۱۱ پاسخ

سخت ترین قسمت یعد زایمان رفتن مامانه
من ی ۵ روزی خونش بودم اون ی شب خونم بود وقتی رفت تا ۱۵ روووز حالم بد بود تو حیاط و همه جا‌مامانم و میدیدم گریه میکزدم

منم دو روز پیش اینجوری بودم حتی نشستم گریه کردم ولی الان یکم بهترم 🥲😅

اخییی، منم زمانی که‌ مامانم رفت و تنها شدم، کلی گریه کردم

سایش مستدام من چی بگم ک ی ماه قلب زایمان از دستش دادم دارم از نبودنش می‌سوزم و چاره نیست درد میکشم درمون نیست دل تنگم مادرم نیست 😭😭

من‌بعد پنجاه روز اینا یکم‌ب خودم اومدم .۱۵ روز مامانم‌و مادرشوهرم خونمون‌بودن کمکی .ده روز خونه مامانم رفتم پنج‌روزم خونه مادرشوهر بعدش برگشتم خونه خودم بازم با اینکه کلی کمکم‌کردن‌سخت گذشت بهم 🤦🏻‍♀️

حتما برمیای عزیزم

اولش سخته ولی تو میتونی
ما همه این دوران رو گذروندیم

اولش سخته
شب اول شاید از استرس حتی خابت نبره
ولی کم کم قلقش میاد دستت
شب اول که تنها شدم کم مونده بود نصف شب دوباره برم خونه مامانم😐😂

برمیای چرا برنیای من از شب دهم دیگه تنها بودم

من‌ک‌ار اولش‌تنهام‌درسته‌خونه بایام‌ولی از عهده کاررای بچم‌ بر‌میام

مامانتون رفتن؟ یا چیزیشون شده خدایی نکرده؟😑

سوال های مرتبط