی نوه های خود صاحبخونه هم بودن و اونا هم بازی میکردن و صاحبخونه بهشون نمی‌گفت ساکت باشید... وقتی همه ی بچه ها بازی میکنن و ۱دا دارن، چرا این فرد باید به سمت من نگاه کنه و همچین چیزی رو زیر لب بگه؟؟

البته مادر بچه های دیگه هم اخطار داد.... ولی خب شما میدونید ک بچه ها گوش بده نیستن و بازی صداشون بالا میره

این خانمی ک غر میزد هم خودش ۲۶ سالشه و سن بالا نیست

شما جای من بودید چیکار میکردید؟ چه واکنش یا جوابی میدادید؟
من ک کاری نکردم و سعی کردم خودمو ب نشنیدن بزنم

آها یادم رفت مادر این خانم هم بودن و حرفشون رو تایید میکردن با کله....