سلام مامانا عزيز يه راهنمايي ميخوام
من يه دو روزي هست دخترمو ميبرم مهد كه خيليم راضيه و دوست داره و از طرفي يه مدت كوتاهي هست دارم رانندگي ميكنم خودم تا دخترمو ببرم و بيارم خودم اما چون هنوز ترس دارم دوستم باهام ميادو برميگرده امروز دوستم خواهرشم اورد كه با ما تا مسيري بياد و برسونيمش دكتر منم گفتم بياد ايرادي نداره اما كلا ميدونستم دخترم اينو ببينه خوشش نمياد، دم مهد كه رسيديم گفتم دخترم فلانيم هست بريم كه زودتر برسيم خونه يهو دم ماشين كه اين خواهره بره هركاري هم كردم هر ترفندي نشد ، حتي نتوستم بكشونمش تو ماشين با گريه چون با كمي لجبازي و گريه اروم ميشن بچه ها، چون خودم راننده بودم اصن نميدونستم چه خاكي رو سرم بريزم، هم شرمنده بودم هم عصباني هم درمونده و هم كلا ترس از رانندگي چون اشفته بودم و كلا سر اين موضوع بهم ريختم ، ديگه دوستم ديد اين اروم نميشه اينو خواهرش پياده شدن و من انگار قشنگ مردم، و بازم هر كاري كردم دخترم اصن كوتاه نيومد، نميدونم چطور رانندگي ميكردم واي يه دوستم تماس گرفتم بازم معرفت بخرج داد خواهر مريضشو راهي درمانگاه كرد و خودش با من اومد تا خونمون..

۴ پاسخ

آره عزیزم بچه است سخت نگیر ،جز روند رشدشونه میگذره ایشالله،حالا منم تو موقعیت شما هستم خیلی دوست دارم خودم دخترم ببرم کلاس بیارم میترسم نتونم از پس رانندگی بربیام ،میگم تازه گواهینامه گرفتی ؟یا قبلا ،منظورم الان که نشستی پشت فرمون چقدر قبلش تمرین داشتی ؟من که صفر صفرم ،ده سال پیش گواهینامم گرفتم ولی تا الان رانندگی نکردم

حتما دلیلی داره ک دخترت از خواهرش بدش میاد بدون دلیل ک نمیشه

اوه چقد سخت میگیری بچه اس دیگه اونام حتما درک این رو دارن که سنش خیییییلی کمه که بخواد کاری رو از رو قصدک غرض انجام بده.

ادامه

من عصباني سعي كردم نشم واي مدام بهش گفتم كارت خوب نبود احتمالا از چيزي ناراحت بودي كه اينكارو كردي وگرنه دختر من هيچوقت كسيو از ماشين بيرون نميكنه. اصن من حالم به حدي بد شد كه از ظهر تا الان دارم خودمو ميخورم باهاش انقدر حرف زدم بهش فهموندم كارش اشتباه بود و حتي با خواهرش تماس گرفتم خودمو دخترم معذرت خواهي هم كردين و دخترمو اونو دعوت به بستني كرد چند روز ديگه، ولي من دروني از دخترم بيزار شدم عصبانيم ازش خيلي بدم اومد ازش چيكار كنم اروم بشم؟ ميترسم درباره ازين رفتارا كنه در صورتي كه هيچوقت اين مدلي نبود دختر اروم و مودبيه

سوال های مرتبط

مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی