۱۰ پاسخ

فک نکنم هیچ مادری این شب فراموش کنه😭😭
من تا صبح گریه کردم

انشالله عزیزم همیشه موفق باشی وخدا توانشو هم به تو هم به پسرت بده
خوبه باز پسرت ماشاالله بزرگه منکه دخترم هنوز کوچیکه وقراره بزودی برم سرکار

خداروشکرکن پیش مادرته، عادت میکنی یکی دوروزاول سخته

موفق باشی عزیزم
خداروشکر مادرت هست
میدونم خیلی سخته
من مادرم شرایط نگه داری نداره باید بزارن مهد
چندتا مهد رفتم وحشتناک بود 😫😫
من باید نرفتن رو انتخاب کنم
خوشحالم که برمیگردی سرکار
ان شاءالله جفتتون عالی از پسش بر میاین
تو مامان خیلی خوب و قوی هستی

فکرکنم تنها مامانی ک از سرکار رفتن خوشحاله منم😂😂
بابام امروز سر ب سرم میذاشت میگفت روزشماری میکنی بری سرکار😂😂😂
خوبه نیلدا کلا نصف روز یا بیشتر پیش ما هست😂😂😂

عزیزم قوی باش و کنار بیا
برای منم خیلی سخت بود
خیلی گریه هاااااا کردم
اما ب لطف خدا همه چی امن و امان و اوکی شد
هم حال پسرم بهتره میره مهدکودک
هم حال من

الهه حسی که خودت نسبت به خودت داری خیلی مهمه من همیشه میگم ما به جز مادر و همسر بودن باید نقشای دیگه هم داشتیم تا یه زمانی که ازین دوتا فارغ شدیم حس پوچی نگیریم ولی صادقانه بگم اگر کارت تایمش خیلی بالاست و انرژی زیادی میگیره سختت میشه

ان شالله موفق باشی

تو اولین مادری نیستی که این کار رو می‌کنی و آخری هم نخواهی بود این فکر و خیال ها برای چیه
مطمعن باش هیچ اتفاقی برای زندگی و آینده پسرت نمیوفته

عزیزم خیالت راحت باشه پیش مادرت هست بعد چند روز با شرایط کنار میای نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
دست و دلم به هیچکاری نمیره.
قبلا احساس میکردم با ایده های غذاهایی که از ایلیا اینجا میذارم کمکی میشم برای ایده گرفتن مامانا خصوصا برای میانوعده بچه ها ولی اینروزا با این شدت گرونی اصلا دیگه کار درستی نمیدونم اینکارو.
تا ماه پیش سعی میکردم نکات فرزندپروری و بازی و آموزش با کودک رو بذارم که راهی باشه برای مامانایی که دوست دارن ولی دیگه میدونم هیچکس دلش خوش نیست و حوصله خیلی کارهارو نداره من جمله خودم.
دیروز ایلیا کتابشو اورد عکس هواپیمارو نشون داد گفت مامان داره میره ایران. (نمیدونم تو کدوم از قصه هام براش از سفر هواپیما به ایران گفته بودم یا شایدم سفر چندماه پیشمون به ایران رو یادش بود) گفتم آره مامان میره ایران پیش باباجون ها خاله، مامانجون؛ عمه....
و بی اختیار اشک ریختم اینروزها در شکننده ترین حالت ممکن قرار دارم.
چندروز پیش تو بغل دوست ایتالیاییم بعد از پرسیدن حالم کلی گریه کردم.
پس چرا هیچکدوم از متدهای روانشناسی و روانپزشکی برای اینروزام جوابگو نیست.
اینروزها دلتنگ ایرانم. نگران ایرانم. خیلی خیلی نگران... اینبار دلم فقط برای خانواده و شهرم تنگ نشده دلم برای تک تک مردممون تنگ شده برای تک تک شهرهای کشورم حتی شهرهایی که تا بحال ندیدم.