خودم اول عروسیم پدستم کنده شد اما الان بعد از سه سال خیلی بهتر شده.مامانم همیشه میگه اولاش چشم چشم بگو بعد یک عمر حرف تو پیشه.مردا میخوان مرد مردی کنن😁😂شوهر خودم اول عروسی مون الکی یه چیزایی رو گیر می داد و مثلا میگفت نمیخواد بری خونه عموت زنگ بزن بگو ما نمیایم کنسله هرجی میگفتم چرا.میگفت نمیخوام بگم منم میگفتمچقدر دلم میخواست اما به خاطر تو باشه و واقعا زنگ میزدم کنسل می کردم بعد از دوسال بهم گفت تو جقدر زن خوبی هستی و منو میخوای به خاطر من خیلی کارا رو کردی و ثابت کردی منو دوست داری و الان دیگه زیاد گیر نمیده و بعضی جاهاهم که باب میلش نیست به خاطر من میاد
باید سیاست داشته باشی یه چیزی که بهت میگه بگو چشم یا باشه اما بعداز چند وقت اخساس میکنه که نه حرفش تو خونه مهمه و روش حساب میکشن بعد از خر شیطون میاد پایین و دیگه حرف تو توخونه اول مبشه مطمئن باش
میدونی مردا لج بازن اگه موقع اعصبانیت شون توهم بیشتر داد بزنی اونا بدتر میکنن.بزار آرومبشه و هروقت حالش خوب بود یه استکان چایی بیار و به خودتم برس بعد بگو میخوام یه موضوعی رو بهت بگم.چند شب پیش من ازت انتظار نداشتم جلوی جمع سرم داد بزنی آخه تو پشت و پناه منی وقتی سرم داد زدی انگار بی پناه شدم .مردا از این کلمات که مثل کوه پشتمی و...که حمایتی باشن خیلی خوششون میاد.دوست دارم اگه جایی هم از دستم ناراحت شدی ناراحتیت رو فقط وقتی خودمون دوتا هستیم بهم بگی.نمیخوام بقیه متوجه قهر و ناراحتی مابشن شاید کسی اصلا خوشحال بشه از ناراحتی ما.بعدم اینکه هیچ وقت دستوری باهاش صحبت نکن.مثلا بگو میشه یه لیوان اب بهم بدی نگو یه لیوان بهم بده.چیزایکوچیکی هستن اما مردا دوست دارن.شاید فکر کنی خوبیای تورو نمیبینه اما یه جایی به این میرسه که. زنش چقدر خوب بوده و اون نه
ببین مشاوره ای و انتخاب می کنی بگو بهت راه حل بده ناینکه فقط حرفات گوش کنه بگو چطوری با شوهرم رفتار کنم و یه سری باید و نبایدشاید قلق خاصی داره اگ فقط گفت شوهرت بیار مشاوره ات عوض کن
از خانواده اش خیار نمیبره؟ دوستش مجرده یا متاهل شاید از اون خط میگییره
عزیزم باهاش حرف بزن یا با یه آدمی ک بهش اطمینان داری اون باهاش حرف بزنه
مثلا ببینه وظیفه یک مرد در قبال زن و بچه چیه
خودت تلاش کن درستش کنی
ببین اصلا چرا حوصلتونو نداره
مشکلش چیه
با زبون خوش بهش بگو ن دعوا
چون اگه تو صداتو بلند کنی و دعوا اونم بدتر میکنه
چ میدونم موقع حداقل رابطتتون از بچت و از اینکه دخترت باباشو چقدر دوست داره حرف بزن ....
واقعا میفهمم چی میگی و درک میکنم،اما الان خواهر من شرایط اینه،کاریش هم نمیشه کرد،پس خودت دست بذار رو زانوت و بخاطر بچه بلند شو،بلند شو از صبح تا شب وقت بذار براش،هزار و یه جور بازی هست که میتونی باهاش بکنی و بچه کیف کنه،پارک دوست داره تنهایی ببرش،مگه حتما باید بمونی تا شوهرت ببرتون!!! خودت و دخترت برید شب هم پیش شوهرت باش
خیلی اعصاب فولادین داری که تحملش میکنی
عزیزم نمیخوام سر زنشت کنم ولی چرا تویی که شناخت داشتی ازش جدانشدی چرا بچه اورد عوض شدم یعنی چی مثل اینکه یکی مایه خمیرش بربری باشه بعد بگه عوض شدم سنگکش کنی مگه میشه اون وجودش اونه ذاتش اونه چطور تونسته عوض شه حالا یه بچه داری چطور باید اون تحمل کنه اون الگو بچه میشه عصبی میشه بچه ت حالا حالیش نیست بنظرم شرایطش داری جداشو نزار بچه ت توی همچین محیطی بزرگ بشه
حق داری عزیزم با این همه خستگی بچه داری صد درصد حق داری
بابا من خونه مادرم شهرستانن . خودمم با خونواده مادر شوهرم رابطه ندارم. هیچ جا نمیریم هیچ جا . شوهرم از ترس مادر شوهرم مارو حتی پارک هم نمیبره همش تو خونه یک ساعت غروبها فقط بچه رو میگم افسردگی نگیره میبرم دم در حیاط. وگرنه آرزو رو دلم مونده جایی منو ببره یه حداقل یه مهمون بیاد.
۱۵ روزه باهم حرف نزدیم تازه امروز یکم حرف زدیم. فقط بخاطر بچه تحمل میکنم. میگم میگذره . توهم یکم صبر کن بچه بزرگتر ک بشه شوهرتم درست میشه. منم امیدم فقط اینه ک با بزرگ شدن بچم رفتار شوهرم درست بشه بخاطر بچه. چون بچه ک بزرگتر بشه دیگه ازش قبول نمیکنه ک اینجور باشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.