۱۰ پاسخ

من با پسرم زیاد میرفتیم، (البته از مرحله لباس پوشیدنمون متنفر بودم)
الان دخترم تو کالسکه نمیمونه، گاهی میزنه به سرم بغل میگیرم نیم ساعته میریم و میایم
گاهی ام به اماده شدنش فکرمیکنم، به اینکه بیرون بدقلقی کرد کی قراره پاسخگو باشه و... فکر میکنم منصرف میشم و میشینم خونه
گاهی ام دلم میخواد حتی شده در حد دو ساعت هیچ کدومشون پیش من نباشن(که این اخری تا الان نشده و حالا حالاها هم شدنی نیست

با کوچکترین بهونه میزنم بیرون دلم نمی‌خواد خونه باشم اصلا

واای من که منتظر میمونم باباش بیاد شیفت و تحویل میدم و الفراررر🏃‍♀️🏃‍♀️🏃‍♀️
😂

من هیچ جا نمیرم بعضی وقتا ک برم بیرون جدا از اینکه خیلی اذیت میشم مجبوریم زود هم برگردیم تا آقا خوابش بهم نریزه

من اگر روزی یه بار بیرون نرم دیوونه میشم. شده برم یه دور تا نونوایی باید حتما برم. خونه موندن عصبیم میکنه. بچه هامم دیگه عادت دارن

همش خونه ی مامان،خونه...هرجا میری باید یکسر دنبال کارای بچه باشی،هیچی نمیفهمی اصلا.تو تونه خسته میشی،بیرونم خسته میشی.خیلی دل مرده شدم.😐شوهرمم شغل آزاده یکسره سرکار

من دخترم و میذارم خونه مامانم میرم

با همسرم میرم بیرون یا با مامان بابام
بادخترمم رفتم ولی حال نمیده😅منتظرم بتونه خوراکی های بیرونو بخوره بریم بیرون خوراکی بخوریم😂
البته من یه دونه دارم

اصلا نمیرم خودمم خسته شدم بس که‌تو خونه بودم ولی انقد پسرم بالا میاره ترجیح میدم نرم بیرون

من با یدونه هم نمیتونم برم تا آماده شم خسته میشم کلا امسال جای خاصی نرفتم خیلیم کلافع میشم

سوال های مرتبط