۱۵ پاسخ

الان ک نیست دیگه پرقدرت قطعش کن
یک هفته ای سخت میگذره اوکی میشه

دیگ نخر یه هفته سختی می‌کشی ولی راحت میشی چون خیلی وابسته اس هر چی بزرگتر بشه دل کندن از پستونک سخت میشه براش

الان ک نیست بهترین موقع برای گرفتن پستونک و ترک پستونکه میتونی یکم سختی داره ولی میگذره.. من پسر همش دو روز طول کشید تا پستونکو ترک کرد... البته پسر من در طول روز اصلا نمیزاشتم بزاره دهنش فقط موقع خواب

پسرمنم وابسته پستونکه تو خونه دو سه تا داریم همیشه
ولی خیلی میترسم از پستونک بگیرمش چون از وقتی از شیر گرفتمش خیلی عصبی و پرخاشگر شده و وابسته پستونکش که قبلا فقط نیم ساعت موقع خواب میخورد

میترسم روحیه‌اش خراب بشه تازه چندماه دیگه خواهرشم دنیا میاد نمیدونم چیکار کنم

به نظرم همینو بهونه کنید برا از پستونک گرفتن😂

عزززیزکم🥹
اصلا یهویی نگیر ازش که بهش استرس میده..تدریجی کمترش کن..😍

بنظرم اگه عادت به موزیک لالایی داره براش بزار سرش و پشتش ماساژ بده نازش کن

اگ بتونی بگیری ازش فک کنم بهتر باشه چون هرچی بزرگ تر بشن سخت تر هست و چند روزی برات سخته

من همیشه یدونه زاپاس دارم خونه

عزیزم مشخصه خیلی وابسته پستونکه،توی همه عکسا دهنشه،کوچولوی ناز😍

براش لالایی بزار صداشو زیاد کن،همه چراغا خاموش کن،بغلش کن راه ببرش،عروسک یا وسیله ای که خیلی دوست داره بده بغل کنه دو سه روز سخته ولی زود عادت میکنه

خیلی وابسته پستونکه یا فقط موقع خواب میخوره؟

باید بگیری از پستونک

۱۱ تا صلوات بفرست ..بگرد انشااالله پیدا میشه

وای یا خدا
همین پا بگیر ازش فاطمه

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۳ ماهگی
ما از دیشب پروژه‌ی از پستونک گرفتن رو شروع کردیم، ولی به جبر زمانه!😅
فاطمه در عرض چند روز همه‌ی پستونک هاش رو گم کرد
دیشب هم آخریش رو
دیگه گفتم حالا که موقعیتش جور شده از پستونک بگیرمش🥲
تا الان نگرفتم چون داداشش هم پستونک میخوره، ولی به نظرم الان دیگه آمادگی‌ش رو داره
دیشب موقع خواب درخواست پستونک کرد، خودشم میدونست گم شده، هی میومد به من می‌گفت پاشو پستونک بده😅
منم گفتم گم شده و نیست، قبول نمی‌کرد، توی رختخواب یه مقدار بی‌قراری کرد، آخرش مثلا پاشدیم دنبال پستونک بگردیم، کل خونه رو چند دور رفتیم و اومدیم، بعدش گفت بغلش کنم، دوباره چند دور هم همونجور که بغلم بود دور خونه گشتیم🫠
براش کلی شعر خوندم، قصه گفتم، قصه‌ی پستونک کوچولویی که وقتی فاطمه به دنیا اومد پدر و مادرش اون رو فرستادن تا موقعی که فاطمه بزرگ میشه پیشش باشه، حالا دیگه فاطمه بزرگ شده و پستونک میخواد برگرده خونه شون😄
گفتم تو دیگه بزرگ شدی خانم شدی، پستونک مال نینی هاست، داداش کوچولو باید پستونک بخوره
آوردمش توی رختخواب از زبون عروسکش هم باهاش حرف زدم، ولی با همه‌ی اینا بازم قبول نمیکرد، خیلی سخت بود براش، کلی گریه کرد و بعدشم با من قهر کرد و رفت اون طرف خوابید🥲
خیلی شبیه از شیر گرفتن بود به نظرم...
صبح که بیدار شد حس میکردم انگار چند درجه بزرگتر شده🙂
انشاالله بقیه‌شم خوب پیش بره. اینم تجربه‌ی ما بود🌼

#تجربه
#پستونک
#ترک_پستونک